دانلود مقاله ISI انگلیسی شماره 3299 + ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله

نقش یکپارچه سازی دفتر مدیریت پروژه در خط مقدم نوآوری

کد مقاله سال انتشار مقاله انگلیسی ترجمه فارسی
3299 2011 14 صفحه PDF 37 صفحه WORD
خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.
عنوان انگلیسی
The integrative role of the project management office in the front end of innovation
منبع

Publisher : Elsevier - Science Direct (الزویر - ساینس دایرکت)

Journal : International Journal of Project Management, Volume 29, Issue 4, May 2011, Pages 408–421

فهرست مطالب ترجمه فارسی
 
چکیده
1. مقدمه 
2. نظریه دیدگاه سازمانی برای تشکل های سازمانی یکپارچه ساز
3. کنترل مدیریتی پروژه های نوآوری و مکانیسم های کنترل مدیریتی مرتبط
4. دفتر مدیریت پروژه و وظایف آن
5. روش های تحقیق و جمع آوری داده
6. تحلیل داده ها
7. بحث
8. نتیجه گیری
9. تحقیقات بیشتر
 
کلمات کلیدی
کنترل مدیریت - دفتر مدیریت پروژه - نوآوری پروژه ها - خط مقدم نوآوری - طرح سازمانی
ترجمه چکیده
این مقاله به بررسی کنترل مدیریتی در خط مقدم پروژه های نوآوری می پردازد. در اینجا دفاتر مدیریت پروژه (PMO ها) را فراتر از یک واحد سازمانی تخصصی صرفاً متمرکز بر پروژه تصور و تحلیل می کنیم. نقش PMO با اتکا به نظریه های کنترل مدیریتی، طراحی سازمانی و ادبیات تحقیق موجود در زمینه خط مقدم نوآوری به عنوان تشکلی یکپارچه ساز ارزیابی می شود. نمونه های تجربی از چهار شرکت برگرفته شده است. نتایج نشانگر مکانیسم های مختلف مدیریتی هستند که می توانند به عنوان تشکل های سازمانی یکپارچه ساز در نظر گرفته شوند. چنین تشکل های سازمانی می توانند به عنوان جایگزینی برای یک PMO غایب یا مکمل وظایف (یک PMO غایب) باشند. این مقاله همچنین ادبیات تحقیق پیشین را از طریق تأکید بر مطلوب بودن یک ساختار ماتریسی بسیار اندام وار یا جای گرفته در یک سازمان با هم مقایسه می کند. در نهایت، این نکته را مطرح می کنیم که مسیر توسعه رویکرد مدیریتی ابتدا با تأکید بر سیستم های تشخیصی و مرزی (با رویکرد های مدیریت افزارگانی) و سپس استفاده جدی از سیستم های تعاملی و اعتقادی (با روش های مدیریتی مبتنی بر ارزش ها) دنبال می شود. این مقاله در مکانیسم های سازمانی و مدیریتی شرکتی نقش مهمی ایفا می کند که پروژه های نوآوری متعددی را مدیریت کند. این مقاله همچنین بر اساس تحقیقات موجود در زمینه PMO گسترش می یابد تا روش کنترل مدیریتی گسترده تری را برای مدیریت پروژه ها در شرکت ها در بر گیرد.
ترجمه مقدمه
خط مقدم پروژه های نوآوری شامل پرورش موضوعات و ایده ها پیش از آغاز فاز رسمی توسعه پروژه است (کوئن و همکاران، 2001). مطالعات پیشین خط مقدم را به عنوان دشوار ترین و نا به سامان ترین فاز فرایند نوآوری در نظر می گرفتند، اما خط مقدم عالی ترین فرصت ها را نیز برای بهبود قابلیت کلی نوآوری در یک شرکت فراهم می آورد (ادستد و همکاران، 2004؛ رید و دبرنتانی، 2004). تصمیمات مهم استراتژیک مربوط به بازار های هدف، نیاز مشتریان، پیشنهاد های قیمت، قیمت ها و هزینه های مورد انتظار، کارایی های اصلی و کارامد ترین فن آوری های محصولات جدید همگی در مرحله خط مقدم اتخاذ می شوند (بونر و همکاران، 2002؛ اسمیت و راینردسون، 1998؛ ویلرایت و کلارک، 1992). مطالعات تجربی و مفهومی پیشین در زمینه خط مقدم بر نوآوری های محصول و خدمت تمرکز داشته اند (مثل ادستد و همکاران، 2004؛ کَن و همکاران، 20001؛ مکگادم و لنارد، 2004؛ رید و دبرنتانی، 2004). تحقیقات اندکی بر دیگر انواع پروژه های نوآوری از قبیل فرایند، بازاریابی، نوآوری های مدیریتی یا سازمانی تمرکز کرده اند که می توانند به کار گیری های بیشتری نیز برای سازمان داشته باشند. ادبیات تحقیق کنترل مدیریتی که در آغاز دهه 1970 پدید آمد (مثل لالر و رود، 1976؛ اوچی، 1979) به این پرسش می پردازد که مدیران اجرایی چگونه شرکت هایشان را مدیریت می کنند. در این سری از ادبیات تحقیق کنترل به منزله معادلی برای مدیریت عمودی از بالا به پایین نیست، بلکه شامل مکانیسم های خود مختار و نو پای مختلفی است که بر مکانیسم های بعدی و موضوعات رهبری نرم تر از جمله ارزش ها، قدرت بخشی و آزادی تأکید می کنند (سیمونز، 1994، 1995). بر مبنای این جریان ادبیات تحقیق مفهوم «کنترل مدیریتی» در این مقاله طیف وسیعی از چینش های سازمانی را در بر می گیرد که به رهبری نرم و همچنین مکانیسم های جانبی و وارونه در سازمان وابسته اند. نقش مدیریت در خط مقدم نوآوری این است که تصمین کند تصمیمات و گزینه ها بهترین سودمندی را برای شرکت دارند و به نیاز های استراتژیک طولانی مدت کمک می کنند. توان مدیریت برای تأثیر گذاری بر گزینه های استراتژیک ماهیتاً بهترین سودمندی در خط مقدم است. با این حال، مدیران اجرایی نوعاً خیلی دیر به طور جدی در ابتکارات وارد می شوند، معمولاً دقیقاً پس از فاز طراحی که مشکلات برنامه ریزی آشکار می شوند و به تعهد مالی نیاز است (مکرات، 1996؛ اسمیت و راینرسون، 1998). با این حال، لازم است تا از طریق روش مدیریتی کنش گرا از سهولت استراتژیک تصمیم گیری ها در خط مقدم (مکرات، 1996؛ اسمیت و راینرسون، 1998) و نحوه به گار گیری این استراتژی به طرزی کارا و تجدید آن به طرزی نوآورانه اطمینان حاصل کنیم. به دلیل به کار گیری های آن در طولانی مدت، می گوییم کنترل مدیریتی بیشترین اهمیت را به خصوص در خط مقدم نوآوری دارد. به علاوه، شرکت داشتن مدیریت در خط مقدم به دلایل زیر اهمیت دارد: ایجاد ایده های نو با کیفیت، تبدیل این ایده ها به مفاهیم قابل لمس و موقعیت های شغلی، فعال سازی هماهنگی میان عملکردی، ایجاد انتقال دانش میان پروژه ها و خطوط مقدم آن ها و دستیابی به همکاری در پروژه ها. این امر چالشی را برای یافتن تعادلی بین قدرتمند سازی و توجیه پذیری، استراتژی هدف و ظهور یافته و تجربه و کارایی ایجاد می کند که در کنترل مدیریتی سازمان هایی اهمیت دارد که به دنبال فضایی برای نوآوری و انعطاف پذیری هستند (سیمونز، 1995). بر اساس مشخصات بالا، دفاتر مدیریت پروژه (PMO ها) یا تشکل های سازمانی مرتبط می توانند دارای نقش کلیدی در مدیریت پروژه های نوآوری به خصوص در خطوط مقدم در نظر گرفته شوند. این دفاتر ممکن است واحد های سازمانی رسمی یا تشکل های غیر رسمی تری باشند که می توانند شامل تسهیل کننده ها، گروه های نوآوری، فرایند های نوآوری و یا مدیریت ایده و سیستم های نرم افزاری نوآوری باشند. علیرغم به کار گیری های مهم و بالقوه آن برای مدیریت خط مقدم نوآوری، تحقیقات گذشته به نقش PMO ها به عنوان تشکل های سازمانی موجود در خط مقدم پروژه های نوآوری نپرداخته اند. تحقیق اخیر هابز و آبری (2007) و دیگر ادبیات تحقیق عمل گرا (هیل، 2008)، بیان گر این مطلب است که PMO ها واحد های تخصصی سازمانی هستند که نقش ها و وظایف مختلفی دارند. با این حال، ادبیات تحقیق موجود در زمینه PMO بیان می کند که نقش دفتر مدیریت پروژه، پشتیبانی، هماهنگی و کنترل کار های مربوط به پروژه است. بر طبق این گفته، نقش در ارتباط با نمایش مناسبی از یک PMO در زمینه خط مقدم پروژه نوآوری مشخص نیست. به علاوه، PMO های رسمی یا واحد های تخصصی دیگر برای این منظور وجود ندارند که در اکثر شرکت های مورد بررسی تجربی ما چنین است، پس می توانیم بپرسیم کدام تشکل های سازمانی دیگر به مدیران اجرایی در مدیریت خط مقدم کمک خواهند کرد. این تحقیق موضوع کنترل مدیریتی در خط مقدم پروژه های نوآوری را مطرح می کند. فرض ما بر این است که تشکل های سازمانی برای چنین کنترل مدیریتی به عنوان عنصر سازمانی تشکیل دهنده شخصیت حقوقی هستند که با دفتر مدیریت پروژه قابل مقایسه است. در این بررسی، به سه شکاف موجود در ادبیات تحقیق PMO اشاره می کنیم. نخست، ادبیات تحقیق PMO به تأکید بر اجرای پروژه گرایش دارد و کمتر بر توجه خاص به نقش PMO در اداره فاز خط مقدم پروژه ها نوآوری تأکید می کند. دوم، ادبیات تحقیق موجود در زمینه PMO بسیار تجربی است و از پایه نظری تثبیت شده ای برای ارزیابی مفهوم یک دفتر مدیریت پروژه به طور گسترده استفاده نمی کند. با استفاده از نظریه های طراحی سازمانی و به خصوص کنترل مدیریتی برای ارزیابی نقش و وظایف یک PMO به بررسی این شکاف می پردازیم. سوم، بر اساس نظره های طراحی سازمانی و کنترل مدیریتی، از منظر وسیع تری به بررسی تشکل های سازمانی می پردازیم و تنها بر PMO به عنوان یک واحد تخصصی سازمانی تمرکز نمی کنیم. از این رو، نتایجمان نشان دهنده گونه های مختلفی از تشکل های سازمانی خارج از مفهوم سنتی PMO به عنوان یک واحد تخصصی است و نتایج ما نحوه درگیری این تشکل های سازمانی را در مدیریت خط مقدم پروژه های نوآوری را نشان می دهد. می توان این تشکل های را به عنوان مکانیسم های جایگزین برای یک PMO غایب یا تکمیل کننده وظایف یک PMO غایب در نظر گرفته شوند. بنابر این، تحقیق ما از طریق در بر گرفتن جنبه وسیع تری از تشکل های سازمانی برای کنترل میدیرتی پروژه ها تحقیقات موجود در زمینه PMO را گسترش می دهد. این مقاله دو پرسش زیر را بررسی می کند: • مدیران می توانند در مدیریت خط مقدم پروژه های نوآوری از کدام مکانیسم های کنترل استفاده کنند؟ • دفتر مدیریت پروژه (PMO) یا تشکل های سازمانی مربوط چگونه می توانند در کنترل مدیریتی مدیریت خط مقدم پروژه های نوآوری به کار روند؟ کار ما مبتنی بر نظریه های طراحی سازمانی و کنترل مدیریتی است. به دلیل زمینه خط مقدم نوآوری از ادبیات تحقیق خط مقدم نوآوری برای درک کنترل مدیریتی در این زمینه خاص نوآوری استفاده می کنیم. داده های تجربی به کار رفته در این مقاله از چهار شرکت مورد بررسی گرفته شده است. تأثیر اصلی این مقاله به نقش PMO های مرتبط با مکانیسم های سازمانی و مدیریتی یک شرکت در زمینه مدیریت چند پروژه نوآوری مربوط می شود. این تحقیق به حوزه وسیع مکانیسم های سازمانی و مدیریتی برای مدیریت چند پروژه در یک شرکت مبتنی بر پروژه (PBF) مربوط می شود (آرتو و کوجالا، 2008؛ لینگوست، 2004؛ ویتلی، 2006). در کل، از عبارت «شرکت مبتنی بر پروژه» برای اشاره به دو نوع شرکت استفاده می کنیم: شرکت هایی که تنها بخشی از فعالیت هایشان را به شکل پروژه هدایت می کنند، حتی اگر فعالیت اصلی تولیدیشان مبتنی بر حجم باشد (هابدی، 2000 این شرتک های را شرکت های پروژه رهبر می نامد) و شرکت هایی که اکثر فعالیت های داخلی و خارجیشان را به شکل پروژه ترکیب می دهند (مبتنی بر پروژه؛ همچنین در اصطلاح شناسی هابدی، 2000 و لینگوست، 2004). شرکت ها و سازمان های مبتنی بر پروژه در طیف وسیعی از صنایع، از جمله خدمات مشاوره و تخصصی، صنایع فرهنگی، فن آوری بالا و محصولات و سیستم های پیچیده یافت می شود (سایدو و همکاران، 2004). کنترل میدریتی در این مقاله به فعالیت هاییی اشاره دارد که الگو ها را در خط مقدم پروژه ها حفظ می کنند یا تغییر می دهند تا به نتایج موفقیت آمیز دست یابند (برگرفته از سیمونز و همکاران، 1995). و در راستای ادبیات تحقیق موجود در مورد کنترل گسترده مدیریتی، مفهوم کنترل را نیز به طرز وسیعس تفسیر می کنیم تا تشکل ها، آداب، فرایند ها و ابزار سازمانی را در بر گیرد که به تصمیم گیری های استراتژیک متناسب مربوط به کل سند پروژه مربوط باشد و جهت و حمایت نیز برای پیشرفت تک ایده های پیش پروژه ای و پروژه ای ارائه می دهد.
پیش نمایش مقاله
پیش نمایش مقاله نقش یکپارچه سازی دفتر مدیریت پروژه در خط مقدم نوآوری

چکیده انگلیسی

This research addresses management control in the front end of innovation projects. We conceptualize and analyze PMOs more broadly than just as a specialized project-focused organizational unit. Building on theories of management control, organization design, and innovation front end literature, we assess the role of PMO as an integrative arrangement. The empirical material is derived from four companies. The results show a variety of management control mechanisms that can be considered as integrative organizational arrangements. Such organizational arrangements can be considered as an alternative to a non-existent PMO, or to complement a (non-existent) PMO's tasks. The paper also contrasts prior literature by emphasizing the desirability of a highly organic or embedded matrix structure in the organization. Finally, we propose that the development path of the management approach proceeds by first emphasizing diagnostic and boundary systems (with mechanistic management approaches) followed by intensive use of interactive and belief systems (with value-based management approaches). The major contribution of this paper is in the organizational and managerial mechanisms of a firm that is managing multiple innovation projects. This research also expands upon the existing PMO research to include a broader management control approach for managing projects in companies.

مقدمه انگلیسی

The front end of innovation projects includes fostering issues and ideas before the start of the formal project development phase (Koen et al., 2001). Previous studies consider the front end to be the most troublesome and chaotic phase of the innovation process, but at the same time the front end provides the greatest opportunities to improve the overall innovative capability of a company (Herstatt et al., 2004 and Reid and de Brentani, 2004). Crucial strategic decisions related to target markets, customer needs, value propositions, expected prices and costs, the main functionalities, and the most useful technologies of new products are all made at the front end stage (Bonner et al., 2002, Smith and Reinertsen, 1998 and Wheelwright and Clark, 1992). Prior empirical and conceptual front-end studies have focused on product and service innovations (e.g. Herstatt et al., 2004, Koen et al., 2001, McAdam and Leonard, 2004 and Reid and de Brentani, 2004). Less research has focused on other types of innovation projects such as process, marketing, managerial or organizational innovations, which might have even greater implications for the organization. The management control literature, starting as early as the 1970s (e.g. Lawler and Rhode, 1976 and Ouchi, 1979) address the question of how executives manage their firms. Control in this stream of literature is not to be considered equivalent to vertical top–down management but also contains various autonomous and emergent mechanisms, which emphasize lateral mechanisms and softer leadership issues such as values, empowerment and freedom (Simons, 1994 and Simons, 1995). Building on this stream of literature, the concept of ‘management control’ in this paper includes a wide range of organizational arrangements that rely on soft leadership as well as lateral and bottom–up mechanisms in the organization. The role of management at the front end of innovation is to ensure that decisions and choices serve the best interest of the company and fulfill long-term strategic needs. Management's ability to influence strategic choices is naturally the greatest at the front end of innovation. However, executives typically become heavily involved in the initiatives too late, often just after the design phase, when development problems have become apparent and when financial commitment is needed (McGrath, 1996 and Smith and Reinertsen, 1998). However, a proactive management approach is needed to make sure that the choices made at the front end are strategically feasible (McGrath, 1996 and Smith and Reinertsen, 1998) and that the strategy is both effectively implemented and innovatively renewed. Due to its profound implications in the long term, we suggest that management control is of paramount importance especially in the front end of innovation. We further suggest that having management involved in the front end is important for the following reasons; yielding high quality new ideas, developing these ideas into concrete concepts and business cases, enabling cross-functional coordination, creating knowledge transfer across projects and their front ends, and achieving project synergies. This creates the challenge to finding a balance between empowerment and accountability, intended and emergent strategy, and experimentation and efficiency, which is the key in management control of organizations that need room for innovation and flexibility (Simons, 1995). Based on the above characterization, project management offices (PMOs) or related organizational arrangements can be considered to have a key role in the management of innovation projects, especially at the front end. These offices may be formal organizational units or less formal arrangements, which may include facilitators, innovation groups, innovation processes and/or idea management and innovation software systems. Despite its significant potential implications for managing the front end of innovation, prior research has not addressed the role of PMOs as such organizational arrangements in the front ends of innovation projects. The recent research by Hobbs and Aubry (2007) and other practical-oriented literature (Hill, 2008) suggests that PMOs are specialized organizational units that play various roles and have different tasks. However, the existing PMO literature suggests that the role of a project management office is to support, coordinate and control project-related work. Based on this suggestion, it is not clear as to the appropriate manifestation of a PMO in the front end of innovation project context. Additionally, formal PMOs or related specialized units do not exist for such a purpose, which is the case in many of the case companies in our empirical study, then we can ask what other relevant organizational arrangements would help the executives to manage the front end of innovation projects. This research addresses management control in the front end of innovation projects. We assume that the organizational arrangements for such management controls serve as an organizational element of what constitutes an object that is comparable to a project management office. In this study, we address three gaps in the existing PMO literature. First, the existing PMO literature tends to focus on project execution, with less emphasis on specifically addressing the PMO's role in the management of the front-end phase of innovation projects. Second, the existing PMO literature is highly practical and does not extensively use an established theoretical basis for assessing the concept of a project management office. We address this gap by using theories of organization design and management control in particular for assessing the role and the tasks of a PMO. Third, building on theories of organization design and management control, we address organizational arrangements from a wider perspective rather than focusing solely on the PMO as a specialized organizational unit. In this respect, our results show a variety of organizational arrangements outside the traditional conception of a PMO as a specialized unit, and our results show how such organizational arrangements are involved in the management of the front end of innovation projects. Such arrangements can be considered alternative mechanisms to a non-existent PMO, or to complement a (non-existent) PMO's tasks. Therefore, our research expands the existing PMO research by including a broader aspect of organizational arrangements for the management control of projects. This paper addresses the following two research questions: • What control mechanisms can managers use in managing the front end of innovation projects? • How can the project management office (PMO) or related organizational arrangements be used for the management control in managing the front end of innovation projects? We build on the theories of organization design and management control. Due to our context of innovation front end in this research, we use the innovation front end literature to understand the management control in that specific innovation context. The empirical data used in this paper is derived from four case companies. The major contribution of this paper is related to the role of PMOs related to the organizational and managerial mechanisms of a firm in the context of managing multiple innovation projects. The research relates to the wide area of organizational and managerial mechanisms for managing multiple projects in a project-based firm (PBF; Artto and Kujala, 2008, Lindkvist, 2004 and Whitley, 2006). In general, we use the term ‘project-based firm’ to refer to two types of firms; firms that conduct only a segment of their operations in project form even though their primary productive activity might be volume-based (Hobday, 2000 calls these project-led firms) and firms that organize most of their internal and external activities in projects (‘project-based’ also in the terminology of Hobday, 2000, and of Lindkvist, 2004). Project-based firms and organizations are found in a wide range of industries, such as consulting and professional services, cultural industries, high technology, and complex products and systems (Sydow et al., 2004). Management control in this paper refers to activities that maintain or alter patterns at the front-end work of projects to achieve successful results (adapted from Simons, 1995). And in line with the extensive management control literature, we also interpret the concept of control broadly, including organizational arrangements, practices, processes and tools that relate to the appropriate strategic decisions concerning the whole project portfolio, as well as providing direction and support for the advancement of single pre-project ideas and projects.

نتیجه گیری انگلیسی

This research addresses management control of the front end of innovation projects in organizations. Due to the use of the theories of organization design and management control, we focus on PMOs as an integrative organizational arrangement, both as a formal organizational unit but also including other integrative mechanisms. We also use innovation front end literature, to describe the innovation context and to understand management control in the specific area of the front end of innovation projects. We analyze PMO literature in order to establish a narrow interpretation of a PMO as a specialized organizational unit. The empirical material is derived from four case companies. We look at integrative organizational arrangements broadly to observe how executives manage the front end of innovation projects in firms. In this respect, our results show a wide variety of integrative organizational arrangements — but not PMOs — in the management of the front end of innovation projects. Such arrangements include: coaches, facilitators, groups, boards, coordinators for strategy and process implementation, specialized task forces, innovation strategy, innovation process, idea management software systems, idea campaigns, and idea generation processes. Our research expands the existing PMO research by including a broader definition of organizational arrangements for the management control of projects in companies. The paper also contrasts prior literature by emphasizing the desirability of a highly organic or embedded matrix structure. The results also suggest that a behavioral perspective in management is important, as is the information processing view (or coordinative view) in the existing PMO literature. We adopt a framework with four distinctive types of management control systems: belief systems, boundary systems, diagnostic control systems, and interactive controls systems. We use these four types of management control systems to categorize control mechanisms representing specific organizational arrangements. We derive several observations and suggestions based on the distinctive nature of the different management control mechanism categories (or control system types), and on how different control system types serve different strategic purposes. The major contribution of this paper is to organizational and managerial mechanisms of a firm in the context of managing multiple innovation projects.

خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.