دانلود مقاله ISI انگلیسی شماره 23653 + ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله

تغییرات فضا و تجارت خارجی چین: یک مطالعه موردی درباره انتشار CO2

کد مقاله سال انتشار مقاله انگلیسی ترجمه فارسی
23653 2010 7 صفحه PDF 16 صفحه WORD
خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.
عنوان انگلیسی
China's foreign trade and climate change: A case study of CO2 emissions
منبع

Publisher : Elsevier - Science Direct (الزویر - ساینس دایرکت)

Journal : Energy Policy, Volume 38, Issue 1, January 2010, Pages 350–356

فهرست مطالب ترجمه فارسی
چکیده

کلمات کلیدی

1.مقدمه

2. متدلوژی، رویه ها و داده ها

2.1.  ارزیابی چرخه عمر ورودی-خروجی اقتصادی

2.2.  ساخت و به روز رسانی ضریب انتشار CO2

2.2.1.  ساخت و به روزرسانی ضریب انتشار CO2 برای صادرات چین

2.2.2. ساخت و به روز رسانی ضریب انتشار CO2 برای واردات چین

2.3. رویه ها و داده ها

2.3.1.  تخمین انتشار CO2   تعبیه شده در صادرات و واردات چین

جدول 1. برابری قدرت خرید نسبی (RPPP) چین، 1997 تا 2007.

2.3.2. تخمین جلوگیری از انتشار CO2 در دیگر نقاط جهان (ROW) با واردات کالا از چین

2.3.3.  تجزیه تغییرات انتشارهای موجود در تجارت خارجی چین

3. نتایج

3.1.  انتشارهای CO2 موجود در تجارت خارجی چین

شکل 1. انتشار CO2 موجود در تجارت خارجی چین.

3.2. اجتناب از انتشار CO2 در ROW از طریق واردات از چین

جدول 2. اجتناب از انتشار CO2 در ROW از طریق واردات از چین.

جدول 3.اثرات تجارت خارجی چین بر انتشار جهانی دی اکسید کربن (بر حسب میلیون تن).

جدول 4.  تجزیه انتشار CO2 موجود در تجارت چین.

3.3.  اثرات تجارت خارجی چین بر انتشار جهانی CO2

3.4.  تجزیه تغییرات در انتشار آلاینده های موجود در بطن تجارت چین 

4.  نامعلومی 

5. بحث

5.1.  رشد سریع انتشار CO2 چین از مازاد تجاری در حال رشد قابل تفکیک نیست

شکل 2. مازاد تجاری و صادرات خالص CO2.

5.2.  «نشت کربن» از کشورهای توسعه یافته منجر به رشد سریع انتشار CO2 توسط چین شد

شکل 3. روندهای انتشار جهانی CO2 توسط چین، اروپا و آمریکا. منبع: اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA).

5.3. شدت بالای CO2 و ساختار انرژی غیرمنطقی تا حدودی عامل افزایش انتشار CO2 توسط چین است  

جدول 5. شدت دی اکسید کربن جهان از 1980 تا 2006 (Mt/thousand 2000 US$). 

جدول 6. مقایسه ترکیب سوخت در کشورهای منتخب و جهان در سال 2004.

6. جمع بندی و پیامدهای خط مشیی
کلمات کلیدی
(2) - ( - ) - () - انتشار گنجانده شده دی اکسید کربن در تجارت - ورودی و خروجی عمر اقتصادی ارزیابی چرخه - تجزیه و تحلیل تجزیه ساختاری
کلمات کلیدی انگلیسی
Carbon dioxide (CO2) emission embodied in trade,The economic input–output-life cycle assessment (EIO-LCA),Structural decomposition analysis (SDA)
ترجمه چکیده
جهانی شدن تجارت پیامدهای محیطی متعددی دارد. تجارت مکانیسمی برای مصرف کنندگان برای شیفت آلودگی محیط زیست مرتبط با مصرفشان به کشورهای دیگر ایجاد می کند. انتشار کربن اثرات عمده ای بر تجارت و اقتصاد جهان می گذارد. این مقاله، با اعمال یک رویکرد ورودی-خروجی، برآوردی از مقدار دی اکسید کربن (CO2) موجود در تجارت خارجی چین در فاصله سالهای 1997 تا 2007 ارائه می کند. مشخص شده است که 10.03 تا 26.54% از انتشار سالانه CO2 چین در طی تولید کالاهای صادراتی به مقصد مصرف-کنندگان خارجی تولید می شود، در حالی که انتشار CO2 موجود در واردات چنی تنها 4.40% (در سال 1997) و 9.05% (سال 2007) از آن را شامل می شد. همچنین تخمین زده شده که دیگر کشورهای جهان در سال 1997 از انتشار 150.18 میلیون تن CO2 اجتناب کردند، که در سال 2007 به 593 میلیون تن رسید، که حاصل از واردات کالا از چین، به جای تولید همان نوع و کمیت از کالاها در داخل کشورهای واردکننده بوده است. در فاصله سالهای 1997 تا 2007، انتشار خالص «مضاعف» جهانی CO2 حاصل از صادرات چین 4894 میلیون تن بود. از اینرو، این مقاله انتشار موجود در تجارت را به مقیاس، ترکیب و تاثیر فنی تقسیم می کند. مشخص گردید که اثر ترکیب و مقیاس انتشار CO2 موجود در تجارت را افزایش داد در حالی که اثر فنی بخش کوچکی از انها را جبران می کند. در پایان، مکانیسم و پیامدهای خط مشیی آن ارائه می شوند.
ترجمه مقدمه
رشد اقتصادی چین به عنوان یک معجزه توصیف شده است. با این حال، رشد اقتصادی سریع آن به قیمت آسیب به محیط زیست حاصل شده است. انتشار CO2 توسط چین از 1460 میلیون تن (Mt) در سال 1980 به 6499 میلیون تن در سال 2007 افزایش یافت. در یک دوره زمانی بسیار کوتاه، از 2002 تا 2007، انتشار CO2 توسط چین دو برابر شده و اکنون تصور بر آن است که چین بزرگتر نشردهنده CO2 است. آژانس بین المللی انرژی (IEA) تخمین زده است که انتشار CO2 توسط چین، با لحاظ نمودن سناریوی حفظ روند موجود (BAU) تا سال 2030 به 11.4 گیگاتن خواهد رسید. چین با فشار فزاینده بین-المللی برای کاهش انتشار CO2 مواجه است. ما کای، وزیر کمیسیون توسعه و اصطلاحات ملی (NDRC)، نکات ذیل را متذکر شده است: سرانه انتشار چین پایین است؛ ثانیا، چین نقش کوچکی در مجموع انتشار آلاینده ها دارد؛ ثالثا، ایجاد محدودیت برای انتشار CO2 توسط چین می تواند رشد اقتصادی را به کندی بکشاند؛ و نهایتا اینکه، تولید صادرات باید عامل انتشار CO2 توسط چین باشد، زیرا افزایش آلودگی در چین تا حدودی حاصل شیفت تولید است. با در نظر گرفتن هزینه های نیروی کار، بازاریابی، مقررات زیست محیطی و فاکتورهای دیگر، تعدادی از شرکتها در کشورهای توسعه یافته صنعت شدیدا آلاینده شان را به چین انتقال دادند. در سال 2008، بازرگاین خارجی چین بالغ بر 2561.63 میلیارد دلار شد، و با پیشی گرفتن از آلمان به دومین کشور تجاری دنیا بتدیل شد، و ممکن است که در سال 2010 از ایالات متحده هم پیشی گرفته و به بزرگترین کشور تجاری دنیا تبدیل شود. چین مزایای بسیاری از مازاد تجاری عظیمش کسب نموده است، ولی به قیمت آسیب به محیط زیست. ما مطالعه مان را بر آلاینده های CO2 موجود در تجارت بین الملل متمرکز می کنیم، زیرا CO2 گاز گلخانه ای (GHG) اصلی عامل حدود 72% از اثرات گرم شدن زمین است. چند مطالعه قبلی مدلهای تئوریک را برای آنالیز اثرات محیط زیستی تجارت تعیین نموده اند. مقاله Copeland and Taylor (1994, 1995) مدل تجارت شمال-جنوب را برای بررسی ارتباطات بین آلودگی و تجارت بین الملل ارائه نمود. آنها نشان داده اند که تجارت آزاد محیط کشورها را بهبود می بخشد ولی در عین حال محیط زیست کشورهای در حال توسعه را تخریب می نماید. به طور کلی، تجارت جهانی تاثیری منفی بر محیط زیست دارد. مقاله Chichilnisky (1994) بر این باور است که تفاوتها در حقوق اموال باعث ایجاد انگیزه ای برای تجارت می شود. جنوب، در مقایسه با شمال، حقوق مالکیت بدتعریف شده ای درباره منابع محیط زیستی دارد، که منتج به بهره برداری بیش از حد از منابع خواهد شد. این منتج به تخریب محیط زیست می شود. با این حال، اینها مدل آنالیز تئوریک هستند و اتکاپذیری جمعبندیهایشان نیاز به تست تجربی دارد. نخستین کار تجربی در این حوزه توسط Grossman و Krueger به اجرا در آمد که نتایج زیست محیطی NAFTA را به سه اثر تقسیم نمود، یعنی اثر مقیاسی، اثر ترکیبی و اثر تکنیکی، و این تقسیمبندی استفاده وسیعی در مطالعات تجربی درباره رابطه تجارت با محیط زیست داشته است. Antweiler et al. (2001) بررسی نموده است که چگونه باز بودن در برابر بازارهای کالاهای بین الملل بر غلظت SO2 تاثیر می گذارد. با ترکیب تخمینهای مقیاس، ترکیب و اثر تکنیک، آنها به یک جمعبندی غیرمنتظره رسیدند: به نظر می رسد که تجارت آزادتر برای محیط زیست بهتر است. Frankel and Rose (2002) از عوامل تعیین کننده برونزاد تجارت به عنوان ابزارهایی برای تفکیک تاثیر باز بودن استفاده می کند. نتایج آنها عموما منحنی محیط زیستی Kuznets هستند، که بیان می کند که رشد به محیط زیست در سطوح پایین درآمدی آسیب می زند و در سطوح بالا مفید واقع می شود. همچنین افزایشی در تعداد مطالعات درباره نقشی وجود دارد که تجارت در انتشار CO2 در سطح جهان بازی می کند. به عنوان مثال، مقاله Wyckoff and Roop (1994) دریافته است که، به طور متوسط، حدود 13% کل انتشار CO2 شش کشور بزرگترین OECD در واردات تولیدشده در فاصله 1984 تا 1986 گنجانده شده است. مقاله Ahmad and Wyckoff (2003) انتشار CO2 موجود در تجارت بین الملل را برای 24 کشور محاسبه نمود، و اثرات محیط جغرافیایی تجارت محور صنایع را بر انتشار در سطح جهانی مورد بررسی قرار داد. مقاله Peters and Hertwich (2008) انتشار CO2 موجود در تجارت بین الملل در میان 87 کشور را برای سال 2001 تعیین نمود. آنها به این جمعبندی رسیدند که در سطح جهان، بیش از 5.3 Gt CO2 ناشی از تجارت است و اینکه کشورهای پیوست B واردکنندگان خالص آلاینده های CO2 هستند. Nakano et al (2009) این مساله را با استفاده از منابع داده های OECD قابل مقایسه جهانی برای 41 کشور/منطقه بر اساس 17 صنعت مورد مطالعه قرار داد. نتایج آنها گویای آن است که «کسری تجاری» انتشار CO2 در 21 کشور OECD در اوائل دهه 2000 مشاهده شده، و اینکه برای 16 کشور، بزرگی کسری تجاری در اواخر دهه 1990 افزایش یافت. افزون بر این، بسیاری از مطالعه ها آنالیز ورودی-خروجی را برای سنجش آلاینده های ناشی از تجارت بین الملل، با بکارگیری یک چارچوب تک کشوری، همچون Machado et al. (2001) برای برزیل، Mongelli et al. (2006) برای ایتالیا، Peters & Hertwich (2006) برای نروژ، Kander and Lindmark (2006) برای سوئد، Weber & Matthews (2007) برای ایالات متحده گنجانده اند. با یک افزایش کشوری 8%، انتشار آلاینده های CO2 در چین دو سوم از افزایش 3.1% جهانی CO2 را در سال 2007 به خود اختصاص می داد. با این وضعیت، چین در صدر لیست کشورهای انتشاردهنده CO2 قرار گرفت (MNP 2008). با این حال، ارزیابی کمی پیامدهای زیست محیطی فعالیتهای تجاری بین المللی چین تازه همین اواخر آغاز شده است. مقاله Hayami and Kiji (1997) به مطالعه مصرف انرژی و انتشار آلاینده های هوا در چین پرداخته است. Feenstra et al. (1998) ابعاد توازن تجاری آمریکا- چین را ارزیابی کرد، که مزایای اقتصادی و هزینه های محیط زیستی را از آن می توان تخمین زد. (2006)Shui and Harriss برآورد کرده است که بین 7% تا 14% از انتشار فعلی CO2 حاصل تولید کالاها برای صادرات به آمریکا است. با استفاده از داده های ورود-خروج اقتصادی چین و آنالیز تجزیه ساختاری، Peters et al. (2007) آنالیز نمود که چگونه تغییرات در تکنولوژی، ساختار اقتصادی، شهری شدن و سبک زندگیهای چین بر انتشار CO2 تاثیرگذار است. آنها دریافتند که تجارت خالص تاثیری اندک بر کل انتظار آلاینده ها ناشی از رشد برابر، ولی قابل توجه، انتشار آلاینده های ناشی از تولید صادرات و جلوگیری از انتشار آلاینده ها از طریق واردات داشت. مقاله You Li and Hewitt (2008) دریافته است که از طریق تجارت با چین، بریتانیا انتشار CO2 را به میزان 11% در سال 2004 کاهش داد، در حالی که تجارت چین-بریتانیا منتج به 117 Mt بیشتر CO2 نسبت به انتشار جهانی CO2 در همین دوره یک ساله شد. مقاله Wang Watson (2007)and به این جمعبندی رسید که در سال 2004 صادرات خالص از چین 23% از کل آلاینده های CO2 آن را شامل می شد. این به علت مازاد تجاری چین و سطح نسبتا بالای شدت کربن درون اقتصاد چین است. Weber et al. (2008) دریافت که در سال 2005، حدود یک سوم از آلاینده های چین ناشی از تولیدات صادراتی بودند، و این نسبت در سال 1987 از 12% به 21% در سال 2002 افزایش یافت. با این حال، بیشتر مطالعات بر آلاینده های موجود در صادرات چین متمرکز بودند، در حالی که تنها برخی از آنها به بحث درباره صادرات پرداختند. برخی از مطالعات به صادرات و واردات چین توجه داشتند، ولی آنها تنها بر یکی از شرکای تجاری چین، همچون آمریکای یا بریتانیا، متمرکز بودند. افزون بر این، آنها محرکه-هایی که از طریقشان تجارت خارجی بر انتشار آلاینده ها توسط چین تاثیر می گذارد را مشخص نکردند. با ترکیب ارزیابی چرخه عمر ورودی-خروجی (EIO-LCA) و آنالیز تجزیه ساختاری (SDA)، این مقاله علاوه بر اینکه تغییر CO2 چین موجود در صادرات و واردات را تخمین می زند بلکه همچنین مشخص می کند که چه فاکتوری محرکه این تغییر است. این مقاله به صورت ذیل ترتیب یافته است: ابتدا، ما EIO-LCA را برای تخمین انتشار CO2 موجود در تجارت خارجی چین اعمال می کنیم و این انتشار آلاینده ها را به مقیاس، ترکیب و اثیر فنی تقسیم می کنیم. سپس، به بررسی دلایل عدم توازن انتشار آلاینده های CO2 توسط چین می پردازیم. در پایان، جمعبندیها ارائه می شوند و پیشنهادهایی درباره خط مشیها بر مبنای این انالیز ارائه می شوند.
پیش نمایش مقاله
پیش نمایش مقاله تغییرات فضا و تجارت خارجی چین: یک مطالعه موردی درباره انتشار CO2

چکیده انگلیسی

The globalization of trade has numerous environmental implications. Trade creates a mechanism for consumers to shift environmental pollution associated with their consumption to other countries. Carbon leakage exerts great influences on international trade and economy. Applying an input–output approach, the paper estimates the amount of carbon dioxide (CO2) embodied in China's foreign trade during 1997–2007. It is found that 10.03–26.54% of China's annual CO2 emissions are produced during the manufacture of export goods destined for foreign consumers, while the CO2 emissions embodied in China's imports accounted for only 4.40% (1997) and 9.05% (2007) of that. We also estimate that the rest of world avoided emitting 150.18 Mt CO2 in 1997, increasing to 593 Mt in 2007, as a result of importing goods from China, rather than manufacturing the same type and quantity of goods domestically. During 1997–2007, the net “additional” global CO2 emissions resulting from China's exports were 4894 Mt. Then, the paper divides the trade-embodied emissions into scale, composition and technical effect. It was found that scale and composition effect increased the CO2 emissions embodied in trade while the technical effect offset a small part of them. Finally, its mechanism and policy implications are presented.

مقدمه انگلیسی

China's economic growth has been described as an economic miracle. However, the rapid economic growth has come at the expense of the environment. China's CO2 emissions increased from 1460 million tonnes (Mt) in 1980 to 6499 Mt in 2007.Within a very short period of time, from 2002 to 2007, China's CO2 emissions doubled and it is now believed that China is the world's biggest emitter of CO2. The International Energy Agency (IEA) estimates China's CO2 emissions will continue to increase to 11.4 Gt in 2030 in the scenario of BAU (Business As Usual). China faces increasing international pressure to curb its CO2 emissions. Ma Kai, minister of the National Development and Reform Commission (NDRC), argues with the following points: first, China has low per-capita emissions; second, China contributes a small amount to cumulative emissions; third, limits on China's CO2 emissions would hamper economic development; and finally, the production of exports should be responsible for China's CO2 emissions, because increase in pollution in China is partly a result of the shift of manufacturing. Considering labor costs, marketing, environmental regulation and other factors, a number of firms in developed countries transferred their pollution-intensive industry to China. In 2008, China's foreign trade amounted to 2561.63 billion US dollars, surpassing Germany to become the world's second-largest trading nation, and it is likely to exceed the United States in 2010, becoming the world's largest trading nation. China has gained many benefits from its enormous trade surplus, but it is at the expense of the environment. We focus our study on CO2 emissions embodied in international trade, since CO2 is the main Green House Gas (GHG), accounting for about 72% of the global warming effects. Several previous studies have established theoretical models to analyze the environmental effects of trade. Copeland and Taylor, 1994 and Copeland and Taylor, 1995 developed the North–South trade model to examine linkages between pollution and international trade. They show that free trade improves the developed countries’ environment while the developing countries’ environment exacerbated. In general, world trade has a negative impact on the environment. Chichilnisky (1994) believes that difference in property right creates a motive for trade. Compared to the North, the South has ill-defined property right on environmental resource, which will result in over-exploitation of resources. This leads to environmental deterioration. However, they are only theoretical analysis model and the reliability of their conclusions needs empirical test. The first empirical work in this area was conducted by Grossman and Krueger who divided the environmental outcome of NAFTA into three effects, namely the scale effect, the composition effect and the technique effect, and such a division has been widely used in empirical studies on the trade–environment nexus. Antweiler et al. (2001) investigated how openness to international goods markets affects SO2 concentrations. Combining the estimates of scale, composition and technique effect, they yield a surprising conclusion: freer trade appears to be good for the environment. Frankel and Rose (2002) use exogenous determinants of trade as instruments to isolate the effect of openness. Their results generally support the environmental Kuznets curve, which states that growth harms the environment at low levels of income and helps at high levels. There is also an increase in number of studies regarding the role that trade plays in global CO2 emissions. For example, Wyckoff and Roop (1994) found that, on average, about 13% of the totalCO2 emissions of the six largest OECD countries were embodied in manufactured imports during 1984–1986. Ahmad and Wyckoff (2003) calculated the CO2 emissions embodied in international trade of goods for 24 counties, and explored the impacts of trade-driven geographical movement of industries on global emissions. Peters and Hertwich (2008) determined the CO2 emissions embodied in international trade among 87 countries for the year 2001. They found that globally there are over 5.3 Gt of CO2 embodied in trade and that Annex B countries are net importers of CO2 emissions. Nakano et al (2009) studied the issue using internationally comparable OECD data sources for 41 countries/regions by 17 industries. Their results suggest that “trade deficits” of CO2 emissions are observed in 21 OECD countries in the early 2000s, and that for 16 countries, the magnitude of the trade deficit increased in the late 1990s. Moreover, many studies have applied input–output analysis to measure the emissions embodied in international trade, employing a single-country framework, such as Machado et al. (2001) for Brazil, Mongelli et al. (2006) for Italy, Peters & Hertwich (2006) for Norwegian, Kander and Lindmark (2006) for Sweden, Weber & Matthews (2007) for the US. With an 8% national increase, China's CO2 emissions accounted for two-thirds of the global CO2 increase of 3.1% in 2007. With this, China tops the list of CO2-emitting countries (MNP 2008). However, quantitative evaluation of the environmental repercussions of China's international trading activities has only recently begun. Hayami and Kiji (1997) studied China's energy usage and air pollutant emissions. Feenstra et al. (1998) evaluated the size of the US–China trade balance, from which economic benefits and environmental costs might be estimated. Shui and Harriss (2006) estimated that between 7% and 14% of China's current CO2 emissions are the results of producing goods for export to the USA. Using Chinese economic input–output data and structural decomposition analysis, Peters et al. (2007) analyzed how changes in China's technology, economic structure, urbanization and lifestyles affect CO2 emissions. They find that net trade had a small effect on total emissions due to equal, but significant, growth in emissions from the production of exports and emissions avoided by imports. You Li and Hewitt (2008) found that through trade with China, the UK reduced its CO2 emissions by approximately 11% in 2004, whereas China–UK trade resulted in an additional 117 Mt of CO2 to global CO2 emissions in the same one-year period. Wang and Watson (2007) concluded that in 2004 net exports from China accounted for 23% of its total CO2 emissions. This is due to China's trade surplus and the relatively high level of carbon intensity within the Chinese economy. Weber et al. (2008) found that in 2005, around one-third of Chinese emissions were due to the production of exports, and this proportion increased from 12% in 1987 to 21% as recently as in 2002. However, most of the studies focused on emissions embodied in China's exports, while only a few discussed import. Some studies were concerned with China's exports and imports, but they only focused on China's one trade partner, such as the US or the UK. Furthermore, they did not identity the drivers through which foreign trade affects China's emissions. Combing the Economic Input–Output-Life Cycle Assessment (EIO-LCA) and Structural Decomposition Analysis (SDA), this paper not only estimates the change of China's CO2 embodied in exports and imports but also identifies which factor drives the change. This paper is arranged as follows: first, we apply the EIO-LCA to estimate the CO2 emissions embodied in China's foreign trade and divide the emissions into scale, composition and technical effect. Then, we shed light on the reasons for China's CO2 emissions’ imbalance. Finally, some conclusions are drawn and policy suggestions are made based on the analysis.

نتیجه گیری انگلیسی

The above analysis suggests that quite a large amount of China's CO2 emissions was exported as carbon embodied in goods of international trade rather than consumed domestically. It is found that 10.03–26.54% of China's CO2 emissions are produced during the manufacture of exports. However, the CO2 emissions embodied in China's imports accounted for only 4.40–9.05% of that. During 1997–2007, the net “additional” global CO2 emissions resulting from China's trade were 1132.02 Mt. This is mainly due to scale and composition effect, and technical effect only offset a small part of them. These conclusions can reasonably explain the rapid growth of China's CO2 emissions. The proportion of China's CO2 emissions that are due to net exports is large and significant, which demonstrates China's position in international trade as a “world factory”. Those who consume the goods made in China should also share the responsibility. Spreading “China threat theory” or blindly blaming China is unfair. In the global environmental negotiations, China should claim the consumption-based CO2 accounting system. It is developed from the benefit principle and is a fairer method of allocating responsibility for GHGs. It will be a reasonable basis for sharing the CO2 emissions’ reduction responsibility in the international climate change agreement. It will be in accordance with the notion “common but differentiated responsibility” criteria declared in Article 3 of the United Nations Framework Convention on Climate Change (UNFCCC).

خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.