دانلود مقاله ISI انگلیسی شماره 32093 + ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله

خلاقيت: نقش فرآيندهای ناخودآگاه در شكل گيری ايده و انتخاب ايده

کد مقاله سال انتشار مقاله انگلیسی ترجمه فارسی
32093 2012 7 صفحه PDF 14 صفحه WORD
خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.
عنوان انگلیسی
Creativity: The role of unconscious processes in idea generation and idea selection
منبع

Publisher : Elsevier - Science Direct (الزویر - ساینس دایرکت)

Journal : Thinking Skills and Creativity, Volume 7, Issue 1, April 2012, Pages 21–27

فهرست مطالب ترجمه فارسی
چكيده
کلید واژه ها
1. مقدمه
2. آزمايش 1
2.1. شيوه
2.1.1. شركت كنندگان و طراحي
2.1.2. روش كار
2.1.3. كار خلاقيت
2.1.4. معيارهای خلاقيت
2.1.4.1. آموزش ارزياب های بی طرف
2.1.4.2. روش امتيازدهی
جدول1: تعداد ايده ها و ميانگين خلاقيت با توجه به شرايط فكری. نتايج به صورت ميانگين، انحراف استاندارد (SD) و 95% فواصل اطمينان است. 
2.2. نتايج
2.2.1. شكل گيری ايده
2.2.2. انتخاب ايده
نمودار 1.درصد شركت كنندگانی كه در انتخاب خلاقانه ترين در ميان ايده هايشان موفق بودند p<0.09
3. آزمايش 2
1.3. شيوه
1.1.3. شركت كنندگان و طراحی
3.1.2. روش ها و مواد
3.1.2.1. معيارهای موردنظر
3.2. نتايج
3.2.1. ايده پردازی
3.2.2 انتخاب ايده
نمودار2. درصد شركت كنندگانی كه توانستند خلاقانه ترين و كم خلاقانه ترين ايده را از ميان ايده های توليد شده انتخاب نمايند.
4. بحث
کلمات کلیدی
خلاقیت - ناخودآگاه - پرورش خلاقیت - تولید ایده - انتخاب ایده -
ترجمه چکیده
دنيای امروز كه پيوسته در حال تغيير است نياز به اشخاص خلاق دارد. گزارش هاي روايتی حاكی از اين است كه رفتار خلاقانه از فرآيندهای ناخودآگاهانه منشا مي گيرد. تحقيقات تجربی در مورد نقش ضمير ناخودآگاه در خلاقيت پراكنده هستند و بيشتر بر روی يك جنبه از فرآيند خلاقيت - شكل گيری - تمركز كرده اند. اين نخستين پژوهشی است كه نقش ضمير ناخودآگاه را هم در شكل گيري ايده و هم در انتخاب ايده ارزيابی می كند. شركت كنندگان، ايده های خلاقانه را پس از تفكر آگاهانه توليد می كردند يا پس از يك مدت انحراف ذهن با فرض اينكه تفكر ناخودآگاهانه در اين زمان اتفاق افتاده است. پس از نوشتن ايده هايشان شركت كنندگان خلاقانه ترين ايده خود را انتخاب كردند. عملكرد در شكل دهی ايده بين تفكر خودآگاهانه و ناخودآگاهانه يكسان بود: به هر حال، اشخاصي كه تفكر ناخودآگاهانه درباره ايده ها داشتند بهتر توانستند خلاقانه ترين ايده خود را انتخاب كنند. اين يافته ها باعث شفاف سازي بيشتر فعاليت هاي ناخودآگاهانه در خلاقيت می شوند و وسيله ای برای بهبود عملكرد خلاقانه هستند.
ترجمه مقدمه
در زندگی روزمره، ديدگاه خلاقانه بسيار قابل تمجيد است. به عنوان مثال، يك مطالعه اخير ميان 1500 مدير ارشد در سراسر جهان خلاقيت را در جايگاه اصلی ترين ويژگی رهبری قرار داده است، و خلاقيت عامل مهمی در تاثيرگذار كردن يك مقاله روانشناسی شناخته شده است. در ادبيات علمی، خلاقيت به عنوان فرآيند به وجود آوردن يك چيز جديد و مفيد تعريف می شود. با توجه به اينكه تلاش، كار سخت و آموزش نقش مهمی در فرآيند خلاقيت دارند، ممكن است اين ابهام پيش آيد كه خلاقيت بوسيله تفكر آگاهانه فراوان به دست می آيد، مطالعات متعدد نشان می دهند كه ذهن ناخودآگاه نيز در عملكرد خلاقانه مهم است. علاوه بر اين، اهميت ضمير ناخودآگاه در خلاقيت توسط حكايتهايی از زندگي اشخاص نابغه تائيد شده است. به عنوان مثال، پوانكاره رياضيدان معتقد بود ايده های خلاقانه اش ازضمير ناخودآگاه منشا می گيرند و انيشتن بيان كرد كه او در ابتدا راه حل يك مسئله را "ديد" بدون اينكه بتواند آن را بيان كند. به نظر می رسد تجارب خلاقيت در هنر نيز همانگونه باشد. طبق گفته شوپنهاور "هر چيز اوليه، و در نتيجه هر چيز اصلی، مانند نيروی طبيعت يعنی به صورت ناخودآگاه كار مي كند." نمونه های ذكرشده و بسياری گزارش های روايتی ديگر تاكيد می كنند كه خلاقيت را نمی توان تنها با فرآيندهای خودآگاهانه توضيح داد. بنابر تئوری فرآيند دوگانه، ما داراي يك سيستم خودآگاهانه، قانونمند و قابل كنترل و يك سيستم ناخودآگاه، كمكی و اتوماتيك هستيم. در خلاقيت، زمانی كه ضمير ناخودآگاه فعال است "تكوين" ناميده می شود. يكي از نخستين مفاهيم به خوبي توسعه يافته در مورد تكوين توسط والاس مطرح شده است، با اين فرض كه شخص در زمان تكوين در مورد كار مورد نظر آگاهانه فكر نمی كند بلكه فرای سطح آگاهی بر روی آن كار می كند. مباحثی در مورد دلايل مفيد بودن تكوين وجود دارد. يكی از توضيحات در مورد تاثيرات مثبت تكوين در حل خلاقانه مسئله، كاهش خستگی ذهن است. طبق فرضيه تغيير گرايش يا تثبيت فراموشی، كنار گذاشتن يك مسئله برای مدتی به يافتن راه حل ها خلاقانه كمك مي كند زيرا منجر به يك نگاه تازه، بی طرفانه و جديد به مسئله می شود، رابطه های موجود با جواب های نادرست را كاهش می دهد و باعث آشكارسازی جواب صحيح می شود. اين توضيحات تنها يك نقش غيرفعالانه را به ناخودآگاه نسبت می دهد، در حاليكه واژه "تكوين" نشانگر اين است كه ناخودآگاه به صورت فعالانه منجر به حل مسئله می شود. بنابراين، اين توضيحات ممكن است تنها مزيت زمان تكوين نباشد، و اين سوال مطرح مي شود كه آيا ناخودآگاه به صورت فعالانه منجر به حل مسئله می شود. ايده ناخودآگاه فعال با آزمايش پيشگامانه اي توسط Boers, Regehr, Balthazard, & Parker تائيد شد. شركت كنندگان بايد كلمه مورد نظر را حدس مي زدند در حاليكه مرتبا راهنمایی هايی به آنها داده می شد. در حاليكه شركت كنندگان براي مدتی احساس گنگی می كردند و ناگهان به جواب صحيح می رسيدند، حدس های بسياری از شركت كنندگان نشان می دهد كه آنها به صورت تدريجی به جواب صحيح نزديك شده اند پيش از آنكه راه حل به خودآگاه آنها راه يابد. شواهد بيشتر دال بر وجود ناخودآگاه فعال توسط Zhang, Dijksterhuis, Galinsky ارائه شد، كه تاثير تفكر ناخودآگاه (يا به عبارت ديگر، فرآيند تفكر بر روی كار كه در زمان پرت شدن حواس اتفاق می افتد) را برروی دو نتيجه به دست آمده از يك تست از راه دور (RAT): دست يابی پنهان و گزارش آگاهانه پاسخ ها سنجيدند. دسترسی به جواب های RAT، اما نه تعداد پاسخ های صحيح، پس از تفكر ناآگاهانه نسبت به همان فاصله زمانی تفكر آگاهانه بيشتر بود. جالب اينكه ميزان فعال شدن پاسخ های RAT بيشتر بود نسبت به وضعيت صرفا حواس پرتی، كه نشان می دهد افزايش دسترسی پس از تفكر ناآگاهانه به دليل استراحت يا فراموش كردن ارتباطات اشتباه نيست آنگونه كه توسط فرضيه تثبيت فراموشي يا تغيير گرايش ذهني مطرح شده بود. به نظر می رسد تفكر ناآگاهانه به صورت فعالانه عمل مي كند و كشف ارتباطات دور را تسهيل می نمايد. علی رغم شواهد علمی در مورد تفكر ناآگاهانه فعال و شواهد روايتی متعدد در مورد اهميت ناخودآگاه در خلاقيت، تحقيقات هنوز اثبات تجربی محكمی براي تاثير سودمند فرآيندهای ناخودآگاه برروی عملكرد خلاقانه ارئه نداده اند. چگونه می توان اين تناقض را توضيح داد؟ آيا اين امكان وجود دارد كه تاثير سودمند فرآيندهای ناخودآگاه برروی عملكرد خلاقانه تنها در مرحله انتخاب ايده مشهود باشد؟ تئوری های خلاقيت متعددی اعتقاد دارند كه بايد برای ارزيابی و انتخاب ايده ها نقش خلاقانه درنظر گرفته شود زيرا شامل ايجاد بسياری گزينه های جديد و پيرو آن انتخاب بهترين گزينه ممكن می شود. علاوه بر اين تئوری های اجتماعی فرهنگی بر اين باور هستند كه داشتن ايده آسان است اما دشواری كار، توسعه ايده است به صورتيكه مخاطبان آنرا بپذيرند. در تئوری های داروين، تمايز وجود دارد بين فرآيندهايی كه ايده را توليد می كنند و فرآيندهايی كه به صورت انتخابی خلاقانه ترين ايده را حفظ می كنند. تلاشهای خوب بسياری انجام شده برای به دست آوردن شناخت بيشتر از اينكه چطور اشخاص، گروه ها و خلاقان برجسته ايده ها را انتخاب می كنند؛ به هرحال تحقيقات در مورد شكل گيری ايده برروی مسئله ارزيابی ايده سايه افكنده است. تا آنجا كه اطلاع داريم، تا بحال تحقيقی انجام نشده در مورد اينكه آيا فرآيندهای ناخودآگاه به افراد كمك می كنند تا قدرت تشخيص بيشتری داشته باشند. آيا اين امكان وجود دارد كه يك دوره تفكر ناخودآگاه اشخاص را قادر بسازد تا انتخاب هايشان بيشتر با گزينه های انتخاب شده توسط ارزياب های آموزش ديده تطابق داشته باشند؟ تحقيقات پيشين نشان مي دهند اشخاص پس از يك دوره تفكر ناخودآگاه بهتر قادر خواهند بود كه گزينه های جالب تر را در ميان گزينه های متعدد انتخاب كنند. در آزمايش تفكر ناخودآگاه معمولی، شركت كنندگان بايد جالب ترين گزينه را در ميان چندين گزينه انتخاب كنند. آنها اين كار را يا سريعا پس از دريافت اطلاعات انجام می دهند يا پس از يك دوره كه طی آن مجاز هستند به صورت خودآگاه درباره گزينه ها فكر كنند، يا پس از يك دوره حواس پرتی، با فرض اينكه در اين مدت تفكر ناخودآگاه انجام می شود. بهترين تصميم، قضاوت شده با يك ديدگاه هنجاری، معمولا توسط دارندگان تفكر ناخودآگاه گرفته شده است. فرض بر اين است كه تفكر ناخودآگاه در اخذ تصميمات پيچيده كمك می كند، از آنجا كه عملكردي خوب در ارزيابی، رتبه بندی و تلفيق اطلاعات با استفاده از راهكارهای متنوع دارد. با توجه به اينكه انتخاب خلاقانه ترين ايده شخصی را می توان يك فرآيند تصميم گيری در نظر گرفت، اين يافته ها حاكي از اين هستند كه تفكر ناخودآگاه درباره ايده ها ممكن است اثر سودبخش برروی بخش انتخاب ايده در فرآيند خلاقانه داشته باشد. درواقع اگر اينگونه در نظر گرفته شود كه نقش ناخودآگاه در انتخاب ايده مشهود است، بنابراين مشخص می شود كه چرا داستانهای افراد خلاق كه برروی زندگی خلاقانه واقعی آنها و بنابراين همينطور برروي ايده پردازی و انتخاب ايده استوار است، نقش ضمير ناخودآگاه را در خلاقيت تائيد می كند، در حاليكه مطالعات علمی كه بيشتر برروی شكل گيری ايده استوار هستند، تنها شواهد كمی در اين مورد ارائه می دهند. در مطالعات اخير، ما از واژه "خلاقيت" در مورد دستاوردهاي نوابغي همچون انيشتن، پوآنكاره و شوپنهاور استفاده نمي كنيم. بلكه، برروي دو جنبه از خلاقيت تمركز مي كنيم: شكل گيري افكار خلاقانه، توانايي انتخاب خلاقانه ترين ايده. هدف آزمايشات كنوني ارزيابي نقش ذهن ناخودآگاه در شكل گيري ايده و بخش انتخاب ايده در فرآيند خلاقانه است. بنابر يافته هاي پيشين، فرض مي كنيم كه تفكر در مورد ايده ها به صورت ناخودآگاه به ويژه انتخاب ايده در فرآيند خلاقانه را تسهيل مي نمايد. اميدواريم نتايج مطالعات اخير باعث روشن سازي نقش فرآيندهاي ناخودآگاه در خلاقيت و وسيله اي براي بهبود عملكرد خلاقانه اشخاص شود.
پیش نمایش مقاله
پیش نمایش مقاله خلاقيت: نقش فرآيندهای ناخودآگاه در شكل گيری ايده و انتخاب ايده

چکیده انگلیسی

Today's world of continuous change thrives on creative individuals. Anecdotal reports suggest that creative performance benefits from unconscious processes. Empirical research on the role of the unconscious in creativity, though, is inconsistent and thus far has focused mainly on one aspect of the creative process – idea generation. This is the first study to assess the role of the unconscious mind for both idea generation and idea selection. Participants generated creative ideas immediately, after conscious thought, or after a period of distraction during which unconscious thought was hypothesized to take place. After having listed their ideas, participants selected their most creative idea. Performance in idea generation was similar between conscious and unconscious thought; however, individuals who had unconsciously thought about ideas were better in selecting their most creative idea. These findings shed more light on the role of unconscious processes in creativity, and provide a means to enhance creative performance.

مقدمه انگلیسی

In everyday life, creative vision is highly appreciated. For example, a recent survey among 1500 chief executives around the world ranked creativity as the most crucial leadership quality (IBM Corporation, 2010), and creativity was rated as an important determinant of making a psychology article influential (Sternberg & Gordeeva, 1996). In the scientific literature, ‘creativity’ is defined as the process of bringing into being something that is both new and useful (e.g., Amabile, 1996, Sawyer, 2006 and Sternberg and O’Hara, 1999). Given that effort, hard work, and training play an important role in the creative process (Amabile, 1996, Csikszentmihalyi, 1996 and Sawyer, 2006), one may expect that creativity is achieved through extensive conscious thought; however, several studies have pointed out that the unconscious mind is also indispensable in creative performance (e.g., Simon, 1996 and Smith, 1995). Moreover, the importance of the unconscious in creativity is emphasized by many anecdotes about individuals hailed as geniuses (Ghiselin, 1952, Wallas, 1926 and Woodworth and Schlosberg, 1954). For example, the mathematician Poincaré was convinced that his creative ideas emerged from the unconscious, and Einstein reported that he first ‘saw’ the solution to a problem without being able to express it (Ghiselin, 1952). In arts, experiences of creativity seem to be similar. According to Schopenhauer (1970, p. 41), “everything primary, and consequently everything genuine, works as the forces of nature do, unconsciously.” These and many similar anecdotal reports strongly suggest that creativity cannot be explained by conscious processes alone. According to dual process theories, we have a conscious, rule-based, controlled system, and an unconscious, associative, automatic system (Evans et al., 2009). In creativity, the period during which the unconscious is at work is often called ‘incubation’. One of the earliest well-developed concepts of incubation was postulated by Wallas (1926), who assumed that during incubation one does not consciously think about the task but rather the mind continues to work on it below the level of consciousness. There is some controversy, though, as to why incubation is helpful. One of the explanations for the positive effects of incubation on creative problem solving is the reduction of mental fatigue (Posner, 1973). According to the mental set-shifting or forgetting-fixation hypothesis, putting a problem aside for a while helps to find creative solutions, as it allows for a fresh, unbiased and new look at a problem and reduces associations with incorrect answers, allowing correct ones to surface (Schooler and Melcher, 1995 and Smith and Blankship, 1989). These explanations ascribe to the unconscious a merely passive role, whereas the term ‘incubation’ itself suggests that the unconscious also actively contributes to solving a problem (e.g., Claxton, 1997 and Koestler, 1964). Therefore, these explanations may not be the only benefit of an incubation period, and the question rises as to whether the unconscious also actively contributes to creative problem solving. The idea of an active unconscious was supported by a pioneering experiment from Bowers, Regehr, Balthazard, & Parker (1990). Participants had to guess a target word while they were given successive hints. Whereas individuals felt clueless for quite some time and then suddenly came up with the correct answer, participants’ prior guesses show that they were slowly getting closer to the right solution before the solution reached their consciousness. Further evidence for an active unconscious was provided by Zhong, Dijksterhuis, & Galinsky (2008), who examined the effect of ‘unconscious thought’ (i.e., task-related thought processes that occur while conscious attention is directed elsewhere; Dijksterhuis & Nordgren, 2006) on two outcomes of a remote association test (RAT): implicit accessibility and conscious reporting of answers. The accessibility of RAT answers, but not the number of correct answers, was higher after unconscious thought than after an equal duration of conscious thought. Interestingly, the level of activation of RAT answers was also higher than in the mere-distraction condition, which suggests that the increased accessibility after unconscious thought was not due to relaxation or the release of incorrect associations, as suggested by the forgetting-fixation or mental set-shifting hypothesis. Unconscious thought seems to think actively and, thereby, facilitates the discovery of remote associations. Besides the scientific evidence for an active unconscious, though, and the tremendous anecdotal evidence for the importance of the unconscious in creativity, research has yielded no sound empirical support for the beneficial effect of unconscious processes on creative performance (Sio & Ormerod, 2009). How can this discrepancy be explained? Is it possible that the beneficial effect of unconscious processes on creative performance is especially visible during the idea selection phase? Various creativity theories have suggested a role for the evaluation and selection of ideas, as being creative includes both generating many novel options and subsequently identifying the single best option. In cognitive theories, creating ideas is distinguished from evaluating ideas (Cropley, 2006). Moreover, sociocultural theories suggest that having an idea is easy, whereas it is difficult to develop an idea so that the domain's audience accepts it (Sawyer, 2006 and Sternberg, 2006). Also, in Darwinian theories, a distinction is made between processes that generate ideas and processes that selectively preserve the most creative idea (Simonton, 1999). Several good efforts have been made to gain more insight into how individuals (Rietzschel et al., 2010 and Runco and Smith, 1992), groups (Faure, 2004), and eminent creators (Kozbelt, 2007) select ideas; however, research on idea generation has overshadowed the question of idea evaluation. To the best of our knowledge, no previous research has investigated whether unconscious processes may help people to be more discerning. Is it possible that a period of unconscious thought enables individuals to converge more toward the selection made by trained raters? From previous research we know that after a period of unconscious thought people are better at selecting the most attractive alternative among several options (e.g., Dijksterhuis, 2004, Dijksterhuis et al., 2006, Ham et al., 2009 and Lerouge, 2009). In a typical unconscious thought experiment, participants have to choose the most attractive alternative among several options. They either do so immediately after having received the information, or after a period during which they were allowed to consciously think about the options, or after a period of distraction, during which ‘unconscious thought’ was assumed to take place. The best decision, as judged from a normative perspective, is usually made by the unconscious thinkers. It is assumed that unconscious thought helps to make complex decisions, as it is good at evaluating, weighting, and integrating attribute information concerning various alternatives (Dijksterhuis & Nordgren, 2006). Given that selecting one's most creative idea can be considered a decision making process, these findings suggest that thinking about one's ideas unconsciously may also have a beneficial effect on the idea selection part of the creative process. If it is, indeed, the case that the role of the unconscious is especially visible during idea selection, this would explain why anecdotes of creative people, which rely on real life creativity and, therefore, on idea generation as well as on idea selection, support the role of the unconscious in creativity, whereas scientific studies, which mainly focus on idea generation, provide only weak evidence. In the current studies, we do not use the term ‘creativity’ to refer to achievements of geniuses such as Einstein, Poincaré and Schopenhauer. Rather, we focus on two aspects of creativity: the generation of creative thoughts and the ability to select one's most creative idea. The aim of the current experiments is to investigate the role of the unconscious mind in the idea generation and the idea selection part of the creative process. Based on previous findings, we hypothesize that thinking about ideas unconsciously especially facilitates the idea selection phase of the creative process. The findings of the current studies may shed more light on the role of unconscious processes in creativity, and may provide a means to enhance individuals’ creative performance.

خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.