دانلود مقاله ISI انگلیسی شماره 30413 + ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله

آزار واذیت سایبری، عزت نفس، همدلی و تنهایی

کد مقاله سال انتشار مقاله انگلیسی ترجمه فارسی
30413 2015 6 صفحه PDF 12 صفحه WORD
خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.
عنوان انگلیسی
Cyberbullying, self-esteem, empathy and loneliness
منبع

Publisher : Elsevier - Science Direct (الزویر - ساینس دایرکت)

Journal : Computers in Human Behavior, Volume 48, July 2015, Pages 255–260

فهرست مطالب ترجمه فارسی
چکیده

کلمات کلیدی

1.مقدمه

2. روش

2.1 شركت كنندگان

2.2 مواد

3. نتایج

جدول 1. آمار توصیفی و همبستگی برای قربانی شدن قلدری سایبری، ارتکاب آن، اعتماد به نفس، همدلی و تنهایی.

4. بحث

محدودیت ها و تحقیقات آینده
کلمات کلیدی
- مزاحمت سایبری - تنهایی - همدلی - عزت نفس - ارتکاب
کلمات کلیدی انگلیسی
Cyberbullying,Loneliness,Empathy,Self-esteem,Perpetration,Victimisation
ترجمه چکیده
اذیت و آزار سایبری پدیده ای منحصر به فرد است که از اذیت و آزار سنتی از جهت سرعت پخش اطلاعات، ماندگاری مواد و قابلیت دسترسی قربانیان متمایز است. با این حال، تحقیقات ناچیزی در این زمینه وجود دارد، و مطالعات اندکی عوامل موثر بر رفتارهای قلدری اینترنتی را مورد بررسی قرار داده اند. در اين پژوهش، تأثير عزت نفس، همدلي و تنهايي بر قرباني اذیت سایبری شدن وارتکاب آن مورد بررسي قرار گرفته است. نوجوانان بریتانیایی (N = 90) در سنین 16-18 سال از کالج های تحصیلات تکمیلی انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه بازنگری شده اذیت سایبری (RCBI، توپچو و اردور-بیکر، 2010)، مقیاس تنهایی UCLA (راسل، پپلو و فرگوسن، 1978)، پرسشنامه عطوفت تورنتو (TEQ، اسپرنگ، مک کینون، مار، و لواین، 2009) ) و مقیاس عزت نفس روزنبرگ (روزنبرگ، 1965) را بصورت آنلاین تکمیل کردند. رگرسیون چندگانه استاندارد نشان داد که با هم، تنهایی، همدلی و اعتماد به نفس، میزان پیشگیری از قربانی اذیت سایبری شدن و جرائم اینترنتی را پیش بینی می کند. عزت نفس پیش بینی کننده فردی قربانی اذیت سایبری و اجرای مجازات های اینترنتی بود، به طوری که افراد دارای عزت نفس پایین به احتمال زیاد گزارش تجربه اذیت سایبری را دارند. همدلی یک پیش بینی کننده مهم در مورد ارتکاب آزار سایبری بود، به نحوی که در صورت کاهش همدلی احتمال وقوع جرایم آزار اینترنتی افزایش می یابد. این یافته ها نشان می دهد که مداخلات ریشه گرفته از عزت نفس و همدلی می تواند بطور موفقیت آمیز رفتار قلدری سایبری را بررسی کند.
ترجمه مقدمه
طیف وسیعی از مطالعات تحقیقاتی، شیوع، علل و پیامدهای قلدری را ثبت کرده است که موضوع مهمی در میان دانش آموزان و نوجوانان است (لی، 2007؛ اولووس، 1993). بنابراین، طیف وسیعی از استراتژی ها و سیاست های رسمی موجود برای رسیدگی به این رفتار وجود دارد. در سال های اخیر شکل جدیدی از قلدری، به نام قلدری سایبری مطرح شده است که منعکس کننده شیوع فزاینده فن آوری دیجیتال است. اگر چه مزایای این نوع ارتباطات به رسمیت شناخته شده است (گراس،ژوونن، و گیبل، 2002)، احتمال آسیب جدی نیزوجود دارد (سابلا، هندوجا و پاچین، 2013). تعاریف قلدری سایبری متفاوت است، که نشان دهنده تازگی پدیده و پیشرفت های تکنولوژیکی سریع است که بر دفعات تکرار و شکل ارتباطات الکترونیکی تأثیر می گذارد. با این حال، یکی از تعاریف پذیرفته شده تهدید سایبری به عنوان یک "اقدام تهاجمی و عمدی انجام شده توسط یک گروه یا فرد با استفاده از فرم های الکترونیکی تماس مکرر علیه یک قربانی مطرح میشود که نمی تواند به آسانی از خود دفاع کند، (اسمیت و همکاران، 2008، ص 376). بدین ترتیب، تهدید سایبری محدود به یک نوع ارتباط نیست و ممکن است شامل طیف وسیعی از فن آوری هایی مانند ایمیل، پیام های فوری یا وب سایت های شخصی باشد. پریشانی روانی و عاطفی که توسط قربانیان اذیت سایبری تجربه میشود به وضوح مستند شده است (مثلا کووالسکی، لیمبر، لیمبر و اگاتستون، 2012؛ توکوناگا 2010)و شامل اضطراب،افسردگی و سلامت جسمانی ضعیف میباشد. با توجه به تاخر نسبی این پدیده ها، ممکن است درک کامل پیامدهای دراز مدت این رفتارها اندکی زمانبر باشد. از این رو قلدری سایبری یک زمینه مهم نگرانی را نشان میدهد. ادبیات سنتی قلدری تحقیقات آنلاین قلدری را با استفاده از برجسته سازی تعدادی از عوامل اطلاع رسانی میکند که میتواند شروع قلدری آنلاین و نتایج رفتارهای آنرا بیشتر کند. هرج و مرج سایبری، پدیده ای منحصر به فرد است که از قلدری سنتی جدا بوده ولی به آن مربوط است (پیشل، پورش، کال، و لاکنباخ، 2013) است. در واقع تفاوت های مهم بین قلدری سنتی و نوع اینترنتی آن وجود دارد. به ویژه، افرادی که درگیر اذیت و آزار اینترنتی هستند، با زمان یا فضا محدودیتی ندارند و می توانند ازچارچوبهای چند گانه مانند عکس ها، فیلم ها، نمایش اسلایدها و نظرسنجی های تعاملی استفاده کنند تا قربانیان خود را هدف قرار دهند (لی، 2007). علاوه بر این، طبیعت اغلب ناشناس تعامل، سرعت توزیع، پایداری مواد و دسترسی دائمی قربانیان می تواند تاثیر منفی بر قربانیان قلدری را افزایش دهد (ویلارد، 2007). از این رو، تحقیقات و به طور خاص مطالعه در مورد تهدید سایبری نسبت به استخراج نتایج از ادبیات سنتی زورگويی ضروری است. این مطالعه به این زمینه تحقیقاتی در حال توسعه کمک می کند و نقش عوامل روان شناختی در انجام اقدامات سایبری و قربانی کردن را مورد بررسی قرار می دهد. اذیت و آزار اینترنتی بیشتر در نسل 'آنلاین' شایع است که عمدتا شامل کودکان و نوجوانان است (کووالسکی و همکاران، 2012). میزان شیوع قلدری اینترنتی در بین مطالعات و نمونه ها به طور گسترده ای متفاوت است (پچین و هندوجا، 2012). به عنوان مثال،در حالی که کووالسکی و لیمبر (2007) گزارش دادند که 11٪ و 4٪ دانش آموزان 11 تا 13 ساله قربانیان و مجرمان سایبری هستند، لی مقادیر (2007) قربانی شدن و ارتکاب 25٪ و 15٪ در کودکان 11- 12 سال را شناسایی میکند. علیرغم ناسازگاری در برآورد شيوع فعلی، همچنانکه فن آوری همچنان به پیشرفت و به طور فزاینده ای در کشورهای کمتر توسعه یافته در دسترس قرار می گیرد، تعداد افرادی که تحت تاثیر مواجه شونده با تهدیدات سایبری افزایش می یابد. افزایش شیوع قلدرری سایبری همراه با فقدان اطلاعات موجود و پیشنهاد اینکه افرادی که مسئول رفاه نوجوانان هستند ممکن است قادر به حل مسئله بناشند، اهمیت تحقیق در مورد تجربه قلدری سایبری را برجسته می کند. با توجه به منابع آزار و اذیت سایبری، لی (2007) می گوید که قربانیان اذیت و آزار سایبری عمدتا توسط همسالان (31.8٪) مورد آزار و اذیت قرار می گیرند، و پس از آن در خارج از مدرسه (11.4٪) مورد آزار و اذیت قرار می گیرند. تعداد قابل توجهی (9/15 درصد) توسط منابع مختلف مورد آزار و اذیت قرار می گیرند و 9/40 درصد هویت قلدر را نمی دانند. با توجه به افرادی که بیشترین احتمال تجربه قلدری سایبری را به عنوان مجرمان یا قربانیان تجربه می کنند، تحقیقات وضوح کمتری دارند. ادبیات قلدری سنتی مشخص کننده طیف وسیعی از خصوصیات شخصیتی است که در ارتباط با قربانی شدن یا ارتکاب زورگویی است. اینها به طور مداوم برای قلدری سایبری اعمال نمی شوند. به عنوان مثال،در حالی که قلدری سنتی ممکن است افراد با شخصیت مقتدر و زورگو را تکنولوژی ممکن است شخصیت های مضطرب تر اجتماعی و افرادی را جذب کند که مستبدانه درگیر آن هستند (کووالسکی و لیمبر، 2007). در نتیجه مداخلات در نظر گرفته شده برای هدف قرار دادن افرادی که درگیر رفتارهای قلدری سنتی هستند، نمی توانند به طور موثری در قلدری سایبری بکار برده شوند.مطالعه حاضر رابطه بین قلدری سایبری و سه عامل روانی اجتماعی خاص مرتبط با وجود روابط آنلاین، عزت نفس و ارتباطات عاطفی با دیگران را بررسی میکند: تنهایی؛ عزت نفس و همدلی. این عوامل بر مبنای تحقیقات قلدری سنتی و تناسب بالقوه برای مداخلات روانشناختی انتخاب شدند.درک کمیت و کیفیت ارتباطات آفلاین اجتماعی موجود ممکن است بر تمایل به برقراری ارتباط آنلاین یا شکل تعاملات آنلاین اجتماعی تاثیر بگذارد. به ویژه، تنهایی که در دوران نوجوانی به اوج می رسد (برنان، 1982) و و به عنوان درک به عنوان جدایی اجتماعی درک و مفهوم سازی شده نه جدایی فیزیکی (کاکیوپو و هاوکلی، 2003)، که ممکن است بر تمایل به انجام و یا هدف قلدری سایبری تاثیر بگذارد. با این حال، یافته های تحقیق قبلی در مورد اهمیت تنهایی در رفتار آنلاین ناسازگارند. به عنوان مثال،گفته شده است که ارتباطات آنلاین تنهایی را با ارائه فرصت های بیشتر برای برقراری ارتباط با دیگران و افزایش کنترل ارتباطات کاهش میدهد(والکنبرگ و پیتر، 2011) و اینترنت مطبوع افراد مضطرب اجتماعی است که خواهان گسترش شبکه های اجتماعی خود هستند تا احساس تنهایی خود را کاهش دهند(راسل، فلام، گاردنر، کاترونا، و هسلینگ، 2003). در مقابل، استفاده از ارتباطات تکنولوژیکی نیز با کاهش تعاملات آفلاین اجتماعی و روابط اجتماعی ضعیف و سطحی بیشتر مرتبط است (سوبراهمنیام و لین، 2007). با وجودی که مطالعات کمی به طور خاص ارتباط بین آسیب های سایبری و تنهایی را مورد بررسی قرار داده اند، سهین (2012ای) گزارش می دهد که ارتباط بین تنهایی و قربانی قلدری سایبری شدن (اما نه ارتکاب آن) در کودکان دبیرستانی وجود دارد. اگرچه سهین (2012ای) ارتباطی بین تنهایی و ارتکاب قلدری اینترنتی نیافته است، این افراد اغلب به جستجوی حمایت اجتماعی (سرابشتاین و پیازا، 2008) میپردازند و بدان متکی هستند و مدعی اند که ممکن است احساس تنهایی یا طرد شدگی کنند. بنابراین قلدری سایبری ممکن است نوعی توانمندسازی یا تجاوز به کسانی باشد که تصور می شود پیشرفت های خود را رد کرده اند. تحقیقات بیشتری در نوجوانان مورد نیاز است. روابط اجتماعی مجموعه ای از منافع را فراهم می کند که ممکن است برای نوجوانان تنها وجود نداشته باشد، مانند فرصت افزایش مهارت های اجتماعی. همدلی شامل به اشتراک گذاری (ایزنبرگ و استریر، 1987) و درک (کوهن و استریر، 1996) حالت عاطفی فرد دیگراست. تحقیقات به طور مداوم ارتباط بین همدلی و انجام رفتارهای قلدری سنتی یا رفتارهای ضد اجتماعی را بدون در نظر گرفتن نوع قلدری یا جنسیت فرد مرتکب شده مشخص میکند(کیوجی و بارونسلی، 2014؛ ژولیف و فارینگتون، 2006). به طور خاص،کسانی که سطح پایین همدلی دارند، در قلدری مکرر یا شدید دخالت دارند. در مقابل قلدری سنتی که مرتکبین در معرض پریشانی قربانی قرار می گیرند، قلدری آنلاین با ناشناس بودن و عدم بازخورد مستقیم قربانی مشخص می شود که مجرم را از قربانی جدا می کند. بنابراین ممکن است اهمیت کمتری داشته باشد که مجرمان قلدری سایبری قادر به فاصله گرفتن از قربانیان خود باشند. با وجود این اختلافات، نتایج اولیه نشان می دهد که همدلی نیز یک پیش بینی معتبر از انجام قلدری اینترنتی است (انگ و گوح، 2010؛ کیسز، دل ری و اورتگا-روییز، 2013؛ استفگن، کونیگ، فش، و ملزر، 2011). همدلی نیز بر این احتمال تاثیر دارد که ناظرین آنلاین درگیر قلدری های سایبری میشوند (بارلینسکا، زوستر، و وینیوسکی، 2013). در مقایسه، مطالعات نسبتا کمی رابطه بین همدلی و قربانی شدن را مورد بررسی قرار داده است. محققان اخیرا اظهار داشتند که قربانیان سایبری، سطح بالایی از همدلی را گزارش می دهند (کوکینوس، آنتونیادو، و مارکوس، 2014؛ پتالیا، لوین، و دیکینسون، 2013)، که ممکن است حساسیت بیشتری نسبت به اهداف مرتکب در شرایط مبهم داشته باشد. در مقابل،شولزکرومبولس و شیتهوور (2009) پیشنهاد می کنند که نوجوانانی که قربانی یا عاملان تهدید سایبری هستند سطح پایین تر همدلی را نسبت به کسانی نشان می دهند که درگیر نباشند. عزت نفس، که اغلب به عنوان "نگرش مطلوب یا نامطلوب نسبت به خود" توصیف میشود'(روزنبرگ، 15، 1965، ص. 15)، در دوران نوجوانی که افراد روند توسعه هویت را تجربه می کنند،بسیار مهم است. مطالعات مربوط به رابطه بین قلدری سنتی و اعتماد به نفس نتایج غیرمستقیم ایجاد کرده است (پچین و هندوجا، 2010). به عنوان مثال،گرچه عزت نفس کم به طور معمول با انجام اقدامات قلدرانه همراه است، محققان دیگر گزارش می دهند که مرتکبین دارای عزت نفس بالایی هستند (سلمیوالی، کوکیانن، کیاستانیمی، و لیجرزپت، 1999). تحقیقات مربوط به ارتباط بین عزت نفس و قربانی سازی بیشتر سازگار است و معمولا نشان می دهد که قربانیان قلدری سنتی اعتماد به نفس کمتری گزارش کردند(کووالسکی و لیمبر، 2013). با توجه به آزار و اذیت سایبری، تحقیقات اخیر نشان داده اند که قربانیان احساس عزت نفس کمتری دارند (سنات و همکاران، 2014؛ چانگ و همکاران، 2013)، هرچند برخی از محققین عزت نفس کمتری بین عاملان و قربانیان در مقایسه با کسانی که درگیر نبودند گزارش کرده اند (کووالسکی و لیمبر، 2013؛ پتچین و هندوجا، 2010). این ناسازگاری ممکن است منعکس کننده تغییرات در شرایط یا نمونه ها و نشان دهنده اهمیت انجام مطالعات تحقیقاتی اضافی در این زمینه باشد. تجربه قلدری سایبری (به عنوان مثال شیوع، علل و عواقب) می تواند به طور گسترده ای بر اساس زمینه (به عنوان مثال مدرسه یا محل کار) و عوامل فردی (به عنوان مثال تفاوت بین کودکان و نوجوانان مسن) متفاوت باشد، بنابراین مداخلات اطلاع رسانی نیاز به درک مفصل تر این پدیده در جمعیت خاص نوجوانان بریتانیایی دارد که تحصیلات اجباری را در سن 16 سالگی به اتمام می رسانند و می توانند تحصیل (به عنوان مثال تحصیلات تکمیلی) را طی دو سال دیگر قبل از ورود به دانشگاه یا اشتغال انتخاب کنند. این گروه سنی به دلیل فقدان تحقیق در این جمعیت و ماهیت گذرای این کالجها، به عنوان دانش آموزانی که از کودکی به بزرگسالی وارد میشوند، علاقه خاص پژوهشگران را بخود اختصاص داده است. از این رو مطالعه حاضر به بررسی تأثیر نسبی تنهایی، همدلی و عزت نفس در قلدری سایبری و قربانی شدن در یک نمونه کالج تحصیلات تکمیلی می پردازد.
پیش نمایش مقاله
پیش نمایش مقاله آزار واذیت سایبری، عزت نفس، همدلی و تنهایی

چکیده انگلیسی

Cyberbullying is a unique phenomenon, distinguished from traditional bullying by the speed at which information is distributed, permanence of material and availability of victims. There is however a paucity of research in this area, and few studies have examined the factors contributing to cyberbullying behaviour. The present study investigated the influence of self-esteem, empathy and loneliness on cyberbullying victimisation and perpetration. British adolescents (N = 90) aged 16–18 years were recruited from Further Education colleges. Participants completed the Revised Cyber Bullying Inventory (RCBI, Topcu & Erdur-Baker, 2010), the UCLA Loneliness Scale (Russell, Peplau, & Ferguson, 1978), Toronto Empathy Questionnaire (TEQ, Spreng, McKinnon, Mar, & Levine, 2009) and Rosenberg Self-Esteem Scale (Rosenberg, 1965) online. Standard multiple regressions revealed that together, loneliness, empathy and self-esteem predicted levels of cyberbullying victimisation and perpetration. Self-esteem was a significant individual predictor of cyberbullying victimisation and perpetration, such that those with low self-esteem were most likely to report experience of cyberbullying. Empathy was a significant individual predictor of cyberbullying perpetration, such that as empathy decreases, likelihood of cyberbullying perpetration increases. These findings indicate that self-esteem and empathy oriented interventions may successfully address cyberbullying behaviour.

مقدمه انگلیسی

A range of research studies have documented the prevalence, causes and consequences of bullying which constitutes a critical issue within school and adolescent populations (Li, 2007 and Olweus, 1993). There are therefore a range of strategies and formal policies available to address this behaviour. In recent years, a new form of bullying, termed cyberbullying has arisen, reflecting the increasing prevalence of digital technology. Though the benefits of this form of communication are acknowledged (Gross, Juvonen, & Gable, 2002), there is also the potential for substantial harm (Sabella, Hinduja, & Patchin, 2013). Definitions of cyberbullying vary, illustrating both the recency of the phenomenon and the rapid technological advances which influence the frequency and form of electronic communication. However one widely accepted definition refers to cyberbullying as “an aggressive, intentional act carried out by a group or individual, using electronic forms of contact, repeatedly and over time against a victim who cannot easily defend him or herself” (Smith et al., 2008, p. 376). Thus cyberbullying is not restricted to one communication type and may involve a range of technologies such as email, instant messaging or personal websites. The psychological and emotional distress experienced by cyberbullying victims is clearly documented (e.g. Kowalski et al., 2012 and Tokunaga, 2010) and includes anxiety, depression, and poor physical health. Due to the relative recency of the phenomena, it may be some time however before the long-term consequences of this behaviour are fully understood. Hence cyberbullying represents an important area of concern. The traditional bullying literature has informed online bullying research by highlighting a range of factors which may increase the incidence of online bullying and the likely consequences of this behaviour. Cyberbullying is though a unique phenomenon that is separate but closely related to traditional bullying (Pieschl, Porsch, Kalh, & Klockenbusch, 2013). Indeed important differences between traditional bullying and cyberbullying exist. In particular, those engaged in cyberbullying are not restrained by time or space and can use multiple media platforms, such as photos, videos, slide shows and interactive polls, to target their victims (Li, 2007). Furthermore, the often anonymous nature of the interaction, speed of distribution, permanence of material and constant availability of victims can exacerbate the negative impact on bullying victims (Willard, 2007). Hence, research specifically investigating cyberbullying is required, rather than extrapolation of findings from the traditional bullying literature. The present study contributes to this developing research area and investigates the role of psychosocial factors in cyberbullying perpetration and victimisation. Cyberbullying is most prevalent in the ‘online’ generation, which predominantly consists of children and adolescents (Kowalski et al., 2012). Estimates of cyberbullying prevalence vary widely between studies and samples (Patchin & Hinduja, 2012). For example, while Kowalski and Limber (2007) reported that 11% and 4% of students aged 11–13 years were the victims and perpetrators of cyberbullying, Li (2007) identifies victimisation and perpetration levels of 25% and 15% respectively in children aged 11–12 years. Despite inconsistencies in estimations of current prevalence, as technology continues to advance and becomes increasingly available in less developed countries, the number of individuals influenced by cyberbullying is predicted to increase. Rising prevalence of cyberbullying, combined with a paucity of available information and the suggestion that those responsible for adolescent welfare may be ill equipped to address the issue, highlight the importance of investigating the cyberbullying experience. With regards to the source of the cyberbullying, Li (2007) comments that victims of cyberbullying are predominantly bullied by classmates (31.8%), followed by those outside the school (11.4%). A substantial number (15.9%) are bullied by multiple sources and 40.9% do not know the identity of the bully. With regards to the individuals that are most likely to experience cyberbullying either as a perpetrator or victim, the research is less clear. The traditional bullying literature identifies a range of personal characteristics associated with bullying victimisation or perpetration; these do not however consistently apply to cyberbullying. For example, whereas traditional bullies are most likely to be dominant assertive personalities that are impulsive and often aggressive (Olweus, 1993), technology may attract more socially anxious personalities and those that would not engage in bullying offline (Kowalski & Limber, 2007). Consequently the interventions intended to target those engaged in traditional bullying behaviour may not effectively address cyberbullying. The current study investigates the relationship between cyberbullying and three specific psychosocial factors relating to the presence of offline relationships, attitudes towards the self and emotional connections with others: loneliness; self-esteem and empathy. These factors were selected based on traditional bullying research and potential suitability for psychological interventions. Perceptions of the quantity and quality of offline social relationships available may influence willingness to engage online or the form of online social interactions. In particular, loneliness which peaks during adolescence (Brennan, 1982) and is conceptualized as perceived social isolation rather than physical separation (Cacioppo & Hawkley, 2003), may impact on the propensity to perpetrate or be the target of cyberbullying. Previous research findings assessing the importance of loneliness in online behaviour are however inconsistent. For example, it has been suggested that online communications reduce loneliness by providing more opportunities to connect with others and increasing control over communication (Valkenburg & Peter, 2011) and that the Internet is favored by shy, socially anxious individuals wishing to expand their social networks in order to decrease feelings of loneliness (Russell, Flom, Gardner, Cutrona, & Hessling, 2003). In contrast, the use of technological communication has also been linked to a decrease in offline social interactions and weak, more superficial social relationships (Subrahmanyam & Lin, 2007). Though few studies have specifically addressed the relationship between cyberbullying and loneliness, Sahin (2012a) reports a relationship between loneliness and cyberbullying victimisation (but not perpetration) in secondary school children. Though Sahin (2012a) did not find a relationship between loneliness and cyberbullying perpetration, these individuals often seek and rely on social support (Srabstein & Piazza, 2008), suggesting that they might feel lonely or rejected. Thus cyberbullying may represent a form of empowerment or aggression against those perceived to have rejected their advances. Further investigation in older adolescents is required. Social relationships provide a range of benefits that may not be available to lonely adolescents, such as the opportunity to enhance social skills. Empathy encompasses the sharing (Eisenberg & Strayer, 1987) and understanding (Cohen & Strayer, 1996) of another’s emotional state. Research has consistently identified relationships between empathy and perpetration of traditional bullying or aggressive and antisocial behaviour, regardless of the type of bullying or perpetrator gender (Ciucci and Baroncelli, 2014 and Jolliffe and Farrington, 2006). Specifically, those with low levels of empathy engage in more frequent or severe bullying. In contrast to traditional bullying where perpetrators are exposed to victim distress, online bullying is characterised by anonymity, and lack of direct feedback from the victim, which distances the perpetrator from the victim. Thus it may be less important that perpetrators of cyberbullying are able to distance themselves from their victim. Despite these differences, initial findings suggest that empathy is also a valid predictor of cyberbullying perpetration (Ang and Goh, 2010, Casas et al., 2013 and Steffgen et al., 2011). Empathy also influences the likelihood that online ‘bystanders’ will become involved in cyberbullying (Barlinska, Szuster, & Winiewski, 2013). In comparison, relatively few studies have investigated the relationship between empathy and victimisation. Researchers have recently indicated that victims of cyberbullying report higher levels of empathy (Kokkinos et al., 2014 and Pettalia et al., 2013) which may reflect a greater sensitivity to perpetrator intentions in ambiguous situations. In contrast, Schultze-Krumbholz and Scheithauer (2009) suggest that adolescents that are either victims or perpetrators of cyberbullying exhibit lower levels of empathy than those that are not involved. Self-esteem, often defined as “a favourable or unfavourable attitude towards the self” (Rosenberg, 1965 p. 15), is particularly important during adolescence when individuals experience a process of identity development. Studies investigating the relationship between traditional bullying and self-esteem have produced inconsistent findings (Patchin & Hinduja, 2010). For example, though low self-esteem is typically associated with high bullying perpetration, other researchers report that perpetrators have higher self-esteem (Salmivalli, Kaukiainen, Kaistaniemi, & Lagerspetz, 1999). Research investigating associations between self-esteem and victimisation is more consistent, and commonly indicate that victims of traditional bullying report low self-esteem (Kowalski & Limber, 2013). With regards to cyberbullying, recent research has reported that victims display lower self-esteem (Cenat et al., 2014 and Chang et al., 2013), though some researchers have reported low self-esteem amongst both perpetrators and victims (Kowalski and Limber, 2013 and Patchin and Hinduja, 2010) compared to those that were not involved. These inconsistencies may reflect variation in circumstance or samples and illustrate the importance of conducting additional research studies in this field. The experience of cyberbullying (e.g. prevalence, causes and consequences) may vary widely according to context (e.g. school or the workplace) and individual factors (e.g. differences between children and older adolescents), therefore informed interventions require a more detailed understanding of this phenomenon in specific populations. British adolescents finishing compulsory education at age 16 years can choose to study (i.e. Further Education) for an additional two years before entering university or employment. This age group is of particular interest to researchers due to the paucity of research in this population and the transitional nature of these colleges, as students develop from children to adults. Hence the current study investigates the relative influence of loneliness, empathy, and self-esteem on cyberbullying perpetration and victimisation within a Further Education college sample.

نتیجه گیری انگلیسی

3. Results Participants completed a range of standardised measures assessing cyberbullying (perpetration and victimisation), loneliness, empathy and self-esteem. Participants were classified as victims or perpetrators of cyberbullying if the behaviour was reported as occurring more than once during the previous six months. According to this criterion, 16.22% and 13.54% of participants were victims and perpetrators of cyberbullying respectively. The cyberbullying acts most frequently reported by perpetrators were making fun of comments in online forums, sharing private internet conversations without the other’s knowledge, and insulting others in online forums. The acts most frequently experienced by victims were being insulted in online forums, comments being made fun of in online forums, and private internet conversations being shared without their knowledge. Victimisation exceeded perpetration for each cyberbullying act included. These data are shown in Fig. 1. Pearson’s correlations revealed that cyberbullying victimisation was negatively related to self-esteem and positively related to cyberbullying perpetration and loneliness. Cyberbullying perpetration was positively related to cyberbullying victimisation and negatively related to empathy and self-esteem. These data are shown in Table 1. Full-size image (13 K) Fig. 1. Frequency of cyberbullying act victimisation and perpetration. 1 = Stealing of personal information from computer, 2 = Stealing of computer nicknames or screen names, 3 = Threatening in online forums, 4 = Insulting in online forums, 5 = Excluding in online forums by blocking others’ comments or removing them, 6 = Slandering by posting fake photos on the internet, 7 = Sharing private internet conversations without the other’s knowledge, 8 = Making fun of comments in online forums, 9 = Sending threatening or hurtful comments through e-mail, 10 = Stealing email access and blocking true owner’s access, 11 = Stealing email access and reading personal messages, 12 = Sending threatening and/or hurtful text messages, 13 = Misleading by pretending to be other gender, 14 = Published online an embarrassing photo without a permission. Figure options Table 1. Descriptive statistics and correlations for cyberbullying victimisation, perpetration, self-esteem, empathy and loneliness. 1 2 3 4 5 1. Victimisation .800⁎⁎ .373⁎⁎ −.169 −.416⁎⁎ 2. Perpetration .110 −.379⁎⁎ −.222⁎ 3. Loneliness .070 −.742⁎⁎ 4. Empathy −.056 5. Self-esteem M 7.778 5.556 20.100 16.167 27.600 SD 9.283 8.359 15.405 7.122 6.428 ⁎ p < .05. ⁎⁎ p < .01. Table options Standard multiple regressions were conducted with loneliness, self-esteem and empathy entered as predictor variables and cyberbullying victimisation and perpetration as criterion variables. The overall model predicted level of cyberbullying victimisation (F (3, 86) = 8.138, p < .001), explaining 22.1% of the overall variance (R2 = .221; Adj R2 = .194). Self-esteem was a significant individual predictors of victimisation (B = −.313, t = −2.206 p = .030) though loneliness (B = .154, t = 1.085, p = .281) and empathy (B = −.197 t = −2.068 p = .042) were not significant. Those with low self-esteem were most vulnerable to cyberbullying victimisation. The model also predicted the extent to which adolescents engaged in cyberbullying perpetration (F (3, 86) = 7.484, p < .001), explaining 20.7% of the overall variance (R2 = .207; Adj R2 = .179). Empathy (B = −.390, t = −4.048, p < .001) and self-esteem (B = −.316, t = −2.209, p = .030) were found to be a significant individual predictors of cyberbullying perpetration such that as empathy and self-esteem decrease, likeliness of involvement in cyberbullying perpetration increases. Loneliness (B = −.098, t = −.681, p = .497) was not a significant individual predictor of cyberbullying perpetration.

خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.