دانلود مقاله ISI انگلیسی شماره 23923 + ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله

آیا بازنشستگی بر عملکرد شناختی اثر می‌گذارد؟

کد مقاله سال انتشار مقاله انگلیسی ترجمه فارسی
23923 2012 12 صفحه PDF 40 صفحه WORD
خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.
عنوان انگلیسی
Does retirement affect cognitive functioning?
منبع

Publisher : Elsevier - Science Direct (الزویر - ساینس دایرکت)

Journal : Journal of Health Economics, Volume 31, Issue 3, May 2012, Pages 490–501

فهرست مطالب ترجمه فارسی
چکیده 
کلید واژه ها 
1- مقدمه
2- سالمندی شناختی و رابطه بین فعالیت و عملکرد شناختی
3- استراتژی تجربی
4- داده‌ها
4-1- مطالعه بازنشستگی و سلامت (HRS)
4-2- معیار عملکرد شناختی
4-3- متغیر بازنشستگی
5- نتایج
5-1- نتایج اصلی
شکل 1: پروفایل سنی نمره آزمون شناختی.
شکل 2: تغییرات احتمال بازنشستگی و تغییرات نمرات آزمون شناختی بر حسب سن
جدول 1: عملکرد شناختی و بازنشستگی. برآوردهای FE-IV.
5-2- فرم تابعی برای روند سنی
جدول 2: عملکرد شناختی و بازنشستگی. برآوردهای FE-IV.
5-3- عملکرد شناختی و مدت بازنشستگی
جدول 3: عملکرد شناختی و مدت بازنشستگی (مشخصه لگاریتمی). برآوردهای FE-IV.
جدول 4: عملکرد شناختی و مدت بازنشستگی (مشخصه خطی). برآوردهای FE-IV.
شکل 3: پروفایل سنی پیش‌بینی شده برای عملکرد شناختی
5-4- بررسی استحکام (مقاوم بودن) نتایج
5-4-1- اثر تاخیری بازنشستگی بر عملکرد شناختی
جدول 5: عملکرد شناختی و بازنشستگی (با کنترل اثر افرادی که کمتر از یک سال از بازنشستگی آنها می‌گذرد). برآوردهای FE-IV.
شکل 4: تحلیل حساسیت اثر تاخیری بازنشستگی بر عملکرد شناختی
5-4-2- سایر معیارهای عملکرد شناختی
5-4-3- انتخاب نمونه
6- نتیجه‌گیری
پاورقی‌ها
کلمات کلیدی
سالمندی - شناخت - بازنشستگی - امنیت اجتماعی - برآورد متغیر ابزاری
ترجمه چکیده
این مقاله به تحلیل اثر بازنشستگی بر عملکرد شناختی با استفاده از مطالعه طولی سالمندان آمریکایی می‌پردازد. در این تحلیل، امکان کنترل اثر ناهمسانی فردی و درون‌زایی تصمیم بازنشستگی با استفاده از سن واجد شرایط برای تامین اجتماعی به عنوان ابزار فراهم می‌شود. نتایج نشان دهنده اثر منفی و معنی‌دار بازنشستگی بر عملکرد شناختی است. یافته‌های ما نشان می‌دهد که انجام اصلاحات با هدف ترویج مشارکت نیروی کار در سنین بالاتر نه تنها می‌تواند پایداری سیستم‌های تامین اجتماعی را تضمین کند، بلکه می‌تواند اثرات خارجی مثبتی برای سلامت افراد مسن نیز داشته باشد.
ترجمه مقدمه
در طول چند دهه اخیر، نسبت افراد مسن در اکثر کشورهای توسعه یافته به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته است. این تغییر جمعیتی باعث افزایش توجه به مساله سلامت سالمندان شده است. در عین حال، افزایش امید به زندگی و کاهش سن متوسط بازنشستگی باعث شده افراد بخش بیشتری از زندگی خود را دوران بازنشستگی به سر برند. این تغییر ساختاری چالش‌های زیادی برای پایداری مالی سیستم‌های تامین اجتماعی ایجاد می‌کند. علاوه بر این، افزایش دوره بازنشستگی پرسش‌هایی در مورد پیامدهای احتمالی آن بر سلامت جسمی و روانی سالمندان (که به نوبه خود می‌تواند بر هزینه مراقبت‌های بلندمدت اثر بگذارد) مطرح می‌کند (دیو و همکاران، 2008). در مطالعه اخیری که با استفاده از داده‌های مقطعی حاصل از ایالات متحده و اروپا انجام شد،1 آدام و همکاران (a2007) پی بردند که بازنشستگان عملکرد شناختی کمتری نسبت به افراد شاغل دارند. علاوه بر این، آنها با استفاده از روش مرزی تصادفی نشان دادند که هر چه دوره بازنشستگی طولانی‌تر باشد، نمره آزمون شناختی کمتر است و این امر نشان دهنده شتاب زوال شناختی در دوران بازنشستگی است. با این حال، این تفاوت مشاهده شده بین شاغلین و بازنشستگان، علاوه بر اثر علّی بین بازنشستگی و شناخت، ممکن است توضیحات دیگری نیز به همراه داشته باشد. نخست اینکه اختلال عملکرد شناختی ممکن است مانع از کار کردن افراد شود، عدم مطلوبیت کار را افزایش دهد و یا باعث کاهش بهره‌وری شود. علاوه بر این، عوامل غیر قابل ‌مشاهده مرتبط با عملکرد شناختی و بازنشستگی ممکن است با هر دو ارتباط داشته باشند. افراد دارای توانایی ذاتی (و در نتیجه عملکرد شناختی) بالاتر ممکن است بیشتر در سرمایه انسانی سرمایه‌گذاری کرده و در سنین بالاتری نسبت به افراد دارای توانایی ذاتی پایین بازنشسته شوند. کو و زامارو (2011)، مزونا و پراچی (2010)، و روودر و ویلیس (2010) نیز بر اساس شواهد توصیفی حاصل از پژوهش آدام و همکاران (a2007) به بررسی رابطه بین بازنشستگی و عملکرد شناختی پرداخته‌اند. آنها به منظور پرداختن به تورش (سوگیری) درون‌زایی بالقوه، از داده‌های بین ملیتی2 و تفاوت سن قانونی بازنشستگی در بین کشورها به عنوان ابزارهایی برای تصمیم بازنشستگی استفاده کردند. مطالعات آنها نتایج مختلفی ارائه دادند: در حالی که روودر و ویلیس (2010) و مزونا و پراچی (2010) به اثر منفی و معنی‌دار بازنشستگی بر عملکرد شناختی دست یافتند،3 کو و زامارو (2011) تاثیر معنی‌داری مشاهده نکردند. اگرچه استفاده از تفاوت‌های بین کشوری در سن واجد شرایط برای مزایای بازنشستگی به عنوان ابزار می‌تواند استراتژی تجربی قدرتمندی به منظور شناسایی اثر علّی بازنشستگی ارائه دهد، اما این کار بدون محدودیت نیست. افراد کشورهای مختلف با چینش‌های نهادی، محدودیت‌ها و تفاوت‌های فرهنگی مختلفی فراتر از طرح‌های بازنشستگی روبرو می‌شوند. این ناهمسانی می‌تواند تا حدی سطح و پروفایل مرتبط با سن عملکرد شناختی را شکل داده و با چینش‌های نهادی طرح‌های بازنشستگی ارتباط داشته باشد. به عنوان مثال، بین کشورهای شمالی و جنوبی اروپا تفاوت‌های آشکاری در بسیاری از نتایج مرتبط با سلامت، فراتر از نمره آزمون‌های شناختی، وجود دارد و کشورهای شمالی معمولا عملکرد بهتری نسبت به کشورهای جنوبی دارند (بورش-سوپان و همکاران،‌2005). در عین حال، در کشورهای شمالی اروپا، سن واجد شرایط برای بازنشستگی معمولا بالاتر از کشورهای جنوبی اروپا است. بعید است که تفاوت‌های بین کشوری در قوانین بازنشستگی این الگوی موجود در کشورهای اروپایی را کاملا تبیین کند. بنابراین، این تفاوت‌ها ممکن است محدودیت معیارهای خروج از مطالعه را باطل کرده و باعث شود اثر بازنشستگی بر عملکرد شناختی بیش از حد واقع برآورد شود. در این مقاله، اثر علّی بازنشستگی بر عملکرد شناختی را با استفاده از داده‌های پانلی حاصل از مطالعه HRS (مطالعه سلامت و بازنشستگی) برآورد می‌کنیم. مطالعه HRS مطالعه‌ای طولی در بین افراد بیش از 50 سال در ایالات متحده است. این داده‌ها امکان کنترل اثر ناهمسانی فردی و درون‌زایی تصمیم بازنشستگی را با استفاده از سن واجد شرایط برای تامین اجتماعی به عنوان ابزار فراهم می‌سازد. بُعد پانلی این داده‌ها امکان کنترل اثر ناهمسانی‌های تغییرناپذیر با زمان، مانند اثر کوهورت (cohort effect)، و در نتیجه تقویت اعتبار استقلال شرطی و محدودیت‌های خروج از مطالعه در برآورد متغیر ابزاری (IV) را فراهم می‌سازد. علاوه بر این، بر خلاف مطالعات قبلی در زمینه بررسی اثر بازنشستگی بر عملکرد شناختی، تحلیل ما بر روی داده‌های یک کشور خاص تمرکز می‌کند و افراد تحت مطالعه اساسا با محدودیت‌ها و چینش‌های نهادی یکسانی مواجهند. علاوه بر این، ما شواهدی کشف می‌کنیم که نشان می‌دهد اثر بازنشستگی بر عملکرد شناختی آنی (فوری) نبوده و با تاخیر ظاهر می‌شود. (توضیح: منظور از کوهرت یا هم‌گروه سنی (cohort) مجموعه افرادی است که در یک دوره خاص شاهد یک واقعه جمعیتی بوده‌اند). ساختار مقاله به شرح زیر است. در بخش 2، مروری بر ادبیات عصب‌روان‌شناختی در زمینه سالمندی شناختی و رابطه بین فعالیت‌ها و عملکرد شناختی ارائه می‌شود. در بخش 3، به تشریح رویکرد اقتصادسنجی مورد استفاده برای پرداختن به مسائل تجربی می‌پردازیم. در بخش 4، داده‌ها و معیار عملکرد شناختی مورد استفاده در مدل تجربی ارائه می‌شود. بخش 5 نتایج حاصل از تحلیل تجربی را ارائه می‌دهد. در نهایت، بخش 6 شامل نتیجه‌گیری و استخراج مفاهیم تحلیل است.
پیش نمایش مقاله
پیش نمایش مقاله آیا بازنشستگی بر عملکرد شناختی اثر می‌گذارد؟

چکیده انگلیسی

This paper analyses the effect of retirement on cognitive functioning using a longitudinal survey among older Americans, which allows controlling for individual heterogeneity and endogeneity of the retirement decision by using the eligibility age for social security as an instrument. The results highlight a significant negative effect of retirement on cognitive functioning. Our findings suggest that reforms aimed at promoting labour force participation at an older age may not only ensure the sustainability of social security systems but may also create positive health externalities for older individuals.

مقدمه انگلیسی

In most developed countries, the proportion of older individuals has substantially increased over the last few decades. This demographic shift has increased the focus on health in ageing. At the same time, increased life expectancy combined with a decline in average retirement age has increased the proportion of an individual's life spent in retirement. This structural change imposes many challenges for the financial sustainability of social security systems. Moreover, this extended retirement period raises questions about its potential consequences on the physical and mental health of the elderly, which may in turn affect long-term care expenditures (Dave et al., 2008). In a recent study using cross-sectional data from the United States and Europe,1Adam et al. (2007a) found that retirees attained lower cognitive functioning than working individuals. Furthermore, using a stochastic frontier methodology, the authors showed that the longer the retirement period, the lower the cognitive test score, and this suggests an acceleration of cognitive decline during retirement. However, the difference observed between workers and retirees may have explanations other than a causal effect between retirement and cognition. First, impairments in cognitive functioning may prevent people from working, may increase disutility from work, or may lower productivity. Moreover, unobservable factors associated with cognitive functioning and retirement may be interrelated with both. Individuals with higher innate ability (and thus cognitive functioning) may invest more in human capital and retire at a later age than individuals with low innate ability. Based on the descriptive evidence from Adam et al. (2007a), Coe and Zamarro (2011), Mazzonna and Peracchi (2010), and Rohwedder and Willis (2010) have also investigated the relationship between retirement and cognitive functioning. In order to address potential endogeneity bias, they used cross-national data2 and the differences in the legal age of retirement across countries as instruments for the retirement decision. The results were mixed: while Rohwedder and Willis (2010), and Mazzonna and Peracchi (2010) found a significant and quantitatively important negative effect of retirement on cognitive functioning,3Coe and Zamarro (2011) did not find a significant effect. Although using cross-country differences in the eligibility age for retirement benefits as instruments can provide a powerful empirical strategy in order to identify the causal effect of retirement, it is not without its limitations. Individuals from different countries face different institutional settings, constraints and cultural differences beyond retirement schemes. This heterogeneity is likely to partly shape the level and the age-related profile of cognitive functioning, and to be correlated with the institutional settings of retirement schemes. For instance, there is a clear North-South gradient for many health outcomes beyond cognitive test scores, with Northern countries usually performing better than Southern countries (Börsch-Supan et al., 2005). At the same time, eligibility age for retirement tends to be higher in Northern than in Southern European countries. It is unlikely that the cross-country differences in retirement rules fully explain this pattern across European countries. Those differences might thus invalidate the exclusion restrictions and result in an over-estimation of the effect of retirement on cognitive functioning. In this paper we estimate the causal impact of retirement on cognitive functioning using panel data from the Health and Retirement Study (HRS), a longitudinal survey among individuals aged 50+ living in the United States. These data allow us to control for individual heterogeneity and to circumvent the issue of the endogenous retirement decision by using the eligibility age for social security as an instrument. The panel dimension of the data allows us to control for time-invariant heterogeneity, such as the cohort effect, and thus strengthens the validity of the conditional independence and exclusion restrictions underlying instrumental variable (IV) estimation. Moreover, contrary to the previous studies investigating the effect of retirement on cognitive functioning, our analysis focuses on data from a single country with individuals facing basically the same institutional settings and constraints. Furthermore, we find suggestive evidence that the effect of retirement on cognitive functioning is not instantaneous, but appears with a lag. The paper is organised as follows. Section 2 presents a review of the neuropsychological literature regarding cognitive ageing and the relationship between activities and cognitive functioning. Section 3 describes the econometric approach used to address the empirical issues and Section 4 presents the data and our measure of cognitive functioning, used in the empirical model. Section 5 details the results from the empirical analysis. Finally, Section 6 concludes and draws out implications from the analysis.

نتیجه گیری انگلیسی

This paper has analysed the effect of retirement on cognitive functioning, measured by a word learning and recall test, using longitudinal data on older Americans from 1998 to 2008 (HRS). The empirical results highlight a significant negative causal impact of retirement on cognitive functioning, in accordance with the findings of Rohwedder and Willis (2010) and Mazzonna and Peracchi (2010). This negative effect remains even when controlling for individual heterogeneity and the endogeneity of the retirement decision. We show, by using eligibility for social security as an instrument for retirement, that this relationship is unlikely to be due to reverse causality. Our results highlight a significant negative effect of retirement on cognitive functioning, close to 10%. They also suggest that the effect of retirement on cognitive functioning is not instantaneous but appears with a lag and this might thus provide an explanation for the mixed findings from previous studies. Our results also suggest that, although the effect of retirement on cognitive functioning is not instantaneous, most of the drop occurs at the beginning of the retirement period and tends to stabilise afterwards. This finding thus suggests that, even though reforms aimed at delaying the legal age of retirement could lead to some positive externalities in terms of improved cognitive functioning, we should not expect that an increase in retirement age will have a large impact on the dependency of the elderly (i.e. the long-term retired) because of cognitive impairment at older age. From a theoretical point of view, all these results support the disuse perspective (Salthouse, 1991), which assumes that decreases in activity patterns result in atrophy of cognitive skills, while stimulating mental activities increase them (the “use it or lose it” hypothesis), and suggest that retirement plays a significant role in explaining cognitive decline at older age. However, further studies would be necessary to specify the effect of professional activities on cognition (and more particularly on memory functioning). Indeed, the first question to be investigated is whether the impact of the retirement on cognitive functioning depends on the type of professional activity undertaken while employed: physical versus intellectual work; light versus heavy workload; stressful work or not. For example, some studies have shown that intellectually demanding jobs during adulthood are associated with better cognitive functioning in later life, whereas manual labour is associated with worse cognitive functioning (Jorm et al., 1998 and Potter et al., 2008). A second important question is to determine whether the relationship between retirement and cognition is direct and/or whether there are some intermediate variables between retirement and cognition. Indeed, work is known to increase social interaction and a sense of self-efficacy, both variables being considered as important factors contributing to the maintenance of the cognitive reserve (Rowe and Kahn, 1998). Our findings have implications that go beyond the consequences of retirement on cognitive functioning. They show that individuals have some control over the evolution of their cognitive functioning through the activities they undertake and thus that there is scope for policy interventions to affect the pattern of cognitive ageing. They provide support for active ageing policies, particularly in the field of participation. Let us indicate here the three key policy proposals in this field highlighted by the World Health Organization (WHO, 2002): “(1) Provide education and learning opportunities throughout the life course; (2) Recognize and enable the active participation of people in economic development activities, formal and informal work and voluntary activities as they age, according to their individual needs, preferences and capacities; and (3) Encourage people to participate fully in family community life, as they grow older.” Finally, it should be emphasised that memory loss and dementia among the elderly represent a major public health burden, especially in the current context of population ageing. Cognitive impairments, even those not reaching the threshold for dementia diagnosis, are associated with a loss of quality of life, increased disability, and higher health-related expenditures (Albert et al., 2002, Ernst and Hay, 1997, Lyketsos et al., 2002 and Tabert et al., 2002). Our findings suggest that reforms aimed at promoting labour force participation at an older age may not only ensure the sustainability of social security systems but may also create positive health externalities.

خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.