دانلود مقاله ISI انگلیسی شماره 34110 + ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله

سوء استفاده از کودکان و بی توجهی بررسی ارتباط بین سوءاستفاده احساسی در دوران کودکی و خصیصه¬های اختلال شخصیت مرزی: نقش مشکلات در تنظیم احساسات

کد مقاله سال انتشار مقاله انگلیسی ترجمه فارسی
34110 2015 9 صفحه PDF 10 صفحه WORD
خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.
عنوان انگلیسی
An examination of the relationship between childhood emotional abuse and borderline personality disorder features: The role of difficulties with emotion regulation
منبع

Publisher : Elsevier - Science Direct (الزویر - ساینس دایرکت)

Journal : Child Abuse & Neglect, Volume 39, January 2015, Pages 147–155

فهرست مطالب ترجمه فارسی
چکیده

کلمات کلیدی

مقدمه

روش ها 

شرکت کنندگان

پروسه کار

اندازه گیری

جدول 1. آمارهای توصیفی برای متغیرهای درگیر در تحلیل های اولیه

تحلیل داده ها

نتایج

آمارهای توصیفی و تحلیل های مقدماتی

جدول 2. ارتباطات پیرسون بین شدت BPD، زیرگونه های سوءاستفاده در کودکی، و زیرمقیاسهای مشکلات در تنظیم احساسات

ارتباط بین سوءاستفاده جنسی، سوءاستفاده جسمی، سوءاستفاده احساسی در کودکی و شدت خصیصه های BPD

ارتباط بین سوءاستفاده احساسی در کودکی، مشکلا در تنظیم احساسات و شدت خصیصه های BPD

بحث

شکل 1: بازگشت به عقب استاندارد شده مسئول ارتباط بین سوءاستفاده احساسی، جنسی و جسمی با شدت خصیصه های BPD هستند. این ارتباط مستقیم بین سوءاستفاده احساسی و خصیصه های BPD، سوءاستفاده ی جنسی و خصیصه های BPD و سوءاستفاده ی جسمی و خصیصه های BPD سودمند برای ضریب استاندارد شده است به ترتیب 0.08، -0.04 و 0.09 که اشاره به هیچ راه مستقیم سوءاستفاده احساسی، جسمی و جنسی به خصیصه های BPD دارد. ارتباط بین سوءاستفاده ی احساسی و مشکل در تنظیم احساسات، و مشکل در تنظیم احساسات  و شدت BPD  بارز برای ضریب استاندارد شده به ترتیب 0.53 و 0.79 است که اشاره به یک راه غیرمستقیم بین سوءاستفاده ی احساسی و خصیصه های BPD از طریق مشکل در تنظیم احساسات دارد. 

محدودیت ها، اشارهات و جهت دهی های آینده
کلمات کلیدی
- سو استفاده از کودکان - اختلال در نظم احساسات - اختلال شخصیت مرزی -
کلمات کلیدی انگلیسی
Child abuse; Emotion dysregulation; Borderline personality disorder.
ترجمه چکیده
سوءاستفاده در کودکی به طور همواره با اختلال شخصیت مرزی (BPD) مربوط بوده است و مطالعات اخیر این ایده را مطرح می¬کنند که برخی شکل¬های سوءاستفاده در کودکی می¬تواند به تنهایی مربوط به هم BPD و هم خصیصه¬های BPD شود. به علاوه، مشکلات در تنظیم احساسات مرتبط با سوءاستفاده در کودکی، BPD در کنار خصیصه¬های BPD شناخته شده است. مطالعه ی حاضر موارد زیر را بررسی کرد: 1. آیا تناوب سوءاستفاده ی احساسی در کودکی به تنهایی در هنگامی که دیگر اشکال سوءاستفاده در کودکی کنترل می گردد، منجر به شدت خصیصه های BPD می شود؛ 2. آیا مشکلات در تنظیم احساسات منجر به ارتباط بین سوءاستفاده احساسی در کودکی و شدت خصیصه های BPD می شود. یک نمونه از افراد دانشجوی مقطع کارشناسی (n=243) شکل کوتاه پرسشنامه ترومای کودکی، مقیاس مشکل در تنظیم احساسات و لیست 23 علائم مرزی را پر کردند. تحلیل های قهقرایی متعدد و مدل سازی برابری ساختاری صورت گرفت. نتایج اشاره داشتند که تناوب سوءاستفاده احساسی در کودکی (و نه سوءاستفاده ی جنسی یا فیزیکی) به تنهایی مرتبط با شدت خصیصه های BPD بود. به علاوه، در حالی که مسیر مستقیمی بین سوءاستفاده احساسی در کودکی، سوءاستفاده فیزیکی در کودکی، یا سوءاستفاده جنسی در کودکی و خصایص BPD نبود، یک ارتباط غیرمستقیم بین سوءاستفاده احساسی در کودکی و خصیصه های BPD به واسطه ی مشکل در تنظیم احساسات وجود داشت. این یافته ها اشاره می کنند که از اشکال مختلف سوءاستفاده در کودکی، سوءاستفاده ی احساسی به طور ویژه می تواند نقش گسترش دهنده در آسیب شناسی BPD داشته باشد. پیش گیری و درمان آسیب شناسی BPD می تواند از طریق تدارک استراتژی های تنظیم احساسات ذی نفع شود.
ترجمه مقدمه
اختلال شخصیت مرزی (BPD)یک اختلال شدید و ناتوان کننده است که شامل 20-40% از بستری بیماران روانی می شود. حدوداً 84% افراد دچار BPD رفتارهای تمایل به خودکشی از خود نشان می دهد و 8% آنها بر اثر خودکشی می میرند. BPD تنها در جمعیت بستری مشکل ساز نیست، بلکه در جمعیت مردم عادی نیز مشکل ساز است، جایی که خصیصه های BPD به یک پیوستگی طولانی وجود دارند. خصیصه های بالاتر BPD در جمعیت عمومی مرتبط با نتایج منفی مشهود همچون ناتوانی در عملکرد آکادمیک، انجام معیارهای زندگی به دلیل اختلال مد، نقض عملکرد روابط و مشکلات سوء مصرف الکل است. بنابراین، خصیصه های BPD یک مشکل مشهود را نه تنها برای کسانی که دچار BPD تشخیص داده شده اند، بلکه همچنین در بین افراد در جمعیت عادی نیز ایجاد می کند. در واقع بررسی عوامل کلیدی مرتبط با گسترش خصیصه های BPD نیازمند ابزار کلینیکی مشهود است، چرا که کاربردهای مهمی هم برای تلاش برای پیشگیری و هم مداخله دارد. مدلهای توسعه ای متعددی اشاره می کنند که آسیب شناسی BPD (به عنوان مثال BPD یا خصیصه های BPD) توسط ترکیب مکانیزم های زیستی و محیطی شکل گیری شده، که مورد دوم شامل اختلالات اجتماعی و مرتبط با ارتباط است. شاید یکی از برجسته ترین مدلهای آسیب شناسی BPD مدل زیست-اجتماعی لینهان است، که پیشنهاد می کند BPD در نتیجه ی یک تقابل بین تمایل زیستی به مشکلات در تنظیم احساسات و یک نامعتبر کردن محیط زیست پرورش اجتماعی است، یا فردی که ارتباط برقرار می کند که تجربیات خصوصی افراد و تجربه های احساسی معتبر نیستند، به رویدادهای پاسخ می دهد. دیگر مدلها به طور مشابه بر نقش حیاتی محیط پرورش اجتماعی افراد در گسترش BPD تاکید می کنند. زانارینی و فرانکبرگ (1997) یک مدل چند عملکردی معرفی کردند، اولین آن شامل یک محیط خانه ی ترومایی بود. این تروما ها شامل عوامل متنوعی، از جدای زودهنگام طولانی شده والدین تا سوءاستفاده احساسی و جنسی بود. اخیراً، هیوز، کروول، اویجی و کوان (2012) یک مدل توسعه ای را بر پایه ی نظریه خط مقدم (کوان 2008) پیشنهاد کردند که اشاره می کند گسترش BPD ممکن است ناشی از یک کمبود مجاورت اجتماعی در کودکی یا ناشی از پاسخگویی از یک پرستار مرتبط باشد، که متعاقباً توانایی فرد را برای تنظیم موثر احساستش مخدوش می کند. بنابراین، یک تم معمول در طی مدل های توسعه ای مختلف BPD تاکید بر روی محیط پرورش اجتماعی مختل شده است که احتمالا به صورت اشکال مختلف سوءاستفاده در کودکی مشخص می شود. به طور سازگار با این مدل، یک بدنه ی قدرتمند از متون علمی موجود است که به ارتباطی بین آسیب شناسی BPD و تاریخچه ی سوءاستفاده در کودکی اشاره می کند. تا 91% از افزاد با تشخیص BPD تجربه ی شکلی از سوءاستفاده در کودکی را گزارش می کنند، شامل مراحل بالارونده سوءاستفاده های جنسی، احساسی و فیزیکی در کودکی. به علاوه، افزاد با تشخیص BPD سوءاستفاده را توسط بیش از یک فرد و در اشکال مختلف سوءاستفاده در مقایسه با نمونه های کلینیکی و غیر کلینیکی گزارش می کنند. افزون بر آن، زنان دچار BPD میزان های بالاتری از سوءاستفاد ی احساسی و فیزیکی را نسبت به خواهران غیر BPD خود گزارش می کنند، که اشاره به این مسئله دارد که شدت سوءاستفاده درون محیط خانواده می تواند مرتبط با بیماری باشد. اشکال مختلف سوءاستفاده به ندرت به تنهایی رخ می دهند. قابل توجه است که سوءاستفاده جنسی در کودکی نا محتمل است که در غیاب سوءاستفاده احساسی رخ دهد.، و سوءاستفاده احساسی در کودکی محتمل ترین شکل سوءاستفاده برای رخ دادن به تنهایی است. در نتیجه، با اینکه سوءاستفاده ی جنسی، فیزیکی و احساسی همواره با BPD مرتبط است، بدنه ی کوچکتری از متون علمی این مسئله را بررسی کرده اند که آیا یک زیرگونه ی خاص از سوءاستفاده ممکن است به تنهایی مسئول اختلال باشد. بریر و الیوت (2003) یافتند که سوءاستفاده احساسی در کودکی – و نه سوءاستفاده فیزی یا جنسی یا هر شکلی از بی توجهی – پیش بینی کننده ی تشخیص BPD در بین مردان شرکت کننده بود. به طور مشابه، در یک نمونه از معتادان محله های فقیرنشین که در آنها سوءاستفاده و بی توجهی در کودکی به عنوان عوامل خطر برای تشخیص BPD بررسی شد، بورنووالول، گرتز، دلانی-برومسی، پاولسون و لجویز گزارش کردند که تنها سوءاستفاده ی احساسی پیش بینی کننده وضعیت تشخیص BPD بود. سوءاستفاده ی احساسی همچنین مرتبط با خصیصه ی گسترده تر BPD بود؛ اشکال مختلف سوءاستفاده احساسی (مانند تحقیر و بی توجهی)، اما نه سوءاستفاده ی جسمی، به تنهایی خصیصه های BPD را پیش بینی می کند. به طور مشابه، سوءاستفاده ی احساسی و بی توجهی، در مقایسه با دیگر اشکال سوءاستفاده و بی توجهی، به شدت مرتبط با علائم متضاد در میان افزاد با تشخیص BPD بود. بنابراین، شواهد موجود از قطع محیط پرورش اجتماعی کودک مشخص شده در طی مدل های مختلف حمایت می کند و به علاوه اشار می کند که سوءاستفاده احساسی به طور ویژه ممکن است یک شکل هسته ای از محیط اجتماعی باشد. این مسئله به لحاظ تئوری هماهنگ با نظریه های لینهان و هیوز و همکاران است که به ترتیب غیر معتبر کردن محیط و کمبود پاسخگویی را به عنوان نشانه های محیط پرورش اجتماعی مطرح می کنند. مدل لینهان، به طور ویژه اشاره می کند که یک محیط غیر معتبر شده با پاسخ به تجربه های درونی و شخصی فرد مشخص می شود. بنابراین، هر دو نظریه و پژوهش اخیر به سوءاستفاده ی احساسی به عنوان یک خصیصه ی مرکزی از محیط اجتماعی که منجر به توسعه ی آسیب شناسی BPD می شود اشاره کرده اند. با دانستن ارتباط تثبیت شده ی بین سوءاستفاده در کودکی و آسیب شناسی BPD، مطالعات اخیر هدفشان مشخص کردن مکانیزم های ویژه ی مسئول برای این رابطه است. در توافق با نظریه های مطرح شده توسط لینهان و هیوز و همکاران، مطالعات مفیدی مشکلات تنظیم احساسات را به عنوان یک رابط توضیح دهنده بین سوءاستفاده در کودکی و آسیب شناسی BPD مشخص کرده اند. مشکلات در تنظیم احساسات یک ساختار چند وجهی است و منجر به نبود آگاهی و پذیرش احساسات را در کنار شکست در دسترسی به و/یا ارتباط بر قرار کردن با استراتژی های تنظیم احساسات می شود. نظریه های توسعه ای توانایی تنظیم احساسات را به عنوان یک نقطه ی عطف توسعه ای عمده در کودکی شناسایی می کند، که اکتساب آن به شدت وابسته به راهنمایی و حمایت والدین است. با دانستن اینکه افراد تشکیل دهنده ی محیط پرورش کودک (به عنوان مثال اعضای خانواده و دیگر افراد نزدیک به خانواده) اغلب مجرمان سوءاستفاده در کودکی هستند، گسترش این مهارت های احتمالاً در بین قربانیان سوءاستفاده در کودکی مختل شده است. متعاقباً، به جای کسب مهارت های لازم برای تحمل و بهبود احساساتشان، این افراد افزایش انگیختگی احساسات را تجربه می کنند و مشکلاتی در تحمل فشار احساسی و گسترش آگاهی احساسی و تفاهم دارند. مطالعات اشاره می کنند که کودکان با سابقه ی سوءاستفاده در کودکی، در مقایسه با کودکان بدون این مسئله محتمل تر برای داشتن دشواری در تنظیم احساسات هستند. سوءاستفاده ی کودکی همچنین مرتبط با میزان بالاتر عدم پذیرش احساسی و میزان پایین تر درک احساسی است. به علاوه، شواهد اخیر هنگامی که سوءاستفاده ی جنسی توسط برنز، جکسون و هاردینگ کنترل شد اشاره می کنند که سوءاستفاده ی احساسی به تنهای مشکلات در تنظیم احساسات را پیش بینی می کند، و یک مخلوط از سوءاستفاده ی احساسی و بی توجهی، پیش بینی کننده ی مشکلات در تنظیم احساسات پس از کنترل سوءاستفاده ی جنسی، سوءاستفاده ی جسمی و بی توجهی جسمی بود. بنابراین در حالی که داده اشاره به یک ارتباط بین سوءاستفاده در کودکی و مشکلات در تنظیم احساسات می کنند، شواهد جدید اشاره می کنند که بخش عمده ی این ارتباط می تواند مربوط به سوءاستفاده ی احساسی به طور ویژه باشد. به طور مشابه، حجم زیادی از تحقیقات همچنین به وجود یک ارتباط بین مشکلات در تنظیم احساسات و آسیب شناسی BPD اشاره می کنند. افراد با تشخیص BPD که داشتن مشکلات عمومی با تنظیم احساسات را گزارش می کنند تمایل کمتری برای تحمل فشار عصبی در رفتارهای برنامه ریزی شده برای رسیدن به اهداف دارند و سرکوب احساسات بالاتری نسبت به نمونه های کنترل غیر بستری دارند. به علاوه، خصیصه های BPD بالاتر مرتبط با آگاهی احساسی پایین تر و ترس از احساسات بالاتر هستند. یافته های اخیر عکس برداری از نورون ها همچنین این داده ها را تایید می کنند، که اشاره به این مسئله دارد که نسبت به نمونه ههای کنترل غیر بستری، افراد با تشخیص BPD دارای نقص در توانایی خود برای انجام استراتژی های خاص تنظیم احساسات مانند ارزیابی مجدد شناختی هستند. تنها یک مطالعه این مسئله را ارزیابی کرده که آیا مشکلات در تنظیم احساسات یک مکانیزم احتمالی برای توضیح ارتباط بین سوءاستفاده در کودکی و خصیصه های BPD است. در بین یک دسته نمونه ی 450 نفری از بیماران بستری در بخش روانی، وندیجکه، فورد، ون سان، فرانک و ون ارتباط مثبتی بین حضور یک رویداد ترومایی توسط یک والد یا مراقب اولیه (TPC) و شدت خصیصه های BPD گزارش کرده اند. به علاوه، هنگامی که برای تاثیر غیر مستقیم تنظیمات بیش از حد یا کمتر از حد احساسات بررسی شد، نتایج نشان داد که تنظیمات کم (و نه تنظیمات بیش از حد) نسبتاً منجر به ارتباط بین TPC و شدت خصیصه های BPD می شوند. در حالی که این مطالعه شفافیت بیشتری در مورد ارتباط بین سوءاستفاده در کودکی، عدم تنظیم احساسات و خصیصه های BPD ارائه می کند، چیزی که ناشناخته باقی می ماند این مسئله است که آیا یک ارتباط یگانه و خاص بین انواع زیرگونه های سوءاستفاده در کودکی، عدم تنظیم احساسات و خصیصه های BPD وجود دارد. بنابراین، هدف مطالعه ی اخیر این است که اختصاصیت این روابط را با امتحان کردن اینکه (1) سوءاستفاده احساسی در دوران کودکی به تنهایی هنگامی که دیگر اشکال سوءاستفاده کنترل شده اند مرتبط با شدت خصیصه های BPD استو (2) آیا مشکلات در تنظیم احساسات یک عامل به طور اختصاصی مرتبط با سوءاستفاده احساسی در کودکی است (و نه دیگر فرم های سوءاستفاده)، که ارتباط آن را با شدت خصیصه ها BPD مرتبط می کند، توصیف کند. به منظور ساختن مستقیماً بر پایه ی متون علمی موجود که عمدتاً ارتباط بین سوءاستفاده در کودکی (در برابر بی توجهی) و آسیب شناسی BPD را بررسی می کنند، تنها زیرگونه های سوءاستفاده در کودکی (به عنوان مثال، سوءاستفاده ی جنسی، فیزیکی و احساسی) بررسی شدند. به طرو سازگار با متون ادبی حاضر، ما فرض کردیم هنگامی که دیگر اشکال سوءاستفاده کنترل می شوند، تناوب سوءاستفاده ی احساسی در کودکی باید به تنهایی مرتبط با شدت خصیصه های BPD باشد. به علاوه، ما همچنین فرض کردیم که ارتباط بین سوءاستفاده احساسی در کودکی و شدت خصیصه های BPD مشکلات در تنظیم احساسات را توضیح می دهد.
پیش نمایش مقاله
پیش نمایش مقاله سوء استفاده از کودکان و بی توجهی بررسی ارتباط بین سوءاستفاده احساسی در دوران کودکی  و خصیصه¬های اختلال شخصیت مرزی: نقش مشکلات در تنظیم احساسات

چکیده انگلیسی

Childhood abuse has been consistently linked with borderline personality disorder (BPD) and recent studies suggest that some forms of childhood abuse might be uniquely related to both BPD and BPD features. In addition, difficulties with emotion regulation have been found to be associated with childhood abuse, BPD, as well as BPD features. The present study examined (1) whether frequency of childhood emotional abuse is uniquely associated with BPD feature severity when controlling for other forms of childhood abuse and (2) whether difficulties with emotion regulation accounts for the relationship between childhood emotional abuse and BPD feature severity. A sample of undergraduates (n = 243) completed the Childhood Trauma Questionnaire – Short Form, Difficulties in Emotion Regulation Scale, and Borderline Symptom List-23. Multiple regression analyses and Structural Equation Modeling were conducted. Results indicated that frequency of childhood emotional abuse (and not sexual or physical abuse) was uniquely associated with BPD feature severity. In addition, while there was no direct path between childhood emotional abuse, childhood physical abuse, or childhood sexual abuse and BPD features, there was an indirect relationship between childhood emotional abuse and BPD features through difficulties with emotion regulation. These findings suggest that, of the different forms of childhood abuse, emotional abuse specifically, may have a developmental role in BPD pathology. Prevention and treatment of BPD pathology might benefit from the provision of emotion regulation strategies.

مقدمه انگلیسی

Borderline personality disorder (BPD) is a severe and debilitating disorder that represents 20–40% of psychiatric inpatient admissions (Geller, 1986, Grant et al., 2008 and Lieb et al., 2004). Approximately 84% of individuals with BPD engage in suicidal behavior (Soloff, Lynch, & Kelly, 2002), and 8% die by suicide (Pompili, Girardi, Ruberto, & Tatarelli, 2005). BPD is not only problematic in clinical populations, but also in the general population, where BPD features exist along a continuum (Trull, 2001). Higher BPD features in the general population are associated with significant negative outcomes such as academic dysfunction, meeting lifetime criteria for a mood disorder, relationship dysfunction, and alcohol use problems (e.g., Stepp et al., 2005; Trull, 2001). Thus, BPD features pose a significant problem not only for those with BPD diagnoses, but among individuals in the general population as well. Indeed, examination of key factors associated with the development of BPD features serves significant clinical utility, as it would provide important implications for both prevention and intervention efforts. Several developmental models suggest that BPD pathology (i.e., BPD or BPD-features) is shaped by a combination of biological and environmental mechanisms, the latter of which includes social and attachment-related disturbances. Perhaps one of the most prominent models of BPD pathology is Linehan's (1993) biosocial model, which proposes that BPD is the result of a transaction between an individual's biological predisposition to difficulties with emotion regulation and an invalidating social rearing environment, or one that communicates that “the individual's private experiences and emotional expressions are not […] valid responses to events” (Linehan, 1993, p. 50). Other models similarly emphasize the critical role of the individual's social rearing environment in the development of BPD. Zanarini and Frankenburg (1997) have proposed a multifactorial model, the first of which consists of a traumatic home environment. These traumas include a variety of factors, ranging from prolonged early parental separation to emotional and sexual abuse. Recently, Hughes, Crowell, Uyeji, and Coan (2012) proposed a developmental model nested within the social baseline theory (Coan, 2008), which suggests that the development of BPD might be due to a child's lack of social proximity to or responsiveness from relevant caregivers, which subsequently disrupts the individual's ability to effectively regulate their emotions. Thus, a common theme across various developmental models of BPD is an emphasis on a disrupted social rearing environment that is likely characterized by different forms of childhood abuse. Consistent with this model, there is a robust body of literature indicating an association between BPD pathology and a history of childhood abuse. Up to 91% of individuals with BPD diagnoses report experiencing some form of childhood abuse (Zanarini et al., 1997), including elevated levels of childhood sexual, emotional, and physical abuse (Davidson et al., 2010, Spatz Widom et al., 2009 and Zanarini et al., 2002). In addition, individuals with BPD diagnoses report abuse by more than one person and multiple forms of abuse compared to clinical and nonclinical samples (Bierer et al., 2003, Brown and Anderson, 1991, Herman et al., 1989, Hernandez et al., 2012, Ogata et al., 1990 and Pietrek et al., 2013). Further, females with BPD experience higher levels of emotional and physical abuse than their non-BPD sisters, suggesting that the severity of abuse within the family environment may be associated with the disorder (Laporte, Paris, Guttman, Russell, & Correa, 2012). Different forms of abuse rarely occur in isolation (Bierer et al., 2003, Briere and Elliott, 2003 and Pérez-Fuentes et al., 2013). Notably, childhood sexual abuse is unlikely to occur in the absence of emotional abuse (Bagley, 1991 and Sørbø et al., 2013) and childhood emotional abuse is the most likely to occur independent of other forms of abuse (Moeller, Bachmann, & Moeller, 1993). Accordingly, though sexual, physical, and emotional abuse are consistently associated with BPD, a smaller body of literature has examined whether a specific subtype of abuse might uniquely account for the disorder. Briere and Elliott (2003) found that childhood emotional abuse—and not physical or sexual abuse, or any form of neglect—predicted a BPD diagnosis among male participants. Similarly, in a sample of inner city substance users in which childhood abuse and neglect were examined as risk factors for BPD diagnoses, Bornovalova, Gratz, Delany-Brumsey, Paulson, and Lejuez (2006) reported that only emotional abuse was predictive of BPD diagnostic status. Emotional abuse is also relevant to BPD features more broadly; different facets of emotional abuse (i.e., degradation and ignoring), but not physical abuse, uniquely predict BPD features (Allen, 2008). Similarly, emotional abuse and neglect, compared to other forms of abuse and neglect, are most strongly associated with dissociative symptoms among individuals with BPD diagnoses (Watson, Chilton, Fairchild, & Whewell, 2006). Thus, extant evidence provide support for the disruption of the child's social rearing environment specified across several models, and further suggest that emotional abuse, specifically, may be a core facet of the social environment. This is theoretically concordant with Linehan (1993) and Hughes et al. (2012) theories, which propose the invalidating environment and lack of responsiveness, respectively, as hallmarks of the social rearing environment. Linehan's model, specifically, notes that an invalidating environment is characterized by a response to the individual's internal or private experiences (i.e., emotions). Thus, both theory and recent research have indicated emotional abuse as a potential “core” feature of the one's social environment that leads to the development of BPD pathology. Given the established association between childhood abuse and BPD pathology, recent studies have aimed to delineate the specific mechanisms accounting for this relationship. Consistent with theories proposed by Linehan (1993) and Hughes et al. (2012), a handful of studies have identified difficulties with emotion regulation as an explanatory link between childhood abuse and BPD pathology. Difficulties with emotion regulation is a multi-faceted construct, and has been proposed to constitute a lack of awareness and acceptance of emotions, as well as failures to have access to and/or engage in emotion regulation strategies (Gratz & Roemer, 2004). Developmental theories identify the ability to regulate emotions as a major developmental milestone of childhood (see Cole et al., 1994, Southam-Gerow and Kendall, 2002 and Thompson, 1994), its acquisition of which is heavily reliant on parental guidance and support (e.g., Feng et al., 2008 and Kopp, 1989). Given that individuals constituting the child's rearing environment (i.e., family members and others close to the family) are often perpetrators of childhood abuse, the development of these skills is likely disrupted among victims of childhood abuse. Consequently, rather than acquiring the skills necessary to tolerate and modify their emotions, these individuals experience increased emotional arousal, and have difficulties tolerating emotional distress and developing emotional awareness and understanding (Linehan, 1993 and Thompson and Calkins, 1996). Studies suggest that children with a history of childhood abuse are more likely to have difficulties with emotion regulation compared to children without (Shields and Cicchetti, 1998, Shipman et al., 2005 and Shipman et al., 2000). Childhood abuse is also correlated with higher levels of emotional nonacceptance (Gratz, Bornovalova, Delany-Brumsey, Nick, & Lejuez, 2007) and lower levels of emotional understanding (Shipman et al., 2000). Moreover, recent evidence suggests that emotional abuse uniquely predicts difficulties with emotion regulation when sexual abuse is controlled for Burns, Jackson, and Harding (2010) and a composite of emotional abuse and neglect predict difficulties with emotion regulation after controlling for physical abuse, sexual abuse, and physical neglect (Bradbury & Shaffer, 2012). Thus, while data suggest a relation between childhood abuse and difficulties with emotion regulation, emerging evidence suggests that this relationship might be largely accounted for by emotional abuse specifically. Similarly, a robust body of research also indicates a link between difficulties with emotion regulation and BPD pathology. Individuals with BPD diagnoses report having general difficulties with emotion regulation (Kuo & Linehan, 2009), are less willing to endure distress in the pursuit of goal-directed behavior (Gratz, Rosenthal, Tull, Lejuez, & Gunderson, 2006), and have higher emotional avoidance (Bijttebier & Vertommen, 1999) than non-clinical controls. Further, higher BPD features are associated with lower emotional awareness (Leible & Snell, 2004) and elevated fear of emotions (Yen, Zlotnick, & Costello, 2002). Recent neuroimaging findings also corroborate these data, suggesting that, relative to non-clinical controls, individuals with BPD diagnoses have deficits in their ability to implement specific emotion regulation strategies such as cognitive reappraisal (Koenigsberg et al., 2009 and Lang et al., 2012). Only one study has evaluated whether difficulties with emotion regulation is a potential mechanism explaining the link between childhood abuse and BPD features. Among a sample of 450 psychiatric inpatients, van Dijke, Ford, van Son, Frank, and van (2013) reported a positive correlation between the presence of a traumatizing event by a primary caregiver (TPC) and severity of BPD features. Moreover, when testing for the indirect effect of both over and underregulation of affect, results indicated that underregulation (and not overregulation) partially mediated the relationship between TPC and BPD feature severity. While this study provides greater clarity into the relationship between childhood abuse, emotion dysregulation, and BPD features, what remains unknown is whether there are unique and specific relations between different subtypes of childhood abuse, emotion dysregulation, and BPD features. Thus, the current study aims to delineate the specificity of these relations by examining (1) whether childhood emotional abuse is uniquely associated with BPD feature severity when other forms of abuse are controlled for, and (2) whether difficulties with emotion regulation is a factor specifically associated with childhood emotional abuse (and not other forms of abuse), that links its relationship with BPD feature severity. In order to build directly upon extant literature which has predominantly examined the relationship between childhood abuse (versus neglect) and BPD pathology, only subtypes of childhood abuse (i.e., sexual abuse, physical abuse, and emotional abuse) were examined. Consistent with the literature to date, we hypothesized that, when controlling other forms of abuse, frequency of childhood emotional abuse would be uniquely associated with severity of BPD features. Moreover, we also hypothesized that the relationship between childhood emotional abuse and BPD feature severity would be explained by difficulties with emotion regulation.

نتیجه گیری انگلیسی

See Table 1 for means, standard deviations, and ranges for all variables and Table 2 for correlations among all variables in the analyses. Gender (Pearson's r = .09, p = .18), age (Pearson's r = −.11, p = .12), and level of education (Pearson's r = .01, p = .85) were not significantly associated with BPD severity and therefore, were not entered as covariates in the primary analyses. Table 1. Descriptive statistics for variables included in primary analyses. Variable Mean (SE) Range Childhood emotional abuse 9.00 (.28) 4.00–25.00 Childhood sexual abuse 5.97 (.20) 3.00–25.00 Childhood physical abuse 6.70 (.19) 3.00–25.00 Non-acceptance of negative emotions 12.83 (.36) 6.00–30.00 Lack of emotional awareness 15.25 (.33) 5.00–30.00 Lack of emotional clarity 11.47 (.26) 3.00–25.00 Difficulties engaging in goal-directed behaviors when distressed 15.77 (.31) 5.00–25.00 Difficulties controlling impulsive behaviors when experiencing negative emotions 12.45 (.35) 6.00–30.00 Limited access to emotion regulation strategies perceived as effective 17.75 (.46) 7.00–40.00 BPD severity .70 (.04) 0–3.04 Note. Childhood abuse subtypes reflect summed totals from the emotional, sexual, and physical abuse subscales of the Childhood Trauma Questionnaire – Short Form (CTQ-SF). Difficulties with emotion regulation subscales reflect summed totals from each subscale of the Difficulties with Emotion Regulation Scale (DERS). BPD severity reflects the mean score on the Borderline Symptom List-23 item (BSL-23). Table options Table 2. Pearson correlations between BPD severity, childhood abuse subtypes, and difficulties with emotion regulation subscales. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 1. BPD severity – 2. Childhood emotional abuse .42** – 3. Childhood sexual abuse .11 .28** – 4. Childhood physical abuse .13* .55** .23** – 5. Nonacceptance of negative emotions .60** .36** .10 .11 – 6. Lack of emotional awareness .12 .09 .06 .15* .08 – 7. Lack of emotional clarity .46** .20** .11 .11 .42** .53** – 8. Difficulties engaging in goal-directed behaviors when distressed .49** .24** .06 .04 .47** .08 .39** – 9. Difficulties controlling impulsive behaviors when experiencing negative emotions .67** .46** .20** .24** .62** .18** .47** .52** – 10. Limited access to emotion regulation strategies perceived as effective .69** .41** .15* .18** .73** .17** .51** .66** .73** – Note. BPD, borderline personality disorder. * p < .05. ** p < .01. *** p < .00. Table options We applied cut-off scores that have been previously used in the literature in order to examine the presence/absence of each abuse subtype (Bernstein & Fink, 1998): sexual abuse ≥6, physical abuse ≥8, and emotional abuse ≥9. Among the sample, 11.8% (n = 4) of males and 20% (n = 42) of females endorsed the presence of sexual abuse, 26.5% (n = 9) of males and 23.6% (n = 49) of females endorsed the presence of physical abuse, and 38.2% (n = 13) of males and 42.3% (n = 88) of females endorsed the presence of emotional abuse. Although BSL cut-offs do not exist, Bohus et al. (2009) reported a mean score of 2.05 (SD = .90) in a clinically diagnosed BPD sample. Though the mean score of our study suggests that this group was not similar to that of Bohus and colleagues (M = .70, SD = .68), participants’ BSL scores (0–3.04) suggest that the sample included individuals ranging in BPD feature severity.

خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.