دانلود مقاله ISI انگلیسی شماره 8997 + ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله

رویه های کنترل و حسابداری مدیریت در یک محیط تولید ناب

کد مقاله سال انتشار مقاله انگلیسی ترجمه فارسی
8997 2013 22 صفحه PDF 48 صفحه WORD
خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.
عنوان انگلیسی
Management accounting and control practices in a lean manufacturing environment
منبع

Publisher : Elsevier - Science Direct (الزویر - ساینس دایرکت)

Journal : Accounting, Organizations and Society, Volume 38, Issue 1, January 2013, Pages 50–71

فهرست مطالب ترجمه فارسی
چکیده 
مقدمه 
منابع و ارائه فرضیه ها 
تولید ناب 
تولید ناب و رویه های کنترل و حسابداری مدیریت 
روش ها
داده و نمونه 
شاخص ها
تست های قابلیت اطمینان و اعتبارسنجی 
تحلیل ضریب اکتشافی 
جدول 1: تحلیل عامل اکتشافی: بارگذاری عامل برای متغیرهای اکتشافی 
جدول 2: همبستگی Pearson برای متغیرهای مستقل
 تحلیل عامل تأییدی
نتایج 

آمار توصیفی 
نتایج مدل معادله ساختاری 
جدول 3: نتایج آنالیز فاکتور تقویتی: داده های خلاصه شده برای شاخص صنایع تکی
جدول چهار: آمار توصیفی برای مقایسه میانگین های متغیربین کارخانه های تولیدی خیلی ناب و اندکی ناب
جدول 5 : نتایج اولیه 
جدول 6:آنالیز مدیریت
جدول 7:بسته حسابداری مدیریت واقدامات کنترل که با تولید ناب مدیریت شده اند.
تست های مطلق 
نتایج
محدودیتهای تحقیق
ضمیمه یک : توضیح اقدامات کنترلی و حسابداری مدیریت قبل و بعد از اجرای تولید ناب.


 
کلمات کلیدی
مدیریت حسابداری - شیوه های کنترل - محیط - تولید ناب
ترجمه چکیده
یک استراتژی ناب به سرعت در بخش تولید در حال تبدیل شدن به الگوی غالب است.Kennedy و Widener از یک مطالعه موردی به منظور طراحی یک چارچوب نظری از رویه های کنترل و حسابداری مدیریت برای شرکت های پیروی کننده از استراتژی تولید ناب، استفاده می کنند. کار ما بر پایه مطالعات Kennedy و Widener انجام می شود، بدین ترتیب که با بررسی یک مدل معادله ساختاری، شواهدی در مورد میزان مرتبط بودن پیاده سازی تولید ناب با پنج رویه کنترل و حسابداری مدیریت فراهم می شود. با استفاده کردن از داده های پیمایشی مربوط به 244 شرکت آمریکایی که به تولید ناب علاقه دارند، رابطه مثبت مستقیمی بین دامنه پیاده سازی یک تولید ناب و سیستم گزارش دهی استراتژیک، قیمت گذاری جریان ارزش، اطلاعات سنجش عملکرد بصریو توانمندسازی کارکنان یافته ایم. همچنین، رابطه مستقیم منفی با ردیابی موجودی می یابیم؛ باوجود این، مشخص شد این رابطه وابسته به میزان پشتیبانی مدیریت ارشد برای تغییرات در استراتژی های تولید است، به طوری که شرکت ها وابستگی به ردیابی موجودی را در صورت وجود حمایت قوی از طرف مدیریت، کاهش دهند. همچنین، در نتیجه گیری بیان می شود رویه های کنترل و حسابداری مدیریت همراه با هم به عنوان یک بسته در محیط تولید ناب عمل می کنند که شواهد این موضوع با توجه به بسیاری از روابط مستقیم بین پنج رویه کنترل و حسابداری مدیریت، قابل مشاهده است.
ترجمه مقدمه
تولید ناب معمولاً به عنوان مهم‌ترین استراتژی برای شرکت های تولیدی در نظر گرفته می شود که به دنبال دستیابی به عملکردی با کلاس جهانی هستند. هم زمان با آنکه شرکت ها در پیاده سازی تولید ناب پیشرفت می کنند، بسیاری از آن‌ها نیاز برای یک سیستم کنترل و حسابداری مدیریت پشتیبان را تشخیص می دهند. با وجوداین، تحقیقات حسابداری نتوانسته است به سرعت اهمیت مطابقت دادن رویه های کنترل و حسابداری مدیریت با یک استراتژی تولید ناب را تشخیص دهد. مطالعه ما با بررسی چگونگی استفاده و کاربرد رویه های حسابداری مدیریت و کنترل در پشتیبانی از تولید ناب، این محدودیت ایجاد شده را بررسی می کند. شرکت های تولیدی با پیاده سازی رویه هایی مانند چرخه های کیفیت، کنترل فرایند آماری، نظریه محدودیت ها، مدیریت موجودی به موقع (JIT)، مدیریت کیفیت کل (TQM)، شش سیگما و نگهداری بازدارنده کل (TPM)، به بازار رقابتی مربوط به دو دهه گذشته پاسخ داده اند.اخیراً، این رویه ها به عنوان عناصری از یک استراتژی تولید ناب تشخیص داده شده اند. اساس استراتژی تولید ناب آن است که «تمام فرایندها و کارکردهای تجاری به درون یک سیستم واحد، منسجمیکپارچه سازی شوند که هدف اصلی آن فراهم کردن ارزش بهتر برای مشتری ها است» ایده یکپارچه سازی با این دیدگاه سازگار است که سیستم های کنترل و حسابداری با استراتژی هماهنگ هستند؛ باوجود این، شواهد تجربی اندکی وجود دارد که اطلاعاتی در مورد یکپارچه سازی رویه های کنترل و حسابداری مدیریت با یک استراتژی تولید ناب در اختیار ما قرار دهد.Kennedy و Widenerبا استفاده از یک مطالعه موردی کیفی نتیجه گیری کردند که رویه های کنترلی و حسابداری در حمایت از یک استراتژی تولید ناب، تغییر می کنند. هدف این مطالعه ادامه کار Kennedy و Widener و ارائه شناخت تجربی عمیق تری از رویه های کنترل و حسابداری مدیریت استفاده شده توسط بخشی از شرکت های تولیدی برای پشتیبانی از استراتژی تولید ناب خود است. به طور ویژه، هدف اول ما توصیف تجربی رابطه بین یک استراتژی تولید ناب و پنج رویه کنترل و حسابداری مدیریت است. اگرچه چندین مطالعه جنبه های مختلف مربوط به رویه های تولید ناب را بررسی می کنند، ما اطلاعات اندکی در مورد استفاده از رویه های کنترل و حسابداری مدیریت در این محیط ها داریم. بنا براین، شواهد تجربی کمی در مورد بعضی مسائل وجود دارد، از جمله اینکه آیا شرکت ها رویه های کنترل و حسابداری مدیریت خود را به منظور پشتیبانی از استراتژی تولید ناب تغییر می دهند. هدف دوم ما به دست آوردن دیدگاهی در این ارتباط است که رویه های کنترل و حسابداری مدیریت چگونه با کمک هم برای پشتیبانی از یک استراتژی تولید ناب کار می کنند. اگرچه به خوبی پذیرفته شده است که رویه های کنترل و حسابداری مدیریت با هم مرتبط بوده و به شکل یک «بسته واحد» کار می کنند، اطلاعات اندکی در این ارتباط وجود دارد که عوامل تشکیل دهنده این بسته استفاده شده برای پشتیبانی از یک استراتژی تولید ناب چه مواردی هستند. در سازگاری با نظر Kennedy و Widener، ما نیز رویه های کنترل و حسابداری مدیریت را مورد بررسی قرار می دهیم. رویه های حسابداری مدیریت به پردازش تراکنش هایی اشاره دارند که داده ها را به شیوه ای با معنی جمع آوری و گرداوری می کنند. با بهره گرفتن از کار Kennedy و Widener، استفاده از قیمت گذاری جریان ارزش (VSC)، ردیابی موجودیو یک سیستم گزارش دهی استراتژیک ساده شده را مورد بررسی قرار می دهیم. بیشتر شرکت های تولید کننده ناب از یک سازمان وظیفه گرا در جهت تبدیل شدن به شرکت هایی حرکت کرده اند که حول جریآن‌های ارزش سازمان دهی شده باشد. جریان ارزش، سلسله ای از فرایندها هستند که از طریق آن‌ها یک محصول تغییر یافته و به مشتری تحویل داده می شود. بنا براین، جریآن‌های ارزش وظایف را از طراحی محصول به فروش تا پشتیبانی اداری گسترش می دهند.VSC به طور مستقیم هزینه های تبدیل و مواد را برای جریآن‌های ارزش منفرد، دنبال می کنند. ردیابی موجودی به معنی نظارت و تخصیص هزینه های بالاسری و دیگر هزینه های انبار شدنی است، هم زمان با آنکه مواد خام از چرخه تولید عبور کرده و به محصول نهایی تبدیل می شوند. در نهایت،یک سیستم گزارش دهی استراتژیک ساده، موردی است که کارآمد بوده، پردازش تراکنش ها را حداقل می کند و از فرایند تصمیم گیری مربوط به یک استراتژی تولید ناب پشتیبانی می کند. سیستم های کنترل مدیریت، به نظارت و هدایت رفتار می پردازند، به منظور آنکه به همخوانی اهداف دست پیدا کنند. دوباره با بهره گرفتن از کار Kennedy و Widener، توانمند سازی کارکنان و اطلاعات سنجش عملکرد بصری را مورد بررسی قرار می دهیم. اطلاعات سنجش عملکرد بصری، اهداف، برنامه ها و فیدبک هایی را به شیوه ای ساده شده فراهم می کنند و اطلاعات را در قالبی در اختیار کارکنان صحن کارگاه قرار می دهند که پردازش آن ساده تر باشد. کارکنان توانمند شده قادر خواهند بود به طور مؤثر در تصمیم گیری های سریع و به موقع مشارکت داشته باشند که دستیابی به اهداف برنامه ریزی شده در تولید ناب را تسهیل می کند. با استفاده کردن از داده های مربوط به 244 شرکت آمریکایی که به تولید ناب علاقه مند هستند،یک مدل معادله ساختاری (SEM) را آزمایش می کنیم که رابطه بین تولید ناب و رویه های کنترل و حسابداری مدیریت را مورد بررسی قرار می دهد. فرضیه ای ارائه کرده و دریافتیم که دامنه پیاده سازی تولید ناب تأثیر مثبتی بر روی توانمند سازی کارکنان، اطلاعات سنجش عملکرد بصری، سیستم گزارش دهی استراتژیک ساده شده و VSC دارد؛ همچنین،تأثیری منفی بر روی ردیابی موجودی گزارش شده است. با وجود این، مشخص شد این رابطه منفی با ردیابی موجودی، وابسته به سطح حمایت مدیریت برای تغییرات در استراتژی های تولید است؛ یعنی، پشتیبانی مدیریت ارشد برای تغییر حیاتی است، به منظور آنکه وابستگی به ردیابی موجودی کاهش پیدا کند. این یافته ها نشان می دهند قالب چهار مورد از روابط بررسی شده، افزایشی است؛ باوجود این، قالب رابطه بین دامنه پیاده سازی تولید ناب و ردیابی موجودی، متقابل (برهمکنشی) است، زیرا تابعی از سطح پشتیبانی مدیریت ارشد برای تغییر در استراتژی های تولید خواهد بود. سپس، در ادامه مجموعه ای از رویه های کنترل و حسابداری مدیریت را مورد بررسی قرار می دهیم. بعد از کنترل کردن دامنه پیاده سازی تولید ناب، روابط معنی دار بسیاری را می یابیم که نشان می دهد این رویه ها همراه با هم به شکل یک بسته واحد عمل می کنند. این یافته نشان می دهد روابط بین دامنه پیاده سازی تولید ناب و هر یک از رویه های کنترل و حسابداری مدیریت نه تنها افزایشی، بلکه متقابل نیز هست. بنا براین،یافتیم که اثر کلی مربوط به دامنه پیاده سازی تولید ناب بر روی هر رویه حسابداری مدیریت، بزرگتر از هر اثر مستقیم دیگر است. در نهایت، در ادامه رابطه بین ردیابی موجودی و VSC را بررسی کرده و دریافتیم شرکت ها سیستم های حسابداری دوگانه ای را در گروهی از شرکت ها به کار می گیرند که تا دامنه کمی تولید ناب را پیاده سازی کرده اند؛ تنها زمانی که دامنه پیاده سازی تولید ناب بالا باشد، شرکت ها می توانند VSC را برای ردیابی موجودی جایگزین کنند. این نشان می دهد قالب رابطه بین VSC و ردیابی موجودی به شکل متقابل است، زیراوابسته به سطح پیاده سازی تولید ناب خواهد بود. این مطالعه به چهار طریق به منابع کمک می کند. در ابتدا به درخواستی برای انجام تحقیقات تجربی پاسخ می دهد، به منظور آنکه درک ما از این موضوع شفاف تر شود که آیا شرکت ها رویه های کنترل و حسابداری مدیریت را به منظور پشتیبانی از استراتژی تولید ناب پیاده سازی می کنند. دیگر محققان پیشنهاد کرده اند به منظور آنکه تحقیقات حسابداری مدیریت با موضوع مرتبط و سودمند باشد، باید نقش رویه های حسابداری مدیریت جدید در محیط های معاصر را بررسیکرد. دوم، ما نشان می دهیم رابطه بین تولید ناب و ردیابی موجودی جهانی نیست، بلکه وابسته به پشتیبانی مدیریت ارشد در استراتژی های تولید است. سوم، ما رابطه بین رویه های کنترل و حسابداری مدیریت را بررسی می کنیم که نشان می دهد آن‌ها در پشتیبانی از استراتژی های تولید ناب، به شکل یک بسته واحد عمل می کنند. همچنین در ادامه فرضیه ای ارائه کرده و دریافتیم رابطه بین ردیابی موجودی و VSC تابعی از دامنه پیاده سازی تولید ناب است. این تحقیق در پاسخ به درخواست Malmi و Brown برای انجام تحقیقات شفاف تر بر روی بسته های مناسب رویه های حسابداری مدیریت در محیط های خاص انجام شده است.آن‌ها مطالعه موردی Kennedy و Widenerرا به عنوان نمونه ای از درک پیکربندی کنترل های حسابداری مدیریت برای یک محیط ناب، اشاره می کنند. در نهایت، از پایگاه داده خلق شده مربوط به تحقیقی با میزان پاسخ بالا که توسط گروهی از کاربران تولید ناب فراهم شده است، استفاده می کنیم. این کار سنجش بهتری از ساختارها را تسهیل می کند، زیرا درک واضح و رایجی از سؤالات تحقیق وجود خواهد داشت. در نهایت، اعتماد بالایی به قابلیت اطمینان نتایج ایجاد خواهد شد.
پیش نمایش مقاله
پیش نمایش مقاله رویه های کنترل و حسابداری مدیریت در یک محیط تولید ناب

چکیده انگلیسی

A lean strategy is rapidly becoming the dominant paradigm in manufacturing. Kennedy and Widener (2008) use a case study to develop a theoretical framework of management accounting and control practices for firms following a lean manufacturing strategy. We build on Kennedy and Widener (2008) by examining a structural equation model that provides evidence on the extent to which a lean manufacturing implementation is related to five management accounting and control practices. Using survey data from 244 US companies with an interest in lean manufacturing, we find a direct positive relation between the extent of a lean manufacturing implementation and a simplified strategic reporting system, value stream costing, visual performance measurement information, and employee empowerment. We find a direct negative relation with inventory tracking; however, we find it is conditional on the extent of top management support for change in production strategies such that firms decrease reliance on inventory tracking in the presence of strong management support. We also conclude that the management accounting and control practices work together as a package in a lean manufacturing environment as evidenced by the many direct associations among the five management accounting and control practices.

خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.