دانلود مقاله ISI انگلیسی شماره 24329 + ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله

مقایسه مبتنی بر بهره وری صندوق های بازنشستگی و شرکت های بیمه عمر تحت بازدارنده های نظارتی

کد مقاله سال انتشار مقاله انگلیسی ترجمه فارسی
24329 2011 10 صفحه PDF 32 صفحه WORD
خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.
عنوان انگلیسی
A utility-based comparison of pension funds and life insurance companies under regulatory constraints
منبع

Publisher : Elsevier - Science Direct (الزویر - ساینس دایرکت)

Journal : Insurance: Mathematics and Economics, Volume 49, Issue 1, July 2011, Pages 1–10

فهرست مطالب ترجمه فارسی
اطلاعات مقاله
چکیده     
کلمات مهم
1.مقدمه 
جدول 1: میزان کلی صندوق های تحت مدیریت منطقه؛ مجموع در میلیارد USD برای 2006
جدول 2: تفاوت های بین صندوق بازنشستگی و شرکت های بیمه 
2.مشخصات قرارداد
جدول 3: تخصیص سرمایه توسط منطقه
2.1.موعد پرداخت در صورت  عدم پرداخت پیش از موعد
2.1.1.سود معین صندوق بازنشستگی
جدول 4: ساختار سرمایه اولیه شرکت بیمه عمر 
2.1.2.شرکت بیمه عمر 
2.2.تدوین عدم پرداخت پیش از موقع 
3.بررسی قرارداد عادلانه 
3.1.تجزیه و تحلیل تئوری وار
3.2.تصویرسازی عددی
جدول 5: تاثیرات ŋ و   برای مولفه های مختلف بازپرداخت
4.بررسی رفاه 
4.1.بررسی سررسید، نمونه (1)
جدول 6: سطوح بهره وری و تخصیص دارایی بهینه 
4.2.محدودیت احتمالی کسری بودجه در سررسید، نمونه (2)
جدول 7. حداکثر خطر پذیری سهام θ ̃ 
جدول 8: سطوح بهره وری و تخصیص بهینه سرمایه براساس محدودیت عدم پرداخت در سررسید 
جدول 9: حداکثر خطرپذیری سهام θ^* 
4.3.محدودیت عدم پرداخت پیش از موعد، نمونه (3)
جدول 10: سطوح بهره وری و تخصیص بهینه سرمایه براساس مدت محدودیت عدم پرداخت 
جدول 11: سطوح بهره وری و تخصیص بهینه سرمایه براساس مدت محدودیت عدم پرداخت 
5.نتیجه گیری 
ضمیمه. ارزش بازاری اولیه 
کلمات کلیدی
- برنامه های بازنشستگی - مقرری - گزینه های مانع - رویکرد ادعای مشروط - معادل قطعیت
ترجمه چکیده
این مقاله دو نوع ارائه دهنده مقرری سالانه یعنی سود معین صندوق بازنشستگی و شرکت های بیمه عمر را مقایسه می کند. یکی از تفاوت های مهم این است که درحالی که خطر احتمالی باقی مانده درمورد شرکت های بیمه عمر توسط سهامداران خارجی ایجاد می شود در صندوق های بازنشستگی مجتمعا توسط ذینفعان و سهامداران حامی ایجاد می شود. ابتدا، این مقاله روش ادعای احتمالی را به منظور ارزیابی توازن بازده احتمالی خطر برای مستمری بگیران اعمال می کند. بدین دلیل، تفاوت های موجود در مشخصات قرارداد و نظام های نظارتی را در نظر می گیریم. دوم، تجزیه و تحلیل رفاه به منظور بررسی این موضوع انجام می شود که آیا مصرف کننده ای که دارای قدرت بهره وری است اگر برنامه سود معین و یا قرارداد مستمری تمام عمر را در دوره طرح معین اعانه انتخاب کند بهره وری سود را تجربه می کند. ما بیان کردیم که مقررات می تواند به منظور حمایت از سطح میدان بازی درمیان موسسات مالی مختلف طراحی شود
ترجمه مقدمه
عرضه کنندگان مهم مقرری سالانه عبارتند از سود معین صندوق های بازنشستگی و شرکت های بیمه عمر. این سازمان ها در کنار دولت برای تنظیم بهره وری ذخایر عایدی کهن سالی سازمان های مهمی هستند. جدول 1 براساس داده های OECD اهمیت صندوق های بازنشستگی و شرکت های بیمه عمر را با میزان دارایی های تحت مدیریت برای آمریکای شمالی، قاره اروپا و انگلستان نشان می دهد. درحالی که به نظر می رسد شرکت های بیمه عمر موجود در قاره اروپا و انگلستان مهم تر باشند صندوق های بازنشستگی موجود در آمریکای شمالی بر شرکت های بیمه عمر تسلط دارند. همانطور که در جدول 2 نشان داده شده است اگرچه محصولات مشابه ارائه می دهند بین صندوق های بازنشستگی و شرکت های بیمه عمر نیز تفاوت های سازمانی متمایزی وجود دارد. معمولا صندوق های بازنشستگی فرم سازمان های غیرانتفاعی و یا اتحادیه های کلان را می گیرند. سود معین مستمری پس از بازنشستگی براساس سالها خدمات، حقوق و نرخ اقلام تعهدی خاص عایدی بلند مدت ارائه می دهد؛ بادی (1990) را ببینید. متعلقات بازنشستگی به طور خودکار در طرح نهایی سود معین عواید برای حقوق افراد ارائه می شود. این فرمول نه تنها حمایت از تورم پیش از بازنشستگی را به شرکت کننده ارائه می دهد بلکه می تواند هزینه های بیشتری را برای کارفرما ارائه دهد. بنابراین، این روزها طرح های متداول حرفه ای نیز رایج است. ممکن است متعلقات بازنشستگی در طرح متداول حرفه ای برای تورم و یا دستمزدها شاخص گذاری شود؛ بیکر و ولار (2007). با این حال، این شاخص گذاری اغلب مشروط بر نسبت تامین بودجه صندوق بازنشستگی است؛ برودرز و چن (2010) را ببینید. در این مقاله به طور مشروط بر طرح های سود معین ارائه شده تمرکز می کنیم. بخشی از حقوق و مزایای حرفه کارکنان براساس مشاغل آنها به صندوق بازنشستگی که دارایی ها و بدهی ها را کنترل می کند کمک می کند. اغلب بازنشستگی به لحاظ قانونی مستقل از حامی شرکت است. مازاد تجاری موجود (تفاوت بین بدهی ها و دارایی های صندوق بازنشستگی) را می توان به عنوان سهام صندوق بازنشستگی در نظر گرفت. این فرایند مانند بافر ریسک عمل می کند. ریسک باقی مانده تا حدودی از طریق ویژگی شاخص گذاری شرطی و این حقیقت توسط خود ذینفعان به وجود می آید که اگر صندوق بازنشستگی به شدت فاقد بودجه کافی باشد ممکن است منافع انباشته کاهش یابد. شرکت کنندگان آتی در پیوستاری از تولیدات متداخل نیز در به اشتراک گذاری ریسک شرکت کردند؛ برای مثال گولیر (2008) را ببینید. ممکن است تازه واردین به صندوق بازنشستگی با ضررها (و یا سودهایی) که در گذشته پدید آمده است مواجه شوند. اغلب شرکت پشت صندوق بازنشستگی به طور صریح و یا ضمنی درگیر به اشتراک گذاری ریسک است. به عنوان مثال، کمک به صندوق بازنشستگی درصورت کسری بودجه ( و یا در صورت بودجه مازاد) می تواند افزایش (و یا کاهش) یابد. ریسک باقی مانده در نمونه صندوق های تضمین حقوق بازنشستگی مانند شرکت تضمین مزایای حقوق بازنشستگی در ایالات متحده و یا صندوق حمایت از حقوق بازنشستگی در انگلستان نیز توسط این سازمان ها پوشش داده می شود. به طور خاص، اگر شرکت غفلت ورزد حقوق بازنشستگی با این طرح های تضمینی حمایت می شود؛ برای مثال بادی و مرتون (1993) را ببینید. هیئت مدیره صندوق بازنشستگی به طور خاص از نمایندگان کارفرمایان و کارکنان تشکیل شده است. هیئت مدیره درمورد تخصیص سرمایه، میزان مشارکت و سیاست شاخص گذاری تصمیم می گیرد. ذینفعان می توانند از طریق انتخاب اعضای هیئت مدیره دارای نوعی تاثیر باشند. معمولا (موسسه) شرکت های بیمه عمر غیرانتفاعی در فرم الحاقی نیز مقرری سالیانه ارائه می دهند. مستمری تمام عمر یک قرارداد مالی در قالب محصول بیمه ای است که شرکت بیمه عمر باتوجه به آن در آینده درعوض پرداخت یکجا بلاواسطه مجموعه ای از پرداخت ها را برای خریدار ایجاد می کند. جریان پرداخت تا زمان تاریخ مرگ مستمری بگیر همچنان ادامه می یابد. درصورتی که سرمایه گذاری های اصولی بازده مناسب ارائه دهند ممکن است مقرری سالیانه با پاداش های سالیانه افزایش یابد یک ویژگی که « غیرانتفاعی» نامیده می شود؛ برای مثال بالوتا و همکاران (2006) و کلینگ و همکاران (2007 a,b) را ببینید. سیاست گذاران تا حد معینی در صروت شرکت بیمه عمر شریک می شوند. اکنون، سهامداران حقوق صاحبان سهام را ارائه می دهند و ریسک باقی مانده را قبول می کنند. برای مثال بازده منفی بر دارایی های شرکت بیمه و یا ضرر پذیره نویسی توسط سهامداران جذب می شود. از سوی دیگر، اگر عملکرد بالاتر از حد متوسط باشد سهامداران سزاوار شرکت در مازاد تجاری هستند. با این حال، سهامداران دارای مسئولیت محدود هستند. سهامداران در صورت نکول چیزی بیش از سرمایه گذاری اولیه خود از دست نمی دهند. سهامداران با مالک شدن درمورد سیاست سرمایه گذاری، حق بیمه، سیاست باسود و ساختار سرمایه تصمیم می گیرند. مصرف کنندگان در این رابطه هیچ چیزی نمی گویند. علاوه براین، در سیاست سرمایه گذاری بین صندوق های بازنشستگی و شرکت های بیمه عمر تفاوت های قابل توجهی وجود دارد. به طور متوسط صندوق های بازنشستگی در مقایسه با شرکت های بیمه عمر ریسک بیشتر عدم مطابقت را اعمال می کنند. معمولا اگر پروفایل ریسک دارایی ها بسیار متفاوت از پروفایل ریسک بدهی ها باشد ریسک عدم تطبیق رخ می دهد. این فرایند در جدول 3 نشان داده شده است. صندوق های بازنشستگی موجود در ایالات متحده، قاره اروپا و انگلستان به شدت در سهام متعارفی سرمایه گذاری می کنند. شرکت های بیمه بیشتر بر تطبیق سرمایه و بدهی تمرکز می کنند و دارایی های درآمد ثابت را ترجیح می دهند. احتمالا این تفاوت در استراتژی سرمایه با تفاوت های موجود در اولویت های ریسک که در روش های نظارتی واگرا نیز ظاهر می شود بهتر توضیح داده می شود. صندوق های بازنشستگی و شرکت های بیمه به منظور ایجاد پرداخت های سالیانه به طور کلی در معرض به اصطلاح الزامات کامل تامین مالی هستند. این فرایند بدین معنی است که مقداری دارایی ها در تمام زمان ها باید حداقل با مقدار بدهی ها برابر باشد. علاوه براین، قانونگذاری اروپایی مستلزم حاشیه سود جزئی است، یعنی نسبت تامین بودجه همواره باید متجاوز از 105% باشد. برخی کشورها مانند هلند به صراحت می گویند که صندوق های بازنشستگی باید صندوق های نظارتی اضافی را حفظ کنند تا بتوانند انحرافات کوتاه مدت را در نسبت تامین بودجه حفظ کنند. مازاد مورد نیاز معمولا تابعی از میزان ریسک عدم تطبیق بین دارایی ها و بدهی ها است. ریسک بالا عدم تطابق مستلزم مازاد تجاری عمده ای است و مازاد تجاری در صورت تطبیق سرمایه – بدهی می تواند تا یک مقدار حداقل حفظ شود. شرکت های بیمه عمر نیز مستلزم حفظ سرمایه کافی هستند. با این حال، در حال حاضر حاشیه عدم اعتبار مورد نیاز به عدم تطابق بدهی سرمایه بستگی ندارد. این فرایند در آینده معیار «قدرت پرداخت بدهی II» را برای شرکت های بیمهتغییر می دهد. با این وجود، مقررات بازنشستگی سختگیرانه نیست. برای مثال، سطح اطمینان 97.5% برای صندوق های بازنشستگی هلندی به طور قابل توجهی از سطح اطمینان 99.5% در «قدرت پرداخت بدهی II» کمتر است. علاوه براین، برخی کشورها به منظور بازگرداندن تامین بودجه کافی دوره بهبودی قابل توجهی را برای صندوق های بازنشستگی فراهم می کنند؛ برودرز و چن (2010) را ببینید. از طرف دیگر نظارت بیمه ای سختگیرانه تر است. اگر نسبت قدرت پرداخت بدهی (قابل دسترس در سطح مورد نیاز قدرت پرداخت بدهی) ناکافی باشد مقامات نظارتی فورا واکنش نشان می دهند و درصورتی که هیچگونه احیایی در کوتاه مدت وجود نداشته باشد شرکت بیمه عمر تسویه می کند. به این ترتیب، مصرف کنندگان نسبتا مطمئن هستند که در تسویه ضرر قابل توجهی نمی کنند. ممکن است تفاوت در مقررات با ابزار اضافی سیاست ازقبیل توانایی آنها برای افزایش مشارکت های آتی و در صورت لزوم تقلیل شاخص گذاری حقوق بازنشستگی که صندوق بازنشستگی داراست توجیه شود. به عنوان یک قاعده کلی، درنتیجه این انعطاف پذیری باید تفاوت های موجود در سطوح اعتماد و دوره های بهبودی را کم و بیش منعکس کند. در حال حاضر مقالات متعددی وجود دارد که شباهت ها و تفاوت های بین صندوق بازنشستگی و شرکت های بیمه عمر را مورد بحث قرار می دهد. برای مثال، بلیک (1999) شباهت های بلند مدت بدهی ها و اهداف سرمایه گذاری را مطرح کرد. صندوق بازنشستگی بدون سود تامین بودجه در بازار رقابتی را جذب نمی کند اما در صدد برآورده ساختن تعهدات بازنشستگی با حداقل هزینه برای حامی طرح کلی است. معمولا، شرکت های بیمه عمر باید تامین بودجه در بازار رقابتی را افزایش دهند و به معنای دقیق کلمه دارای هزینه های اضافی در فرم مخارج بازاریابی باشند. آنها به اصطلاح در «کسب و کار توسعه یافته» هستند به طوری که تلاش می کنند براساس دارایی ها و هزینه های تامین بودجه و پذیره نویسی ریسک های بیمه ای توسعه کسب کنند. دیویس (2002) با تمرکز بر استراتژی های سرمایه گذاری هر دو سازمان تفاوت های متمایز موجود در ریسک های پیش روی آنها را توضیح داد. بدهی های صندوق بازنشستگی معمولا از بدهی های شرکت های بیمه عمر ناپایدارتر هستند. سود معین بدهی های مستمری در طول مرحله تجمع با رشد دستمزد در ارتباط است و اغلب پس از بازنشستگی با تورم در ارتباط است. این تفاوت ها در استراتژی بسیار عمیق سرمایه گذاری منعکس می شوند. صندوق های بازنشستگی طرفدار فرصت های واقعی سرمایه گذاری هستند که با توسعه بدهی ها هم راستا است. اغلب، سهام و دارایی غیرمنقول بهترین گزینه سرمایه گذاری برای آن در نظر گرفته می شود. اغلب شرکت های بیمه اوراق قرضه را ترجیح می دهند به طوری که گزینه بازخرید اولیه به طور قابل توجهی می تواند مدت دوام بدهی ها را کاهش دهد. دیویس (2002) علاوه بر سیاست های واگرایی سرمایه گذاری نیز می گوید که برای نظام های نظارتی مختلف دلایل کافی وجود دارد. درحالی که شرکت های بیمه عمر که در بازار رقابتی عمل می کنند باید به شدت تحت نظارت قرار گیرند صندوق سرمایه گذاری با نیاز مبرم به بازده سرمایه گذاری واقعی مستلزم انعطاف پذیری بیشتری از جانب دارایی است. مقاله فعلی اولین مقاله ای است که از دو سازمان موجود بررسی تحلیلی ارائه می دهد. این مقاله به دو روش به منابع موجود اضافه می شود. ابتدا، قرارداد مالی ارائه شده توسط دو سازمان را مشخص می کنیم. با درنظرگرفتن صریح ریسک نکول روش ادعای احتمالی را برای ارزیابی این قراردادها به کار می بریم. در حال حاضر می توانیم با بررسی ترکیب های عادلانه پارامترهای قرارداد به خصوص میزان مشارکت عادلانه که مقاطعه کاران با آن اجازه دارند در مازاد تجاری موسسات شرکت کنند تفاوت های بین این دو سازمان را مشاهده کنیم. این بخش تجزیه و تحلیل مبتنی بر ارزیابی ریسک خنثی قراردادهای موجود است. دوم، در جهانی فیزیکی پژوهش می کنیم که مفروضات مستمری بگیر براساس آن صندوق بازنشستگی را بر بیمه عمر بیمه گر ترجیح می دهد. از طریق طرح اعانه مشخص موجود در مدل قرارداد اضافی برای غنی سازی این مقایسه را ترکیب می کنیم. برای درک این موضوع که آیا برنامه سود مشخص و یا مستمری تمام عمر منجر به برخی مزایای کسب سود می شود سه نمونه منسجم زیر را بررسی می کنیم: (1) هرگونه مقررات نظارتی را نادیده می گیریم، (2) با توجه به حداکثر احتمال کسری در موعد پرداخت یک محدودیت نظارتی اضافه می کنیم، (3) فرض می کنیم که مقررات مقدار بیشینه ای را بر احتمال عدم پرداخت پیش از موعد اعمال می کند. در میان چیزهای دیگر، بیان می کنیم که مقررات صندوق بازنشستگی براساس این فرضیه که حامی صندوق بازنشستگی می خواهد هزینه خطرات نزولی را تقبل کند در مقایسه با مقررات شرکت ای بیمه عمر سخت گیر نیست. برای انجام چنین کاری می گوییم که مقررات را می توان برای حمایت سطح میدان بازی درمیان موسسات مالی مختلف طراحی کرد. ادامه این مقاله به شرح زیر سازماندهی می شود. بخش 2 قراردادهای ارائه شده توسط صندوق های بازنشستگی شرکت های بیمه عمر را ارائه می دهد. بخش 3 ارزیابی قراردادها، بازبینی تجزیه و تحلیل قراردادهای منصفانه با برخی تصاویر نتایج عددی را مورد بررسی قرار می دهد. بخش 4 تجزیه و تحلیل رفاه را برای درک این موضوع انجام می دهد که خریداران مستمری سالانه کدام سازمان ها را ترجیح می دهند و اینکه آیا سودهای بهره وری با انتخاب برنامه سود معین وجود دارند. بخش 5 نتیجه گیری این مقاله است.
پیش نمایش مقاله
پیش نمایش مقاله مقایسه مبتنی بر بهره وری صندوق های بازنشستگی و شرکت های بیمه عمر تحت بازدارنده های نظارتی

چکیده انگلیسی

This paper compares two different types of annuity providers, i.e. defined benefit pension funds and life insurance companies. One of the key differences is that the residual risk in pension funds is collectively borne by the beneficiaries and the sponsor’s shareholders while in the case of life insurers it is borne by the external shareholders. First, this paper employs a contingent claim approach to evaluate the risk return tradeoff for annuitants. For that, we take into account the differences in contract specifications and in regulatory regimes. Second, a welfare analysis is conducted to examine whether a consumer with power utility experiences utility gains if she chooses a defined benefit plan or a life annuity contract over a defined contribution plan. We demonstrate that regulation can be designed to support a level playing field amongst different financial institutions.

مقدمه انگلیسی

Defined benefit pension funds and life insurance companies are both key annuity providers. Besides governments, they are important institutions in the world for arranging old age income provisions efficiently. Table 1, based on OECD data, shows the importance of pension funds and life insurers by the size of assets under management for North America, Continental Europe and the UK. In North America pension funds dominate life insurance companies, while in Continental Europe and in the UK life insurers appear to be more important.Although they offer similar products, there are also distinct institutional differences between pension funds and life insurance companies, as illustrated in Table 2. Pension funds usually take the form of non-profit organizations or trusts. A defined benefit pension provides a life-long income after retirement based upon the years of service, salary and a certain accrual rate; see Bodie (1990). In a final earnings defined benefit scheme, pension accrual is automatically indexed to the individual’s salary. This formula provides preretirement inflation protection to the participant but can represent a higher cost to the employer. Therefore, these days career-average schemes are also common. In a career-average scheme pension accrual might be indexed to inflation or wages; see Bikker and Vlaar (2007). However, this indexation is often contingent on the funding ratio3 of the pension fund; see Broeders and Chen (2010). In this paper we concentrate on conditionally indexed defined benefit schemes. Over their careers, part of the employees’ labor compensation is contributed to a pension fund that manages the assets and the liabilities. Often the pension is legally independent of the corporate sponsor. The available surplus (the difference between the pension fund’s assets and liabilities) can be regarded as the pension fund’s equity. It acts as a risk buffer. The residual risk4 is partly borne by the beneficiaries themselves through the conditional indexation feature and the fact that accrued benefits might be reduced if the pension fund is severely underfunded. In a continuum of overlapping generations also future participants participate in risk sharing; see e.g. Gollier (2008). New entrants to a pension fund might be confronted with losses (or gains) that accrued in the previous period. Often the company behind the pension fund is either explicitly or implicitly involved in risk sharing. For instance, in case of underfunding (or in case of overfunding) contributions to the pension fund can be increased (or decreased). In case of pension guarantee funds, like the Pension Benefit Guarantee Corporation in the United States or the Pension Protection Fund in the UK, the residual risk is also covered by these institutions. Specifically, if the corporation defaults, pension rights are protected by these guarantee schemes; see e.g. Bodie and Merton (1993). The pension fund’s board typically consists of representatives of both employers and employees. The board decides on asset allocation, contribution rate and indexation policy. Beneficiaries can have some influence on this through the election of board members.For-profit life insurance companies, usually in the form of incorporations (Inc), also provide annuities.5 A life annuity is a financial contract in the form of an insurance product according to which a life insurance company makes a series of payments in the future to the buyer in exchange for an immediate lump sum payment. The payment stream continues until the date of death of the annuitant. The annuity might be increased with annual bonuses if the underlying investments deliver sufficient returns, a feature called “with profit”; see e.g. Ballota et al. (2006) and Kling et al., 2007a and Kling et al., 2007b. The policy holders participate to a certain extent in the wealth of the life insurer. Here, the shareholders provide equity and accept the residual risk. E.g. a negative return on the insurance company’s assets or an underwriting loss will be absorbed by the shareholders. On the other hand, if performance is above average the shareholders are entitled to participating in the surpluses. However, shareholders have limited liability. In case of default, the shareholders will not lose more than their initial investment. Being the owners, the shareholders decide on the investment policy, insurance premiums, the with-profit policy and capital structure. The consumers have no say in this. In addition, there are distinct differences in investment policy between pension funds and life insurance companies. On average, pension funds run a larger mismatch risk compared to life insurance companies. Mismatch risk typically occurs if the risk profile of the assets is very different from the risk profile of the liabilities. This is shown in Table 3. Pension funds in the United States, Continental Europe and the UK invest more heavily in equities. Insurance companies are more focused on asset and liability matching and prefer fixed-income assets. This difference in investment strategy is probably best explained by the differences in risk preferences, which also appear in diverging regulatory procedures.In order to make annuity payments, pension funds and insurance companies are generally subject to the, so-called, full funding requirement. This means that at all times the value of assets should at least be equal to the value of liabilities. In addition, European legislation requires a small margin, i.e. the funding ratio should always be in excess of 105%.6 Some countries, like the Netherlands, explicitly prescribe that pension funds should hold additional regulatory funds to be able to absorb short-term deviations in the funding ratio. The required surplus is usually a function of the level of mismatch risk between assets and liabilities. A high mismatch risk requires a large surplus, and in case of asset–liability matching the surplus can be kept to a minimum. Life insurance companies are also required to maintain sufficient capital. However, the required solvency margin currently does not depend on asset–liability mismatches. This will change in the future “Solvency II” framework for insurers. Pension regulation nonetheless is less strict. The confidence level of 97.5%, e.g. for Dutch pension funds, is significantly lower than the 99.5% confidence level in “Solvency II”. In addition, some countries allow substantial recovery periods for pension funds to restore sufficient funding; see Broeders and Chen (2010). Insurance supervision on the other hand is stricter. If the solvency ratio (the available over the required solvency level) is inadequate the supervisory authorities will react promptly and the life insurance company will be liquidated if there is no resurrection in the short run. This way, consumers are relatively certain that they do not lose significant value at liquidation. The differences in regulation may be justified by the additional policy instruments that pension funds possess, such as their ability to raise future contributions and cut back on indexation of pensions when necessary. As a rule of thumb, this greater flexibility should therefore reflect more or less the difference in confidence levels and recovery periods. There are already several papers that discuss the similarities and differences between pension funds and life insurance companies. Blake (1999), for example, draws parallels to the long-term nature of liabilities and investment objectives. The not-for-profit pension funds do not attract funding in a competitive market, but seek to meet pension obligations at minimum cost to the scheme’s sponsor. Typically, life insurance companies need to raise funding in a competitive market and as such have additional costs in the form of marketing expenditures. They are in the so-called “spread business” as they try to earn a spread on the return on assets and funding costs and on the underwriting of insurance risks. Davis (2002) describes distinct differences in the risks that both institutions face, reflected in their investment strategies. Liabilities of pension funds are typically more uncertain than those of life insurance companies. Defined benefit pension liabilities are related to wage growth during the accumulation phase and often linked to inflation after retirement. These differences reflect in a more profound investment strategy. Pension funds favor real investment opportunities that keep track with the development of liabilities. Often, stocks and real estate are considered the best investment choice for that.7 Life insurance companies often prefer bonds as the early surrender option can reduce the duration of liabilities significantly.8 Next to diverging investment policies, Davis (2002) also argues there are enough reasons for different regulatory regimes. Having a greater need for real investment returns, pension funds require more flexibility on the asset side, while life insurance companies, operating in a competitive market, should be supervised more strictly. The present paper is the first to make an analytical analysis of the two institutions at hand. This paper adds to the existing literature in two ways. First, we specify the financial contract provided by the two institutions. We employ a contingent claim approach to value these contracts, taking explicit account of default risk. We can already observe the difference between these two institutions by looking at fair combinations of contract parameters, particularly the fair participation rate with which contract holders are allowed to participate in the surpluses of the institutions. This part of the analysis is based on a risk-neutral valuation of the contracts at hand. Second, we investigate in the physical world under which assumptions an annuitant prefers a pension fund over a life insurer. To enrich the comparison we incorporate an additional contract, by way of a defined contribution plan in the model. To find out whether a defined benefit plan or a life annuity results in some benefits gains, we analyze the following three concrete cases: (1) we ignore any regulatory rules, (2) we add a regulatory constraint with respect to the maximum shortfall probability at maturity, (3) we assume that regulation imposes a maximum on the premature default probability. 9 Amongst other things, we argue that pension fund regulation can be less strict compared to that of life insurance companies under the assumption that the pension fund sponsor is willing to underwrite downside risks. In doing so, we demonstrate that regulation can be designed to support a level playing field amongst different financial institutions. The remainder of the paper is organized as follows. Section 2 introduces the contracts provided by both pension funds and life insurance companies. Section 3 investigates the valuation of the contracts, serving the fair contract analysis with some illustrations of numerical results. Section 4 conducts a welfare analysis to find out which institutions are preferred by annuity buyers and whether there are utility gains in choosing a defined benefit plan or a life annuity. Section 5 concludes the paper.

نتیجه گیری انگلیسی

The present paper analyzes the institutional differences between defined benefit pension funds and life insurance companies, which are both important annuity providers. The residual risk in a (non-profit) pension fund is collectively borne by the beneficiaries and the corporate pension plan sponsor. In case of an insurance company, the residual risk is borne by the external shareholders. First, we determine fair combinations of contract parameters by applying a contingent claim approach and compare the fair participation rates in relation to the investment policy in both contracts. We find that for realistic parameters the fair participation rate in case of pension funds is typically lower than the equivalent rate in case of life insurers. Second, we compare certainty equivalents to determine which contract a consumer with power utility would prefer if she chooses the contract with the highest expected utility of terminal wealth. We demonstrate that regulation can be designed such that LIFE, DB and DC contracts are equally attractive to consumers. This supports a level playing field amongst financial institutions. Typically, default probabilities can be higher and regulatory barrier levels can be lower for pension funds compared to life insurance companies. Pension fund regulation can be less strict under the assumption that pension fund sponsors are willing to underwrite downside risks. These insights are relevant for many practical questions, e.g. for designing optimal contracts and fair risk sharing arrangements and regulatory architecture.

خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.