دانلود مقاله ISI انگلیسی شماره 33178 + ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله

نشانگان خستگی مزمن و شخصیت: مطالعه کنترل- موردی با استفاده از مدل پنج عاملی جایگزین

کد مقاله سال انتشار مقاله انگلیسی ترجمه فارسی
33178 2014 6 صفحه PDF 20 صفحه WORD
خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.
عنوان انگلیسی
Chronic fatigue syndrome and personality: A case-control study using the alternative five factor model
منبع

Publisher : Elsevier - Science Direct (الزویر - ساینس دایرکت)

Journal : Psychiatry Research, Volume 216, Issue 3, 30 May 2014, Pages 373–378

فهرست مطالب ترجمه فارسی

چکیده 
کلید واژه ها
۱-  مقدمه
۲- روش ها 
۲-۱ شرکت کنندگان
۲-۲ ابزارهای ارزیابی
۳-  روش 
۴- تحلیل اماری 
۵- نتایج 
جدول 1. توضیح ویژگی‌های جمعیت‌شناسی و بالینی نشانگان خستگی مزمن و آزمودنی‌های شاهد.
جدول 2.همبستگی‌ها در میان مقیاس‌های ZKPQ در نشانگان خستگی مزمن و گروه شاهد به صورت مجزا.
جدول 3. تفاوت‌های میانگین مقیاس‌های ZKPQ بین نشانگان خستگی مزمن و گروه شاهد، آلفاهای کرونباخ و دی کوهن
جدول 4. محصول تحلیل رگرسیون لجستیک مقیاس‌های ZKPQ در مجموعه آموزشی.
۶- بحث
کلمات کلیدی
سندرم خستگی مزمن - شخصیت - روان - برونگرایی -
ترجمه چکیده
روان‌رنجورخویی وجهی شخصیتی است که دائماً با نشانگان خستگی مزمن (CFS) ارتباط دارد. اغلب تحقیقات نیز نشان داده‌اند بیماران CFS کمتر از بیماران غیر CFS برونگرا هستند، اما نتایج ناهمخوان هستند، احتمالاً بدان خاطر که وجوه بعد برونگرایی به صورت مجزا تحلیل نشده‌اند. اهداف این تحقیق به شرح ذیل هستند: ارزیابی پروفایل شخصیت بزرگسالان مبتلا به CFS با استفاده از مدل پنج عاملی جایگزین (AFFM)، که فعالیت و جامعه‌پذیری را دو عامل مجزای برونگرایی تلقی می‌کند، و آزمایش روایی متمایز معیار AFFM، پرسشنامه شخصیت زاکرمن-کوهلمن، در تمایز موضوعات CFS از کنترل‌های منطبق در بازه-نرمال. نمونه CFS از 132 بیمار با مراجعه متوالی برای خستگی یا درد مستمر به گروه پزشکی بیمارستان دانشگاه تشکیل شد. این افراد با 132 نفر شاهد در جمعیت منطق معمول مقایسه شدند. سطوح فعالیت بسیار کمتر و سطوح روان‌رنجورخویی- اضطراب بسیار بیشتر به بهترین وجه بیماران CFS را از افراد شاهد تمایز داد. نتایج با داده‌های موجود در مورد رابطه بین روان‌رنجورخویی و CFS همخوانی دارند، و رابطه بین برونگرایی و CFS را با فراهم کردن داده‌های جدید درباره رابطه فعالیت با CFS شفاف می‌کنند. © 2014 شرکت مسئولیت محدود الزویر ایرلند. تمام حقوق محفوظ است.
ترجمه مقدمه
نشانگان خستگی مزمن (CFS) شرایط پزشکی کمتر شناخته شده است که با حضور خستگی ناتوان‌ساز مزمن و دائمی به مدت حداقل 6 ماه توصیف شده است. علاوه بر این، تشخیص بیماری نیازمند حداقل چهار نشانگان ذیل است: سردردهای جدید، درد در عضله و چند مفصل، گره‌های غدد لنفاوی، گلودرد مکرر، اختلال در خواب و تمرکز یا حافظه معیوب. این نشانگان منجر به کاهش قابل ملاحظه در وضعیت شغلی، شخصی، اجتماعی و تحصیلی می‌شوند (فوکودا و همکاران 1994). برآوردهای شیوع CFS دارای بازه‌ای بین 0.2% تا 2.6% هستند (جیسون و همکاران، 1999؛ ریس و همکاران، 2003؛ ریوس و همکاران، 2005). چند عامل بیماری‌زایی پیشنهاد شده‌اند، اما توضیح همسان برای این اختلال پدیدار نشده است. سبب‌شناسی CFS احتمالاً چند عاملی است (هاروی و وسلی، 2009). تمایز در میان عوامل زمینه‌ساز، آشکارساز و شایع ساز مفید است (پرینز و همکاران، 2006). برخی محققان پیشنهاد کرده‌اند شخصیت نقشی زمینه‌ساز و/یا شایع‌ساز در CFS ایفا می‌کند (هندرسون و تانوک، 2004). متاسفانه، مطالعات شخصیت CFS عموماً از روش‌های تحقیق نامتجانس استفاده کرده‌اند (یعنی تنوع طرح‌ها، فقدان اتفاق نظر درباره تعریف مورد و نمونه‌های مقایسه‌ای از جمله جمعیت‌های روان‌پزشکی)، و این نامتجانس بودن باعث محدودیت قابل ملاحظه از لحاظ تکثیر و تعمیم شده است. مهمتر از همه، تحقیق در این حزوه مکرر ارتباط خصوصیات شخصیت نرمال را نادیده گرفته است. نادیده گرفتن تحقیق ساختار شخصیت نرمال می‌تواند منجر به جانبداری در توصیف بیماران CFS با تاکید بر ویژگی‌های شخصیت غیرنرمال به جای نرمال شود (وان گیلن و همکاران، 2007). تحقیقات برای ارزیابی شخصیت نرمال در بیماران مبتلا به CFS اغلب در چارچوب دیگاه مدل ایسنک یا پنج عاملی (FFM) انجام شده‌اند، این تحقیقات از پرسشنامه شخصیت ایسنک (EPQ: ایسنک و ایسنک، 1975) یا پرسشنامه اصلاح شده شخصیت NEO (NEO PI-I؛ کاستا و مک‌کرا، 1992) استفاده می‌کنند. شواهد تجربی نشان داده‌اند روان‌رنجورخویی، گرایش به تجربه تاثیرگذاری منفی (یعنی اضطراب و افسردگی)، یکی از همسان‌ترین ابعاد شخصیت در ارتباط با CFS است (تایلفر و همکاران، 2003؛ بشارت و همکاران، 2011). با این حال، نتایج مربوط به برونگرایی، دومین وجه شخصیتی مطالعه شده در CFS، شفافیت کمتری دارند. اغلب مطالعات نشان داده‌اند آزمودنی‌های CFS نسبت به آزمودنی‌های غیر CFS کمتر برونگرا هستند (باکلی و همکاران، 1999؛ چاب و همکاران، 1999؛ دیری و چالدر، 2010؛ بشارت و همکاران، 2011)، اما نتایج به اندازه وجه روان‌رنجورخویی همسان نیستند. برای مثال، در مطالعه دوقلوی اخیر، پوسچالا و همکاران (2013) دریافتند برونگرایی کمتر با CFS ارتباط دارد، و این رابطه می‌تواند علّی و دوجهتی باشد، در حالی که در مطالعه کاتو و همکاران (2006)، با استفاده از جفت دوقلو، برونگرایی ارتباط معنی‌دار با CFS نداشت. این ناهمخوانی‌ها می‌توانند نیاز به ارزیابی برونگرایی را به شکلی دقیق‌تر با توجه بیشتر به وجوه متفاوت این وجه نشان دهند. مطالعه توسط دیری و چالدر (2010) نشان داد روان‌رنجورخویی و برونگرایی، ارزیابی شده با NEO PI-R، به شکلی معنی‌دار CFS را از گروه‌های شاهد متمایز کرد. بیماران CFS در روان‌رنجورخویی امتیاز بیشتر داشتند، و تنها دو وجه از شش وجه برونگرایی، فعالیت و جمع‌گرایی، به شکلی قابل ملاحظه در آزمودنی‌های CFS کمتر بودند. یافته‌های مربوط به ابعاد شخصیتی دیگر با ارزیابی توسط EPQ یا NEO PI-R همخوانی کمتر داشتند. در این تحقیق، شخصیت را با مدل پنج عاملی جایگزین (AFFM) ارزیابی کردیم که مزایایی نسبت به مدل‌های سابق‌الذکر داشت. AFFM (زاکرمن و همکاران، 1991، 1993) از مجموعه تحلیل‌های عاملی مقیاس‌هایی پدیدار شد که قبلاً به شکلی گسترده در مطالعات مزاج استفاده شده است. ویژگی‌های AFFM با پرسشنامه شخصیت زاکرمن-کوهلمن اندازه‌گیری شده‌اند (ZKPQ؛ زاکرمن و همکاران 1993). در این مدل، فعالیت و جامعه‌پذیری دو ویژگی مجزای برونگرایی را تشکیل می‌دهند. این تمایز می‌تواند شناخت بهتر از نقش متمایز برونگرایی در این بیماری فراهم می‌کند. علاوه بر این، وجه برونگرایی شامل تکانشگری یا ویژگی‌های خصومت است، این موضوع درباره NEO PI-R صدق می‌کند؛ در عوض، مقیاس‌های ویژه برای این دو ویژگی در ZKPQ گنجانده شده‌اند. هدف این تحقیق دوقسمتی است: ارزیابی پروفایل شخصیت بزرگسالان مبتلا به CFS از دیدگاه AFFM، و آزمون روایی متمایز ZKPQ در متمایزسازی آزمودنی‌های CFS از افراد شاهد در بازه نرمال. دقت مدل منتج توسط روش اعتبارسنجی متقابل مشروح در زیر آزمایش شد. فرض گرفته شده بود شرکت‌کنندگان مبتلا به CFS، در مقایسه با نمونه جمعیت شاهد، امتیازی بیشتر برای روان‌رنجورخویی- اضطراب و امتیاز کمتر برای فعالیت و جامعه‌پذیری دارند.
پیش نمایش مقاله
پیش نمایش مقاله نشانگان خستگی مزمن و شخصیت: مطالعه کنترل- موردی با استفاده از مدل پنج عاملی جایگزین

چکیده انگلیسی

Neuroticism is the personality dimension most frequently associated with chronic fatigue syndrome (CFS). Most studies have also shown that CFS patients are less extraverted than non-CFS patients, but results have been inconsistent, possibly because the facets of the extraversion dimension have not been separately analyzed. This study has the following aims: to assess the personality profile of adults with CFS using the Alternative Five-Factor Model (AFFM), which considers Activity and Sociability as two separate factors of Extraversion, and to test the discriminant validity of a measure of the AFFM, the Zuckerman–Kuhlman Personality Questionnaire, in differentiating CFS subjects from normal-range matched controls. The CFS sample consisted of 132 consecutive patients referred for persistent fatigue or pain to the Department of Medicine of a university hospital. These were compared with 132 matched normal population controls. Significantly lower levels of Activity and significantly higher levels of Neuroticism-Anxiety best discriminated CFS patients from controls. The results are consistent with existing data on the relationship between Neuroticism and CFS, and clarify the relationship between Extraversion and CFS by providing new data on the relationship of Activity to CFS.

مقدمه انگلیسی

Chronic fatigue syndrome (CFS) is a poorly understood medical condition characterized by the presence of chronic and persistently debilitating fatigue for at least 6 months. Additionally, the diagnosis requires at least four of the following symptoms: new headaches, muscle and multi-joint pain, tender lymph nodes, recurrent sore throat, sleep disturbances and impaired memory or concentration. These symptoms lead to a substantial reduction in occupational, personal, social and educational status (Fukuda et al., 1994). Estimates of the prevalence of CFS range from 0.2% to 2.6% (Jason et al., 1999, Reyes et al., 2003 and Reeves et al., 2005). Several etiological factors have been proposed, but no consistent explanation of this disorder has emerged. The etiology of CFS is probably multi-factorial (Harvey and Wessely, 2009). It is useful to distinguish among predisposing, precipitating, and perpetuating factors (Prins et al., 2006). Some researchers have suggested that personality plays a predisposing and/or perpetuating role in CFS (Henderson and Tannock, 2004). Unfortunately, studies focused on personality and CFS have generally employed heterogeneous methodologies (i.e., diversity of designs, lack of consensus about case definition, and comparison samples including psychiatric populations), and this heterogeneity constitutes an important limitation in terms of replication and generalization. Most importantly, research in this field has frequently ignored the relevance of normal personality traits. Ignoring the study of normal personality structure could lead to bias in characterizing CFS patients by emphasizing abnormal instead of normal personality traits (van Geelen et al., 2007). Research assessing normal personality in patients with CFS has mostly been carried out within the framework of the Eysenck or the Five-Factor Model (FFM) perspective, using either the Eysenck Personality Questionnaire (EPQ; Eysenck and Eysenck, 1975) or the revised NEO Personality Inventory (NEO PI-R; Costa and McCrae, 1992). Empirical evidence has shown Neuroticism, the disposition to experience negative affect (i.e., anxiety and depression), to be one of the most consistent personality dimensions associated with CFS (Taillefer et al., 2003 and Besharat et al., 2011). However, results regarding Extraversion, the second most widely studied personality dimension in CFS, are less clear. Most studies have shown that CFS subjects are less extraverted than non-CFS subjects (Buckley et al., 1999, Chubb et al., 1999, Deary and Chalder, 2010 and Besharat et al., 2011), but results have not been as consistent as with the neuroticism dimension. For example, in a recent twin study, Poeschla et al. (2013) found that lower extraversion was associated with CFS, and that this relationship might be causal and bidirectional, whereas in the study by Kato et al. (2006), also using twin pairs, extraversion was not significantly associated with CFS. These inconsistencies may indicate the need to assess extraversion more precisely by paying more attention to the different facets of this dimension. A study by Deary and Chalder (2010) found that Neuroticism and Extraversion, assessed with the NEO PI-R, significantly differentiated CFS from control groups. CFS patients scored higher on Neuroticism, and only two out of the six facets of Extraversion, Activity and Gregariousness, were significantly lower in CFS subjects. Findings regarding the other personality dimensions assessed by the EPQ or by the NEO PI-R were less consistent. In this research, we assessed personality with the Alternative Five-Factor Model (AFFM), which has some advantages over the aforementioned models. The AFFM (Zuckerman et al., 1991 and Zuckerman et al., 1993) emerged from a series of factor analyses of scales that had already been widely used in studies of temperament. The traits of the AFFM are measured with the Zuckerman–Kuhlman Personality Questionnaire (ZKPQ; Zuckerman et al., 1993). In this model, Activity and Sociability constitute two separate traits of Extraversion. This differentiation may provide a better understanding of the discriminant role of Extraversion in this illness. In addition, the dimension of Neuroticism does not include either impulsivity or hostility traits, as does the NEO PI-R; instead, specific scales for these two traits are included in the ZKPQ. The objective of this study is twofold: to assess the personality profile of adults with CFS from the AFFM perspective, and to test the discriminant validity of the ZKPQ in differentiating CFS subjects from normal-range controls. The accuracy of the resulting model was tested by a cross-validation procedure described below. It was hypothesized that participants with CFS, compared with a community control sample, would score higher on Neuroticism-Anxiety and lower on Activity and Sociability.

خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.