دانلود مقاله ISI انگلیسی شماره 5049 + ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله

اثرات شیوه های آموزش و انگیزش بر بهبود کار گروهی و راندمان شغلی: مورد شرکت‌های ساخت و ساز

کد مقاله سال انتشار مقاله انگلیسی ترجمه فارسی
5049 2012 13 صفحه PDF 29 صفحه WORD
خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.
عنوان انگلیسی
Do I want to know? How the motivation to acquire relationship-threatening information in groups contributes to paranoid thought, suspicion behavior, and social rejection
منبع

Publisher : Elsevier - Science Direct (الزویر - ساینس دایرکت)

Journal : Organizational Behavior and Human Decision Processes, Volume 117, Issue 2, March 2012, Pages 285–297

فهرست مطالب ترجمه فارسی
چکیده
1. مقدمه
2. پیش زمینه نظریه توسعه منابع انسانی
2.1 HRD در سازمان‌های ساخت و ساز
3. آموزش و توسعه
4. انگیزش برای آموزش
5. عملکرد به عنوان متغیر وابسته نهایی پژوهش
6. چارچوب نظری مطالعه
7. صنعت ساخت و ساز در ایران
8. اهداف پژوهش
9. متدولوژی
جدول 1. پراکندگی شرکت‌های ساخت و ساز ثبت شده در استان‌های مختلف کشور
10. تجزیه و تحلیل داده‌ها و نتایج
نمودار 1. سطح تجربه پاسخگویان
10.1 اولین هدف پژوهش
10.1.1 مطالعه رابطه بین آموزش و انگیزش اعمال کارکنان با بهبود کار گروهی

جدول 2 : خلاصه‌ی مدل برای اولین مدل پژوهش.
جدول 3 : آزمون ANOVA برای اولین مدل پژوهش.
10.2 دومین هدف پژوهش
10.2.1 مطالعه رابطه بین شیوه های آموزش و انگیزش کارکنان با راندمان شغلی

جدول 4 : جدول ضرایب برای متغیرهای سهیم در مدل اول پژوهش. 
11. یافته‌ها و بحث‌ها
نمودار 1. نمودار پراکندگی برای مدل اول پژوهش. 
جدول 5 : خلاصه مدل برای مدل دوم پژوهش. 
جدول 6: آزمون ANOVA برای مدل دوم پژوهش. 
جدول 7 : جدول ضرایب برای متغیرهای سهیم در مدل دوم. 
نمودار 2. نمودار پراکندگی برای مدل دوم پژوهش. 
12. نتیجه گیری 
13. محدودیت‌های تحقیق 







 
کلمات کلیدی
شناخت انگیزش های اجتماعی - طرد اجتماعی - محرومیت اجتماعی - پارانویا سازمانی - عدم قطعیت اجتماعی - بی اعتمادی
ترجمه چکیده
برنامه‌ی توسعه منابع انسانی، که به خوبی سازمان یافته باشد، استراتژی بسیار مهمی برای شرکت‌های ساخت و ساز است، زیرا در سال‌های آینده سرمایه انسانی به طور فزاینده نقش مهمی را در موفقیت سازمانی ایفا خواهد کرد. این مطالعه، بر اساس ترکیبی از ارزیابی مقالات و بررسی پرسشنامه‌ها، ارتباط استراتژی‌هایHRD در شیوه های آموزش و انگیزش کارکنان را با بهبود کار گروهی و راندمان شغلی در پروژه های ساخت و ساز بررسی می‌کند. تجزیه و تحلیل این تحقیق بر روی جامعه‌ی نمونه متشکل از 107 فرد در شرکت‌های ساخت و ساز منتخب در ایران تکمیل شد. روش‌های تجزیه و تحلیل در این پژوهش عمدتا تجزیه و تحلیل‌های توصیفی و مبتنی بر رگرسیون بودند و نوع تحقیق مطالعه‌یِ همبستگی بود. این تحقیق رابطه شیوه های آموزش و انگیزش با بهبود کار گروهی و راندمان شغلی را در شرکت‌های پاسخ دهندگان از طریق بررسی دو مدل تحقیق تولید شده یافت.
ترجمه مقدمه
داشتن برنامه توسعه منابع انسانی (HRD) ای که به خوبی سازمان یافته باشد و موثر، یکی از مهم‌تریندارایی‌های شرکت است، که مستقیما بر سودمندی و بقاء دراز-مدت آن به عنوان شرکت تاثیر می‌گذارد (Chenو همکاران، 2003). اهمیت دخیل کردن منابع انسانی (HR ها) در توسعه، برنامه ریزی و پیاده سازی استراتژی‌های مبتنی بر شایستگی توسط تعدادی از محققان مورد تاکید قرار گرفته است (Beatty و Schneier، 1997؛ Buyens و همکاران، 2001؛ Iatagana و همکاران، 2010). محیط‌های خارجی پویا، که در حال حاضر بسیاری از کسب و کارها در آن‌ها فعالند، نیازمند آن است که این کسب و کارها ظرفیتی را برای آموزش و یادگیری سریع‌تر نسبت به رقبا توسعه دهند. در این راستا، Buyens و همکاران (2001) پیشنهاد دادند که HR ها، در صورتی که به شایستگی پرورش، آموزش و توسعه یابند، به مهم‌ترین دارایی سازمان تبدیل می‌شوند. Garavan و همکاران (2002) نشان دادند که شرکت‌ها باید راه کارهایی را برای مشکلات جدید و پیچیده و به منظور افزایش کمیت آنچه که آن‌ها از طریق آموزش و انگیزش مؤثر در شیوه های HRD انجام می‌دهند، پیدا کنند.Garavan (1997)، در مطالعه ای دیگر، آموزش، انگیزش و توسعه کارکنان را در تمام سطوح سازمان به عنوان مولفه های حیاتی در حفظ رقابتی بودن در عرصه بین الملل در نظر گرفت. Armstrongو Baron(2002) و Sambrook (2004) بیان می‌کنند که HRD مربوط به ارائه‌یفرصت‌های یادگیری و توسعه به منظور حمایت از دستیابی به استراتژی‌های کسب و کار و بهبود عملکرد سازمانی، گروهی و فردی است. در نتیجه، شیوه های آموزش و توسعه موثر پس از انگیزش کارکنان برای آموزش در استراتژی‌هایHRDمی‌توانند اثراتی بر عملکردهای پروژه شرکت‌ها داشته باشند. بر این اساس، آموزش و انگیزش در شیوه های HRD و اثرات آن‌ها بر عملکرد پروژه های ساخت و ساز موضوعات اصلی این پژوهش را تشکیل دادند.
پیش نمایش مقاله
پیش نمایش مقاله اثرات شیوه های آموزش و انگیزش بر بهبود کار گروهی و راندمان شغلی: مورد شرکت‌های ساخت و ساز

چکیده انگلیسی

We investigated the psychological and social consequences associated with individuals’ motivation to search for information about whether they have been indirectly harmed by members of their group. Consistent with a motivated social cognition perspective, group members who were either chronically (Study 1a) or temporally (Study 1b) high in the motivation to acquire relationship-threatening information (MARTI) made more sinister attributions in ambiguous situations and entertained more paranoid cognitions about their coworkers. Moreover, paranoid cognitions about coworkers mediated the relationship between MARTI and suspicion behaviors toward coworkers (Study 2). Consistent with a social interactionist perspective, others chose to exclude prospective group members who were high in MARTI from joining the group and planned to reject them if they became group members (Study 3). Others’ social rejection of the focal group member was predicted by their anger toward group members who were high in MARTI (Study 4).

مقدمه انگلیسی

Despite the fact that leaders need followers to reach group goals, much of the previous writing on leadership is leader-centric, highlighting the main leader traits, behaviors, and perceived effectiveness as evaluated by subordinates or supervisors (Kaiser, Hogan, & Craig, 2008). Followers have typically been viewed as recipients, or mediators, of the leader's influence, and as the agents for achievement of the leader's vision and objectives. Relatively few studies have considered group outcomes or performance in determining the effectiveness of the leadership process. A careful survey of published studies shows that only about 15% have examined the relationship between leaders and organizational outcomes (Kaiser et al., 2008). Yet, even studies that consider leaders and outcomes often bypass the role of followers as well. Similarly, destructive leadership has frequently been defined mainly in terms of leader traits and behaviors (Bardes and Piccolo, 2010, Einarsen et al., 2007, Ferris et al., 2007, Padilla, 2012, Schilling, 2009 and Thoroughgood et al., 2011). This perspective is quite useful given negative, or destructive, leader behaviors are clearly relevant in any leadership context. However, it appears to be more about destructive leaders (traits, behaviors) than about a holistic view of destructive leadership (leader characteristics and behaviors, group processes, and group outcomes). It assumes that “bad” leader behavior is sufficient to cause organizational destructions, and that such behaviors will inevitably result in destructive outcomes for individuals or the group, as opposed to, for example, the derailment or firing of the destructive leader or even to actual gains for the organization. For example, Einarsen et al. (2007) defined destructive leadership as the “repeated behavior by a leader, supervisor, or manager that violates the legitimate interest of the organisation by undermining and/or sabotaging the organisation's goals, tasks, resources, and effectiveness and/or the motivation, well-being, or job satisfaction of subordinates” (p. 208). From this perspective, destructive leadership refers to something that leaders do. Defining destructive leadership in terms of leader behaviors assumes that certain behaviors are inherently destructive (Padilla, 2012 and Padilla et al., 2007). However, the ways in which these “bad" leader behaviors are defined and perceived, as well as their associated effects, may differ considerably across different social, cultural, and occupational contexts. For instance, leader “abuse” might mean something very different in a military context versus an educational setting. Moreover, while most people would not freely wish to work with an aggressive, egomaniacal, or excessively demanding leader, these traits might be highly functional in situations requiring speed and decisiveness. In fact, many “bad” leader behaviors are associated with positive effects (e.g., increased motivation and performance), at least in the short term (Hogan and Kaiser, 2005, Padilla et al., 2007 and Shaw et al., 2011). As such, it is difficult to connect “bad” leader behaviors clearly with destruction (Padilla, 2012, Padilla et al., 2007 and Thoroughgood et al., 2012). Instead, Padilla et al. (2007) argued that it is the ultimate negative consequences to the group which prompt the “destructive” label. From this standpoint, Hitler, for example, was a destructive leader because he led Germany and its citizens into a ruined state of external domination, not because he was a racist or egoist who yelled at followers (Padilla et al., 2007).

نتیجه گیری انگلیسی

We have attempted to illuminate the role of different susceptible followers in the initiation and persistence of destructive leadership in organizations. Although our discussion of the susceptible circle reflects only a piece of this complex mosaic, and one tempered by the transient nature of susceptible followers over time, the present effort represents the first attempt to synthesize existing research across various academic disciplines in order to develop a cohesive taxonomy of vulnerable follower types. In so doing, the susceptible circle highlights the importance of followers in the destructive leadership process and hopefully provides an impetus for leadership scholars to move past the overly simplistic, trait-based approaches to studying destructive leadership, which have dominated the theoretical landscape to date.

خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.