دانلود مقاله ISI انگلیسی شماره 37147 + ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله

مشارکت های محیطی و ژنتیکی برای روابط و نگرش های طلاق

کد مقاله سال انتشار مقاله انگلیسی ترجمه فارسی
37147 2015 6 صفحه PDF 14 صفحه WORD
خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.
عنوان انگلیسی
Genetic and environmental contributions to relationships and divorce attitudes
منبع

Publisher : Elsevier - Science Direct (الزویر - ساینس دایرکت)

Journal : Personality and Individual Differences, Volume 72, January 2015, Pages 135–140

فهرست مطالب ترجمه فارسی
چکیده
کلمات کلیدی
1. مقدمه
1.1. نگرش های طلاق از کجا آماده اند؟ 
1.2. پژوهش ژنتیکی رفتار – جرا افراد متفاوت می باشند
2. روش ها
3. تحلیل و نتایج
3.1. منابع تغییر
3.2. آزمایش برای پراکنش ژن – محیط
جدول 1. نفوذ رویدادهای زندگی رابطه ای.
جدول 2. تأیید نگرش های طلاق و زندگی با هم تحت هر رویداد زندگی.
جدول 3. تفاوت ها در امتیازات نگرش بین جمعیت متأثر نشده و جمعیت های متأثر شده.
جدول 4. برآوردهای ژنتیکی و محیطی از نگرش ها در این نمونه.
3.3. تعامل ژن – محیط
شکل 1. نمودار مسیر تحلیل اجزای واریانس با تعامل G×E. توجه: E محیط منحصربفرد می باشد، A ژنتیک افزوده می باشد و C محیط مشترک می باشد. T1 دوقلوی 1 و T2 دوقلوی 2 می باشد. βa اثرات واریانس ژنتیکی افزوده ی وابسته به رویداد زندگی را بیان می کند؛ همان برای c و e اعمال می شود.
جدول 5. آمار تناسب مدل برای مدل های تعامل ژن – محیط نگرش ها و رویدادهای زندگی.
4. بحث
شکل 2. تعامل ژن – محیط بین نگرش ها در مورد طلاق و طلاق و جدایی زناشویی. توجه: %A درصد واریانس با توجه به اثر ژ«تیکی می باشد، %C درصد واریانس با توجه به اثر محیطی مشترک می باشد، %E درصد واریانس با توجه به اثر محیطی منحصربفرد می باشد.
کلمات کلیدی
فعل و انفعال با ژن زیست محیطی - طلاق - نگرش
ترجمه چکیده
باور بر این است که نگرش ها نسبت به طلاق نقش بسیار مهم در کیفیت زناشویی و احتمال طلاق بعداً در زندگی ایفا می کند. آنها به طور سنتی درک می شوند تا از عوامل اجتماعی، جمعیت شناختی، و محیطی از جمله تجربیات شخصی در روابط، ارزش های خانواده، مذهب، و انگیزه های اقتصادی حاصل شوند. یک خط جایگزین پژوهش نشان می دهد که تمایلات روانی متأثر شده از نظر ژنتیکی نقش مهمی در طلاق و سایر نگرش های رابطه ای نیز دارند. یکپارچه سازی این دو خط از پژوهش با این حال به صورت اولیه باقی می مانند. ما در اینجا به این نقطه ابهام با بررسی همبستگی عوامل اجتماعی و ژنتیکی با یکدیگر می پردازیم و با یکدیگر اصلاح می شوند. به طور خاص، ما در می یابیم که عوامل محیطی و رویدادهای زندگی مثل طلاق گرفتن، اثرات ژنتیکی گزارش شده ی بر روی نگرش های نسبت به طلاق را معتدل می کنند. کاهش در وراثت نگرش های طلاق توسط رویدادهای زندگی با این حال پیچیده می باشد. ما در می یابیم که اثر ژنتیکی برای انتخاب یا تجربه یک طلاق مرتبط با اثر ژنتیکی نسبت به نگرش های طلاق می باشد. علاوه بر این، ما همچنین تفاوت های جنسیتی قابل توجه در تأثیر خود طلاق بر نگرش های بعدی نسبت به طلاق را شناسایی می کنیم. به طور خاص، اهمیت تجربه شخصی در میان زنان افزایش می یابد در حالی که اهمیت عوامل خانوادگی برای مردام افزایش می یابد.
ترجمه مقدمه
یکی از عوامل سببی اولیه ی افزایش میزان طلاق در کشورهای دموکراتیک، نگرش های بسیار پذیرفته شده نسبت به طلاق در جامعه گسترده تر می باشد (Thornton & Young-DeMarco, 2001). از نظر سنتی، منابع نگرش ها در طلاق در عوامل اجتماعی و محیطی مثل کل مجموع تجربیات شخصی طلاق، باورهای مذهبی، یا تربیت از جمله پرورش یافتن در خانه طلاق واقع شده است (Amato, 2010; Kapinus, 2004; Sieben&Verbakel, 2013). با این حال، همانطور که مطالعه رفتار انسان بسیار بین رشته ای شده است، جریان دیگری از پژوهش پدیدار شده است که نشان می دهد که علاوه بر عوامل اجتماعی و اقتصادی و شرکت کنندگان محیطی که این اثرات را احاطه می کنند، یک جزء ژنتیکی ممکن است به تفاوت ها در نحوه دیدن افراد، تعامل و واکنش به جهان کمک کنند که در نتیجه به تغییرات در نگرش ها و نتایج طلاق کمک می کند (Bouchard, Lykken, McGue, Segal, &Tellegen, 1990; Eaves, Eysenck, & Martin, 1989; Jockin, McGue, &Lykken, 1996; Olson, Vernon, Harris, & Jang, 2001; Spotts et al., 2004). با توجه به نگرش های پیش از طلاق، این دو خط از تحقیق، اجتماعی و ژنتیکی، تا حدزیادی مستقل از یکدیگر باقی مانده اند و تعامل بین آنها فقط آغاز می شود تا بررسی شود. این بررسی مداوم به این خاطر مهم است که اگر عوامل اجتماعی، محیطی و ژنتیکی همگی نقشی در کمک به سبک ها و نتایج منطقی ایفا کنند، با این حال بزرگ یا کوچک، پروگزیمال یا دیستال، از طریق نگرش ها یا سایر عوامل، آنگاه بررسی یکپارچگی آنها ممکن است درک ما از روش هایی را روشن کند که افراد وارد روابط می شوند، دلایلی که چرا آن روابط اغلب منحل می شوند، و افراد چگونه در انتخاب، تجربه و واکنش به این رویدادها متفاوت می باشند. ما در اینجا تعامل بین اثرات ژنتیک و محیطی در مورد نگرش های طلاق و رابطه رویدادهای زندگی را بررسی می کنیم. در برآوردهای اثرات ژنتیکی و محیطی، پتانسیل برای ژن یک فرد باقی می ماند تا مرتبط یا مشروط بر اساس محرک محیطی باشد. افراد خاصی ممکن است تا حدی در مورد عوامل ژنوتیپی پایه گذاری شوند تا وارد محیط های خاص بجای بقیه شوند. در نتیجه، با توجه به ژنوتیپ خاص یک فرد، برخی افراد ممکن است دوزهای متعددی یک محرک محیطی را تجربه کنند که منجر به نگرش های پیش از طلاق و خود طلاق می شود در حالی که بقیه ممکن است هیچکدام را در کل دریافت نکنند. این رویداد ممکن است همبستگی ژن-محیط برچسب گذاری شود. علاوه بر این، به صورت ژنتیکی تر، افراد مشابه نیز ممکن است به طور مشابه به تجربیات خاص مثل طلاق گرفتن واکنش دهند. بنابراین ما نیز احتمال تعامل ژن-محیط را بررسی می کنیم که رویداد زندگی یک طلاق ممکن است اثرات ژنتیکی در مورد نگرش ها نسبت به طلاق را متوسط کند. ما با بررسی مختصر مقالات جامعه شناختی و رفتار ژنتیکی در مورد طلاق و نگرش های طلاق ادامه می دهیم. ما سپس تحلیل خودمان از همبستگی بین رویدادهای ریسک رابطه ای مثل طلاق و جدایی زناشویی و نگرش ها نسبت به طلاق را ارائه می کنیم. ما شواهدی از ژن با همبستگی محیط و تعامل بین نگرش ها و تجربیات زندگی ارائه می کنیم که تفاوت های جنسیتی مهم در یافته های ما را بیان می کند. ما با یک بحث از اهمیت گنجاندن عوامل بیولوژیکی زمینه ای برای توسعه مدل های جامع و دقیق از نحوه اثر نگرش ها نسبت به طلاق و خود طلاق بر یکدیگر نتیجه گیری می کنیم.
پیش نمایش مقاله
پیش نمایش مقاله مشارکت های محیطی و ژنتیکی برای روابط و نگرش های طلاق

چکیده انگلیسی

Abstract Attitudes toward divorce are believed to play a critical role in marital quality and the probability of divorce later in life. They are traditionally understood to result from social, demographic and environmental factors, including personal experience in relationships, family values, religion and economic incentives. An alternative line of research suggests that genetically influenced psychological dispositions have an important role in divorce and other relationship attitudes as well. The integration of these two lines of research however, remains embryonic. Here we address this lacuna by exploring how social and genetic factors correlate with each other, and are modified by one another. Specifically, we find that environmental factors and life events, such as going through a divorce, moderate reported genetic influences on attitudes toward divorce. The reduction in the heritability of divorce attitudes by life events is complex however. We find that the genetic influence to select into or experience a divorce is correlated with the genetic influence toward divorce attitudes. In addition, we also identify notable sex differences in the effect of divorce itself on subsequent attitudes toward divorce. Specifically, the importance of personal experience increases among women, while the importance of familial factors increases for men.

مقدمه انگلیسی

Introduction One of the primary causal factors of increasing rates of divorce in Democratic countries has been more accepting attitudes toward divorce within broader society (Thornton & Young-DeMarco, 2001). Traditionally, sources of attitudes on divorce have been located in social and environmental factors, such as the sum total of personal divorce experience, religious beliefs, or upbringing, including being raised in a divorced home (Amato, 2010, Kapinus, 2004 and Sieben and Verbakel, 2013). However, as the study of human behavior has become more interdisciplinary, another stream of research has emerged, suggesting that, in addition to social and economic factors and the environmental precipitants surrounding these influences, a genetic component may contribute to differences in how individuals see, engage in, and react to, the world, thereby contributing to the variation in divorce attitudes and outcomes (Bouchard et al., 1990, Eaves et al., 1989, Jockin et al., 1996, Olson et al., 2001 and Spotts et al., 2004). Regarding pro-divorce attitudes, these two lines of inquiry, social and genetic, have remained largely independent of one another, and the interplay between them is only beginning to be explored. Such continued exploration is important because if social, environmental and genetic factors all play some role in contributing to relational styles and outcomes, however large or small, proximal or distal, through attitudes or other factors, then investigating their integration may enlighten our understanding of the ways people enter relationships, the reasons why those relationships often dissolve, and how individuals differ in selecting into, experiencing and reacting to such events. Here, we examine the interplay between genetic and environmental influences on divorce attitudes and relationship life-events. Within estimates of genetic and environmental influences resides the potential for an individual’s genes to be correlated with, or conditional upon, environmental stimuli. Certain people may be more likely, based in part on genotypic factors, to enter into particular environments than others. As a result, due to one’s particular genotype, some people may experience multiple doses of an environmental stimulus that lead to pro-divorce attitudes and divorce itself, while others may receive none at all. This occurrence may be labeled gene–environment correlation. In addition, more genetically similar individuals may also react more similarly to certain experiences such as getting a divorce. Thus, we also explore the possibility of a gene–environment interaction, in which the life event of a divorce may moderate genetic influences on attitudes toward divorce. We proceed with a brief review of the sociological and behavior-genetic literature on divorce and divorce attitudes. We then present our analysis of the correlation between relationship risk events such as divorce and marital separations, and attitudes toward divorce. We provide evidence of gene by environment correlation and interaction between attitudes and life experiences, noting important sex differences in our findings. We conclude with a discussion of the importance of including underlying biological factors for developing comprehensive and accurate models of how attitudes toward divorce and divorce itself affect each other. 1.1. Where do divorce attitudes come from? The literature on divorce identifies an important relationship between attitudes toward divorce and experiencing divorce. In this view, the risk for divorce is party attributed to intergenerational transfer of attitudes, whereby experiences in the home, including having divorced parents, affect a child’s attitudes toward divorce and their eventual risk for divorce in adulthood (Cunningham and Thornton, 2006 and Thornton, 1985). That is, “attitudes toward marriage and divorce are partially pre-formulated beliefs individuals carry into their relationships” (Miles & Servaty-Seib, 2010, p. 209). Adult children’s’ acceptance of divorce is also affected by their own marriages: marriage without prior cohabitation decreased divorce approval, while divorce from a first marriage increased it. Longitudinal studies revealed that those who had experienced divorce themselves developed more favorable attitudes toward divorce, and remarried individuals held more positive attitudes toward divorce, which in turn increased the risk of undergoing a subsequent second divorce (Amato and Booth, 1991 and Whitton et al., 2013). Similar results have been found in Australia and Europe (Sieben & Verbakel, 2013). In summary, attitudes toward divorce constitute an important independent risk factor because they influence the risk of divorce itself (Kapinus, 2004, Kurdek and Siesky, 1981 and Sieben and Verbakel, 2013). The effect of parental divorce on attitudes toward divorce differs by sex. Females whose parents are tolerant of divorce, who feel their parents should divorce, or who are not close to their fathers have the most positive attitudes toward divorce, while males who share the first two characteristics but who are not themselves married are most likely to endorse divorce (Kapinus, 2005). Additional indicators suggest that different attitudes toward divorce may be driven, at least in part, by women’s education and economic independence. Examining changing attitudes toward divorce from 1974 to 2002, Martin and Parashar (2006) find that women with college degrees have moved from being the most permissive in their attitudes toward divorce to becoming much more intolerant of divorce. The commitment to high-investment parenting in the face of modern societal pressures and a global economy is believed to be the reason. On the other hand, women with no high school degree have become increasingly permissive in their attitudes toward divorce. 1.2. Behavior genetic research – Why people differ A separate stream of research focuses on behavior-genetic techniques and the source of variance has found that the tendency to get married and divorced is partly heritable (Jerskey et al., 2010 and McGue and Lykken, 1992). These genetic influences, however, can also be mediated through certain behaviors and personality traits (Jockin et al., 1996). Trumbetta, Markowitz, and Gottesman (2007), building upon earlier works elucidated the role of genes and environment for marital status, find that genetic factors have a role in stable marriages, but environmental factors play the primary role in the propensity to wed more than once. Furthermore, genetic and environmental influences on marriage itself change in response to life events. For example, Spotts and colleagues found that genes have little role in explaining perceived marital quality and satisfaction (Spotts et al., 2004 and Spotts et al., 2006). Rather, the overwhelmingly amount of variance could be attributed to environmental factors. Attitudes toward divorce have also shown to be heritable (Bouchard and McGue, 2003, Eaves and Eysenck, 1974 and Martin et al., 1986). Extant studies report that roughly 52–58% of the variance on divorce attitudes can be attributed to unique experiences, 0–23% to shared familial experiences, and 25–47% to genetic influences. However, such univariate estimates represent only an initial approximation. They do not include the potential for genetic influences to have a role in how individuals select into, modify, construct and reconstruct their experiences. This is important because if attitudes toward divorce are genetically influenced, as is the risk for divorce itself, it may be that people with such liability may self-select into environments, or partners, and also information differentially, which place them at higher risk for divorce, and this factor may become inadvertently conflated in estimates of genetic influences on other social and genetic forces. For example, people with more tolerant attitudes toward divorce may be more likely to enter a wide variety of relationships that provide incentives, reinforcements and rejections that make them more likely to marry, even when they are not confident that their relationship will endure. They may also prove more likely to seek exit rather than work on a challenging relationship. These are only a few possibilities that may influence how environmental and genetic forces can interact to differentially influence liability for divorce. Thus, there may be shared genetic factors, which influence both divorce attitudes as well as risk for divorce itself. On the other hand, and equally important, environmental factors may mediate or moderate genetic influences. Given that genetic and environmental influences are found for both attitudes toward divorce as well as divorce itself, parents may transmit a double dose of risk to their offspring. In addition, empirically, the two may be conflated in univariate estimates. That is, the actual experience of divorce may itself shift the relative contribution of genetic and environmental factors in constituting subsequent attitudes toward divorce, and thus may, in turn, affect the risk of actual divorce as well. We begin our analysis by exploring if attitudes toward divorce differ between people who have been divorced or separated and those who have not been divorced or separated. We then seek to affirm that these attitudes and the likelihood of experiencing a divorce are in part genetically influenced, and do so using a very large sample of twins and relatives. These preceding steps are necessary to test our main hypotheses, that genetic factors, which influence attitudes toward divorce, are correlated with the actual life event of getting divorced or experiencing a marital separation. In addition, we expect genetic and environmental influences on divorce and cohabitation attitudes are moderated by experiencing a divorce, marital separation or broken relationship.

نتیجه گیری انگلیسی

.

خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.