دانلود مقاله ISI انگلیسی شماره 11826 + ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله

الگوهای افزایش (یا جمع آوری) سرمایه بین المللی

کد مقاله سال انتشار مقاله انگلیسی ترجمه فارسی
11826 2010 13 صفحه PDF 51 صفحه WORD
خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.
عنوان انگلیسی
Patterns of international capital raisings
منبع

Publisher : Elsevier - Science Direct (الزویر - ساینس دایرکت)

Journal : Journal of International Economics, Volume 80, Issue 1, January 2010, Pages 45–57

فهرست مطالب ترجمه فارسی
چکیده

کلمات کلیدی

1- مقدمه

2- داده ها

3- کدام شرکتها، در خارج از کشور جذب سرمایه میکنند؟

3-1- الگوهای فعالیت افزایش سرمایه جهانی

3-2- دسترسی شرکتها به بازارهای بین المللی

جدول 1- فعالیت افزایش سرمایه در بازارهای عمومی توسط کشور / منطقه صادرکننده و نوع صدور.

3-3- ویژگیهای شرکتهایی که در خارج از کشور، سرمایه جذب میکنند، در مقابل شرکتهایی که این کار را نمیکنند

جدول 2- ویژگیهای شرکت بر حسب فعالیت افزایش سرمایه.

4- پس از جذب سرمایه در خارج از کشور چه اتفاقی میافتد؟

4-1- تغییرات در متغیرهای سطح شرکت پس از افزایش سرمایه در خارج از کشور

جدول 3- مقایسه های قبل و بعد بین شرکتهایی که ارائه سهام فصلی را در داخل و خارج از کشور اجرا میکنند.

جدول 4- مقایسه قبل و بعد بین شرکتهای که صدور بدهی را در داخل و خارج از کشور انجام میدهند.

جدول 5- تکامل ویژگیهای شرکت پس از ارائه سهام فصلی.

4-2- الگوهای زمان متغیرهای سطح شرکت بعد از فعالیت افزایش سرمایه

جدول 6- تکامل ویژگیهای شرکت پس از صدور بدهی.

5- فعالیت افزایش سرمایه شرکتهایی که در خارج از کشور سرمایه جذب میکنند

5-1- تفاوتهای اندازه بین صدور در داخل و خارج از کشو

5-2- پس از بینالمللیسازی، شرکتها از کجا سرمایه جذب میکنند؟

جدول 7- اندازه افزایش سرمایه در بازارهای عمومی یا دولتی براساس نوع صدور.

5-3- تغییرات در فعالیت افزایش سرمایه در بازارهای داخلی پس از افزایش سرمایه در خارج از کشور

جدول 8- فعالیت افزایش سرمایه در بازارهای داخلی پس از افزایش سرمایه در خارج از کشور.

جدول 9- فعالیت افزایش سرمایه در بازارهای داخلی شرکتهایی که در خارج از کشور، سرمایه جذب میکنند.

6- نتیجه گیری
کلمات کلیدی
امور مالی بین المللی - امور مالی شرکت - اتصال - تقسیم بندی - زمان بندی بازار
کلمات کلیدی انگلیسی
International finance, Corporate finance, Bonding, Segmentation, Market timing,
ترجمه چکیده
این مقاله چندین الگوی جدید مربوط به شرکت هایی صادرکننده سهام و اوراق قرضه در بازارهای خارجی را مستندسازی می کند، که انگیزه نیاز به هدایت جهت تحقیقات آتی را فراهم کرده و در این زمینه کمک می کنند. سه الگو اصلی مظرح می شود. (1) بخش بزرک و قابل رشدی از افزایش سرمایه، به ویژه صدور بدهی، در بازارهای بین المللی رخ می دهد، اما تعداد بسیار کمی از شرکت ها مسئول بخش عمدهپ ای از افزایش سرمایه بین المللی هستند، که ناهمگنی بین شرکتی در جهانی سازی مالی را برجسته می سازد. (2) تغییرات در عملکرد شرکت پس از صدور سهام و بدهی در بازارهای بین المللی، از نظر کیفی مشابه موارد پس از صدور داخلی هستند، که نشان می دهد افزایش سرمایه در خارج از کشور، ذاتاً با بازارهای داخلی تفاوتی ندارد. (3) شرکت ها پس از دسترسی به بازارهای بین المللی، به صدور اوراق بهادار در خارج از کشور و در داخل ادامه می دهند، که نشان می دهد بازارهای بین المللی و داخلی، مکمل هم هستند، و نه جایگزین. نظریه های موجود، این الگوها به طور کامل در نظر نمی گیرند.
ترجمه مقدمه
جهانی سازی مالی در طول دو دهه گذشته، امور مالی بین المللی و شرکت را تغییر داده است. حدود 30 درصد کل سرمایه افزایش یافته توسط شرکت ها از طریق صدور سهام و اوراق قرضه در طول دوره 2005-1991 در بازارهای اوراق بهادار خارج از کشورهای آنها رخ داده است. Obstfeld و Taylor (2004) نشان می دهند که درصد بی سابقه ای از سرمایه مالی جهان، اکنون در سراسر مرزهای بین المللی جریان دارد. علاوه بر این، میزان افزایش یافته توسط شرکت ها در بازارهای خارجی تقریباً چهار برابر از سال 1991 افزایش یافته است، که نزدیک به یک تریلیون دلار آمریکا در سال 2005 است. با این وجود، سؤالات اساسی در مورد بین المللی سازی بازارهای سرمایه هنوز به طور کامل پاسخ داده نمی شود. چرا شرکت ها، سهام و اوراق قرضه را در بازارهای خارجی به فروش می رسانند؟ اثرات صدور اوراق بهادار در بازارهای خارجی بر عملکرد شرکت چیست؟ اثرات توزیعی بین شرکتی از افزایش سرمایه بین المللی چیست؟ فقدان اطلاعات صدور سهام و بدهی در سطح شرکت در هر دوی بازارهاي داخلي و خارجي، درک ما در خصوص علل و اثرات جهاني سازی مالي را در سطح كلان و خرد محدود مي كند. ما برای کمک به رسیدگی به این سؤالات، ابتدا اسناد و مدارک مربوط به چندین الگوی برجسته درسطح شرکت و در رابطه با افزایش سرمایه بین المللی را ارائه می کنیم. اول، ویژگی های شرکت هایی را نشان می دهیم که از طریق صدور سهام و بدهی در خارج از کشور سرمایه را افزایش می دهند، و نحوه تفاوت این شرکت ها ازشرکت هایی که فقط به جذب سرمایه داخلی می پردازند، و شرکت هایی که اوراق بهادار را به صورت محلی یا بین المللی صادر نمی کنند، مستندسازی می کنیم. ما ویژگی های متعددی را در سطح شرکت تجزیه و تحلیل می کنیم، مانند اندازه شرکت، رشد، سرمایه گذاری، سودآوری ، ساختار سرمایه و ارزیابی شرکت. دوم، ما نشان می دهیم که پس از صدور سهام یا بدهی در خارج از کشور، چه اتفاقی برای شرکت ها می افتد، و این الگوها را با شرکت هایی که سرمایه داخلی جذب می کنند، مقایسه می کنیم. سوم، ما نحوه استفاده شرکت ها از بازار اوراق قرضه و سهام داخلی را در قبل و بعد از بین المللی شدن آنها، مقایسه می کنیم. ما به جای آزمون فرضیه ها یا تدوین نظریه های جدید، با مستندسازی الگوهای جدید و مرتبط ساختن آنها با نظریه های موجود به ادبیات کمک می کنیم. در نتیجه، تحقیقات ما، نیاز به هدایت جهت تحقیقات آتی را ترویج کرده و به آن کمک می کند. ما برای تجزیه و تحلیل الگوهای سطح شرکت مربوط به افزایش سرمایه بین المللی، یک پایگاه داده جدید ایجاد می کنیم. این مجموعه داده شامل 168513 صدور هام و بدهی در بازارهای سرمایه داخلی و بین-المللی است، که توسط 45969 شرکت از 116 کشور انجام می شود، و دوره 2005-1991 را پوشش می دهد. ما این داده ها را با اطلاعات جامع در مورد ترازنامه های شرکت و صورت وضعیت درآمد برای 38801 شرکت تطبیق می دهیم. سه دسته گسترده از یافته ها، از تجزیه و تحلیل ما پدید می آید. ابتدا، یافته ها را خلاصه کرده، و سپس آنها را به کار نظری و تجربی موجود در مورد افزایش سرمایه و ادغام مالی بین المللی ربط می دهیم. اول، بخش بزرگ و رو به رشدی از افزایش سرمایه، به ویژه صدور بدهی، در بازارهای بین المللی انجام می شود، اما تنها بخش کوچکی از شرکت ها، در واقع از بازارهای بین المللی استفاده می کنند، و از این بخش کوچک، زیر نمونه خیلی کوچکی عهده دار بخش عمده ای از افزایش سرمایه بین المللی است. از کل سرمایه جمع آوری شده از طریق صدور اوراق بهادار در بازارهای سرمایه در سال 2005، شرکت های کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته، به ترتیب 51% و 39%، خارج از کشورهای خود به جمع آوری سرمایه پرداختند. این سهم برای صدور بدهی بالاتر از صدور سهام است. صدور بدهی در خارج از کشور، 35 درصد کل مبلغ جمع آوری شده از طریق صدور بدهی در بازارهای سرمایه را طی دوره 2005-1991 به خود اختصاص می دهد، در حالی که صدور سهام در خارج از کشور نماینده 10 درصد از کل مبلغ جذب شده از طریق صدور سهام در طی همان دوره است. علاوه بر این، حدود 15 درصد از تقریباً 46000 شرکت که در طول دوره نمونه ما، در بازارهای دولتی به صدور اوراق بهادار پرداختند، به بازارهای بین المللی دسترسی داشتند، و تنها یک دهم این شرکت ها (کمتر از 700 شرکت) حدود دو سوم کل منابع مالی را به صورت بین المللی جذب کردند. در نهایت، هر جقدر شرکت هایی که سرمایه را در خارج از کشور جمع می کنند، نسبت به شرکت هایی فقط سرمایه را در داخل کشور افزایش می دهند، بزرگتر باشند، آهسته تر رشد می کنند، و بیشتر تحت اهرم هستند. دوم، تغییرات در عملکرد شرکت پس از صدور سهام و بدهی در بازارهای بین المللی، از نظر کیفی مشابه موارد پس از صدور اوراق بهادار در بازارهای داخلی است. چه شرکت ها اوراق بهادار را در بازارهای داخلی صادر کنند، و چه در بازارهای بین المللی، تمایل دارند بزرگتر شوند، و پس از افزایش سرمایه، کاهش نرخ رشد و سودآوری خود را تجربه می کنند. این الگوها نشان می دهند که صدور در بازارهای بین المللی به طور ذاتی از صدور در بازارهای داخلی متفاوت نیست. علاوه بر این، تفاوت بین شرکت هایی که سرمایه را در خارج از کشور جذب می کنند، و شرکت هایی که تنها اوراق بهادار را به صورت داخلی صادر می کنند، چندین سال قبل ار دسترسی واقعی شرکت ها به بازارهای بین المللی، وجود دارد. سوم، هر چند صدور در خارج از کشور بسیار بیشتر از صدور در داخل است، شرکت ها (1) پس از دسترسی به بازارهای بین المللی به صدور اوراق بهادار در بازارهای بین المللی و داخلی ادامه می دهند، و (2) پس از بین المللی سازی، پول جمع آوری شده در بازارهای داخلی را افزایش می دهند. به ویژه برای شرکت های کشورهای در حال توسعه (توسعه یافته)، میانه صدور در بازارهای بین المللی حدود 18 (دو) برابر بزرگتر از میانه صدور در بازارهای داخلی است. علاوه بر این، شرکت ها پس از بین المللی شدن، از بازارهای داخلی خارج نمی شوند. در مقابل، شرکت ها در حین ادامه به استفاده از بازارهای بین المللی، جذب سرمایه خود در داخل کشور را به طور قابل توجهی افزایش می دهند. به عنوان مثال، پس از بین-المللی سازی، شرکت معمول در کشور توسعه یافته که بیش از سه برابر میانگین سالانه در بازارهای داخلی افزایش سرمایه داشت، مبلغ را نسبت به دارایی ها به صورت داخلی افزایش می دهد، و بخش بیشتری از کل فعالیت افزایش سرمایه در بازار داخلی خود را ثبت می کند. یافته های ما با سه نظریه علل و اثرات افزایش سرمایه بین المللی در ارتباط است. اول، دیدگاه بخش بندی استدلال می کند که شرکت ها برای دور زدن مقررات، سیستم های حسابداری ضعیف، مالیات و بازارهای داخلی غیر نقدشو که سرمایه گذاران خارجی را از خرید سهام آنها دلسرد می کنند، به بین المللی سازی می-پردازند (Black, 1974; Solnik, 1974; Stapleton and Subrahmanyam, 1977; Errunza and Losq, 1985; Alexander et al., 1987; Domowitz et al., 1998). در نتیجه، شرکت ها برای کسب دسترسی به سرمایه گذاری با هزینه کمتر بین المللی سازی می کنند (Foerster and Karolyi, 1999; Miller, 1999). دوم، دیدگاه "پیوند" استدلال می کند که شرکت-ها برای پیوند دادن خود به یک چارچوب حاکمیت شرکتی بهتر بین المللی سازی می کنند، که استخراج مزایای خصوصی توسط افراد داخلی شرکت را محدود می کند (Stulz, 1999; Coffee, 2002; Reese andWeisbach, 2002; Doidge et al., 2004). این امر باعث می شود که شرکت ها برای سرمایه گذاران بالقوه جذاب تر شوند، هزینه سرمایه آنها را کاهش داده، و سبب پایداری بهبود عملکرد شرکت می شود. سوم، دیدگاه زمانبندی بازار اشاره می کند که شرکت ها سرمایه در خارج از کشور را به منظور بهره برداری از قیمت های موقتاً بالای اوراق بهادار خود در طول بازارهای "داغ" افزایش می-دهند (Errunza and Miller Errunza and Miller, 2000; Henderson et al., 2006). در حالی که الگوهایی که مستندسازی می کنیم، نظریه های موجود را به طور رسمی رد یا تأیید نمی کنند، نشان می دهند که شکاف های بزرگی در توانایی این نظریه ها برای گزارش ویژگی های قابل توجه افزایش افزایش سرمایه بین المللی وجود دارد. به عنوان مثال، تطبیق این یافته که تغییرات در ویژگی-های شرکت پس از افزایش سرمایه بین المللی، از نظر کیفی مشابه تغییرات پس از افزایش سرمایه داخلی هستند، با دیدگاه پیوند دشوار می باشد، که استدلال می کند افزایش سرمایه در بازارهای بین المللی ذاتاً از افزایش سرمایه در بازارهای داخلی متفاوت است، و بنابراین، باید از نظر کیفی، اثرات مختلفی بر عملکرد شرکت داشته باشد. به طور مشابه، یافته ما که شرکت ها پس از افزایش سرمايه در خارج از بازار داخلی خارج نمی شوند، بلکه در واقع مشارکت خود در این بازارهای سرمایه را افزایش می دهند، با پیش بینی های استدلالات بخش بندی ساده مطابقت ندارد، که بازارهای بین المللی به طور غیر مبهم خدمات بهتر و / یا سرمایه کم هزینه تری نسبت به بازارهای محلی ارائه می کنند (زمانی که شرکت ها، شرایط لازم برای رفتن به خارج از کشور را برقرار می کنند). از نظر زمانبندی بازار، این استدلال که بازارهای داغ بین المللی برای اوراق بهادار شرکت ها، تصمیم به افزایش سرمایه در خارج از کشور را هدایت می کنند، به طور کامل توضیح نمی دهد که چرا تنها تعداد کمی از شرکت ها واقعاً به افزایش سرمایه در خارج از کشور می پردازند. علاوه بر این، نظریه های بین المللی سازی و تأمین مالی شرکت باید سه الگوی مرتبط با افزایش سرمایه بین المللی را در نظر بگیرند، که نقطه تمرکز تحقیقات موجود نیستند. اول، بازارهای بدهی تمایل دارند بین المللی تر از بازارهای سهام باشند. دوم، شرکت هایی که سرمایه را در خارج از کشور افزایش می-دهند، متفاوت از شرکت هایی هستند که قبل از بین المللی سازی، تنها سرمایه را در داخل افزایش می دهند؛ این تفاوت های موجود در ویژگی های شرکت پس از بین المللی شدن شرکت ها ظهور نمی کنند. سوم، شرکت ها پس از دسترسی به بازارهای بین المللی، در بازارهای بین المللی و داخلی سرمایه جذب می کنند. به طور خلاصه، یافته های ما نشان می دهد که نظریه های فعلی، محدودیت های اساسی برای در نظر گرفتن تجارب سطح شرکت دارند، و جهات توسعه نظریه های دقیق تر فرآیند بین المللی سازی و پیامدهای آن را برجسته می کنند. علاوه بر این، مقاله ما چندین رشته از ادبیات تجربی مربوط به بین المللی سازی بازار سرمایه را گسترش می دهد. هندرسون و همکاران (2006)، الگوهای کل فعالیت افزایش سرمایه در سراسر جهان را تجزیه و تحلیل کرده، و مستندسازی می کنند که چگونه بین المللی شدن در انواع سهام قرضه دولتی و مناطق متفاوت است. ما کار خود را با تجزیه و تحلیل میزان بین المللی سازی در سطح شرکت گسترش می دهیم. چندین مقاله دیگر، ویژگی های شرکت هایی را تجزیه و تحلیل می کنند که سهام آنها از طریق فهرست متقابل مستقیم یا رسیدهای سپرده، در خارج از کشور ثبت شده است (به عنوان مثال، منابع ذیل را ملاحظه کنید، Pagano et al., 2002; Lang et al., 2003a,b; Claessens and Schmukler, 2007; Gozzi et al., 2008). در مقابل، ما بر افزایش سرمایه تمرکز می کنیم، و بر فهرست متقابل بازار سهام تمرکز نمی کنیم. علاوه بر این، در حالی که اکثر مطالعات، صدور بدهی را نادیده می گیرند، ما بازارهای سهام و بدهی را تحلیل می کنیم. در واقع، متوجه می شویم که صدور بدهی در بازارهای عمومی یا دولتی، نسبت به صدور سهام، منبع بسیار مهم تر سرمایه برای شرکت ها است، و بازارهای بدهی بسیار بیشتر از بازارهای سهام بین المللی می شوند. این مقاله، الگوهای مربوط به ادبیات مالی شرکت های بزرگ در مورد انگیزه های صدور بدهی و هام را نیز مشخص می کند (به عنوان مثال، منابع ذیل را ملاحظه کنید، Loughran and Ritter, 1995; Pagano et al., 1998; Baker and Wurgler, 2002; DeAngelo et al., 2007; Kim and Weisbach, 2008). ما با ردیابی تکامل ویژگی های شرکت، از جمله ساختار سرمایه، سرمایه گذاری و سودآوری، پس از صدور بدهی و اوراق بهادار سهام توسط شرکت ها در بازارهای داخلی و بین المللی، به این ادبیات کمک می کنیم. این الگوهای سری زمانی برای مجموعه گسترده ای از شرکت ها از سراسر جهان، شواهد جدیدی در مورد انگیزه های صدور سهام قرضه دولتی ارائه می کنند. علاوه بر این، این یافته که شرکت ها پس از بین المللی، بدهی و اوراق بهادار را در بازارهای داخلی و خارجی صادر می-کنند، نشان می دهد که تحقیقات آینده باید این الگوهای تأمین مالی شرکت را گزارش کنند. باقیمانده مقاله به شرح ذیل سازماندهی شده است. بخش 2 داده ها را توصیف می کند. بخش 3، میزان بین المللی سازی بازارهای اوراق بهادار را مستندسازی کرده، و ویژگی های آن شرکت هایی را که در خارج از کشور سرمایه جذب می کنند، تحلیل می کند. بخش 4، تکامل ویژگی ها و عملکرد شرکت را پس از افزایش سرمایه در بازارهای بین المللی تجزیه و تحلیل کرده، و این الگوها را با شرکت هایی مقایسه می کند که فقط در بازارهای اوراق بهادار داخلی سرمایه جذب می کنند. بخش 5، فعالیت افزایش سرمایه بین المللی و داخلی شرکت هایی را بررسی می کند که به بازارهای بین المللی دسترسی داشته اند. ما در بخش 6 نتیجه گیری می کنیم.
پیش نمایش مقاله
پیش نمایش مقاله الگوهای افزایش (یا جمع آوری) سرمایه بین المللی

چکیده انگلیسی

This paper documents several new patterns associated with firms issuing stocks and bonds in foreign markets that motivate the need for and help guide the direction of future research. Three major patterns stand out. (1) A large and growing fraction of capital raisings, especially debt issuances, occurs in international markets, but a very small number of firms accounts for the bulk of international capital raisings, highlighting the cross-firm heterogeneity in financial globalization. (2) Changes in firm performance following equity and debt issuances in international markets are qualitatively similar to those following domestic issuances, suggesting that capital raisings abroad are not intrinsically different from those in domestic markets. (3) Firms continue to issue securities both abroad and at home after accessing international markets, suggesting that international and domestic markets are complements, not substitutes. Existing theories do not fully account for these patterns.

مقدمه انگلیسی

Financial globalization has reshaped international and corporate finance over the last two decades. About 30% of all capital raised by firms through stock and bond issues over the period 1991–2005 occurred in securities markets outside their home countries. Obstfeld and Taylor (2004) show that a historically unprecedented percentage of the world's financial capital now flows across international borders. Furthermore, the amount raised by firms in foreign markets has grown almost four-fold since 1991, approaching one trillion U.S. dollars in 2005. Yet, basic questions about the internationalization of capital markets remain incompletely answered. Why do firms sell stocks and bonds in foreign markets? What are the effects of issuing securities in foreign markets on firm performance? What are the cross-firm distributional effects from international capital raisings? The lack of firm-level information on equity and debt issuances in both foreign and domestic markets limits our understanding of the causes and effects of financial globalization at the macro and micro level. To help address these questions, we provide the first documentation of several salient firm-level patterns associated with international capital raisings. First, we illustrate the characteristics of firms that raise capital through the issuance of equity and debt abroad and document how these firms differ from both firms that only raise capital domestically and firms that do not issue securities locally or internationally. We analyze numerous firm-level characteristics, including firm size, growth, investment, profitability, capital structure, and corporate valuation. Second, we show what happens to firms after issuing equity or debt abroad and compare these patterns to firms that raise capital domestically. Third, we compare how firms use domestic bond and equity markets before and after they internationalize. Rather than testing hypotheses or formulating new theories, we contribute to the literature by documenting new patterns and relating them to existing theories. As a result, our research both advertises the need for and helps guide the direction of future research. To analyze the firm-level patterns associated with international capital raisings, we construct a new database. The dataset includes 168,513 equity and debt issues in domestic and international capital markets, conducted by 45,969 firms from 116 countries, and covers the period 1991–2005. We match these data with comprehensive information on firm balance sheets and income statements for 38,801 firms. Three broad categories of findings emerge from our analysis. We first summarize the findings and then relate them to existing theoretical and empirical work on capital raisings and international financial integration. First, a large and growing fraction of capital raisings, especially debt issuances, is conducted in international markets, but only a small proportion of firms actually uses international markets, and of this small fraction, a very small sub-sample accounts for the bulk of international capital raisings. Of the total capital raised through security issuances in capital markets in 2005, firms from developing and developed countries raised, respectively, 51% and 39% outside their home countries. This share is higher for debt than for equity issues. Debt issuances abroad accounted for 35% of the total amount raised through debt issuances in capital markets over the period 1991–2005, while equity issues abroad represented 10% of total amount raised through equity issues over the same period. Furthermore, about 15% of the almost 46,000 firms that issued any securities in public markets during our sample period accessed international markets, and only one-tenth of these firms (less than 700 firms) collected about two-thirds of all the funds raised internationally. Finally, firms raising capital abroad are larger, slower growing, and more leveraged than firms that only raise capital domestically. Second, changes in firm performance following equity and debt issues in international markets are qualitatively similar to those that follow the issuance of securities in domestic markets. Whether firms issue securities in domestic or international markets, they tend to become larger and experience a decrease in their growth rate and profitability following capital raisings. These patterns suggest that issues in international markets are not intrinsically different from those in domestic markets. Furthermore, the differences between firms that raise capital abroad and those that only issue securities domestically exist many years before firms actually access international markets. Third, although issues abroad tend to be significantly larger than issues at home, firms (1) continue to issue securities in both international and domestic markets after accessing international markets and (2) increase the amount of money raised in domestic markets after internationalizing. In particular, for firms from developing (developed) countries, the median issuance in international markets is about 18 (two) times larger than the median issuance in domestic markets. Furthermore, firms do not opt out of domestic markets once they internationalize. To the contrary, while continuing to use international markets, firms significantly increase their capital raisings at home. For example, following internationalization, the typical developed country firm more than triples the average annual amount raised in domestic markets, increases the amount raised domestically relative to assets, and also captures a larger fraction of the total capital raising activity in its domestic market. Our findings relate to three theories of the causes and effects of international capital raisings. First, the segmentation view argues that firms internationalize to circumvent regulations, poor accounting systems, taxes, and illiquid domestic markets that discourage foreign investors from purchasing their shares (Black, 1974, Solnik, 1974, Stapleton and Subrahmanyam, 1977, Errunza and Losq, 1985, Alexander et al., 1987 and Domowitz et al., 1998). Thus, firms internationalize to gain access to less expensive capital (Foerster and Karolyi, 1999 and Miller, 1999). Second, the ‘‘bonding’’ view argues that firms internationalize to bond themselves to a better corporate governance framework that limits the extraction of private benefits by corporate insiders (Stulz, 1999, Coffee, 2002, Reese and Weisbach, 2002 and Doidge et al., 2004). This makes firms more attractive to potential investors, reducing their cost of capital, and inducing an enduring improvement in firm performance. Third, the market timing view suggests that firms raise capital abroad to exploit temporarily high prices for their securities during ‘‘hot’’ markets (Errunza and Miller, 2000 and Henderson et al., 2006). While the patterns we document do not formally reject or confirm existing theories, they suggest that there are large gaps in the ability of these theories to account for noteworthy features of international capital raisings. For instance, the finding that the changes in firm characteristics following international capital raisings are qualitatively similar to those that follow domestic capital raisings are difficult to reconcile with the bonding view, which argues that capital raisings in international markets are intrinsically different from capital raisings in domestic markets and should therefore have qualitatively different effects on firm performance. Similarly, our finding that firms do not opt out of domestic markets after raising capital abroad, but actually increase their participation in these capital markets, does not fit the predictions of simple segmentation arguments that international markets offer unambiguously better services and/or less expensive capital than local markets (once firms meet the conditions required for going abroad). In terms of market timing, the argument that hot international markets for firms' securities are driving the decision to raise capital abroad does not fully explain why only very few firms actually raise capital abroad. Furthermore, theories of internationalization and corporate finance need to account for three patterns associated with international capital raisings that are not the focus of existing research. First, debt markets tend to be more internationalized than equity markets. Second, firms that raise capital abroad are different from firms that only raise capital at home before they internationalize; these differences in firm characteristics do not emerge after firms internationalize. Third, firms raise capital in both international and domestic markets after accessing international markets. In sum, our findings indicate that current theories have substantive limitations in accounting for firm-level experiences and highlight directions for developing more precise theories of the internationalization process and its implications. In addition, our paper extends several strands of empirical literature related to capital market internationalization. Henderson et al. (2006) analyze aggregate patterns of capital raising activity around the world and document how internationalization varies across security types and regions. We expand their work by analyzing the extent of internationalization at the firm level. Several other papers analyze the characteristics of firms that list their shares abroad, through either direct cross-listings or depositary receipts (see, for example, Pagano et al., 2002, Lang et al., 2003a, Lang et al., 2003b, Claessens and Schmukler, 2007 and Gozzi et al., 2008). In contrast, we focus on capital raisings, not on equity market cross-listings. Moreover, while most studies ignore debt issuances, we analyze both equity and debt markets. Indeed, we find that debt issues in public markets are a much more important source of capital for firms than equity issues, and debt markets are far more internationalized than equity markets. This paper also identifies patterns relevant for the large corporate finance literature on the motivations for issuing debt and equity (see, for example, Loughran and Ritter, 1995, Pagano et al., 1998, Baker and Wurgler, 2002, DeAngelo et al., 2007 and Kim and Weisbach, 2008). We contribute to this literature by tracing the evolution of firm characteristics, including capital structure, investment, and profitability, after firms issue debt and equity securities in domestic and international markets. These time-series patterns for a broad array of firms from around the world provide new evidence regarding the motivations for security issuances. Furthermore, the finding that firms issue debt and equity securities in both domestic and foreign markets following internationalization suggests that future research needs to account for these corporate financing patterns. The remainder of the paper is organized as follows. Section 2 describes the data. Section 3 documents the extent of internationalization of securities markets and analyzes the characteristics of those firms that raise capital abroad. Section 4 analyzes the evolution of firm characteristics and performance following capital raisings in international markets and compares these patterns to firms that only raise capital in domestic securities markets. Section 5 examines the international and domestic capital raising activity of firms that have accessed international markets. We conclude in Section 6.

نتیجه گیری انگلیسی

In this paper, we characterize patterns of equity and debt issuance activities in domestic and international capital markets, and also document the dynamics of fi rm performance following these distinct corporate fi nancing activities. To do so, we compile a new database on worldwide capital raisings that allows us to compare fi rms that issue securities abroad with fi rms that issue securitiesdomestically. We also compare these capital raising fi rms with corporations that arelisted in the local stock markets but do not issue new securities over our sample period. This provides new fi rm-level information about the patterns of international capital raisings. Several fi ndings relate to existing theories of international fi nance and motivatefutureresearch.First,debtmarketsdwarfequitymarketsbothinterms of how corporations raise capital and in terms of the internatio- nalization of securities markets. Over the period 1991 – 2005, corporations raised almost four times more money through bond sales relative to equityissues.Moreover,bondsmarketsaremoreinternationalized.About 35% of all capital raised through debt issues was raised in markets other than the fi rm's home market, while the corresponding fi gure for equity issuesis10%.Sincemostempiricalstudiesof fi nancialglobalizationignore debt markets and since major theories, such as market segmentation, bonding, and market timing, focus on the cross-listing of equities and the integration of equity markets, our fi ndings (1) indicate that fi nancial markets are more internationalized than suggested by only considering equity markets and (2) advertise the need for additional work that accounts for the internationalization of debt markets. Second, while fi rms expand and invest more after raising debt or equity abroad, they (1) do not become more pro fi tableorexperiencean increase in valuation and (2) these changes in fi rm performance are qualitatively similar to the changes that fi rms experience when they issue debt or equity domestically. These fi ndings suggest that fi rms get bigger, but not necessarily “ better ” following internationalization. Furthermore, they suggest that capital raisings abroad are not intrinsi- cally different from capital raisings at home. While capital raisings abroad are bigger, the changes in fi rm performance following debt and equity issuance in international markets are broadly similar to those in domestic markets. These fi ndings are dif fi cult to reconcile with arguments that fi rmsaccessinternationalmarketstobondthemselves to a better corporate governance system because internationalization does not seem to spark enduring improvements in corporate perfor- mance that differ from the dynamics that follow domestic issuances. Third, fi rms continue to use domestic debt and equity markets after they raise capital abroad and indeed signi fi cantly expand their use of domestic securities markets. Thus, after fi rms internationalize, they issue debt and equity securities in both the domestic and foreign markets, using foreign markets for relatively larger issuances. These observations aredif fi cult to reconcilewiththe view that internationalmarkets provide less expensive capital, but there are high fi xed costs associated with initially accessing these markets (like satisfying international accountingand regulatory standards), such that fi rms only raise capital abroad after having incurred the entrycosts. These patterns also complicate the study of corporate fi nance since fi rms participate in multiple debt and equity markets simultaneously, which is not the focus of research on the determinants of corporate fi nancing choices. Finally, very few fi rms use international markets, and of the few that access international debt or equity markets, a very small number raise mostof thecapitalgarneredthroughthesaleofsecuritiesininternational markets. As emphasized by Levine and Schmukler (2006, 2007) , this suggests that fi nancial internationalization could have cross- fi rm distributional effects that affect those fi rmsthatrelysolelyonlocal markets. Firms that access international markets both grow relative to other corporations in the local market and account for a higher percentage of the total capital raised in domestic markets following internationalization. Future research could assess whether these changes affect the ability of smaller fi rms to obtain fi nancing for growth

خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.