دانلود مقاله ISI انگلیسی شماره 9904 + ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله

ارزیابی برخی استراتژی های سرمایه گذاری معروف تحت نرخ بهره تصادفی

کد مقاله سال انتشار مقاله انگلیسی ترجمه فارسی
9904 2013 13 صفحه PDF 19 صفحه WORD
خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.
عنوان انگلیسی
An evaluation of some popular investment strategies under stochastic interest rates
منبع

Publisher : Elsevier - Science Direct (الزویر - ساینس دایرکت)

Journal : Mathematics and Computers in Simulation, Volume 94, August 2013, Pages 96–108

فهرست مطالب ترجمه فارسی
چکیده 
واژه های کلیدی
1.مقدمه  
2.فرمول عملیاتی برای مقادیر ناکارآمد 
2.1 نمونه PDPM ساده 
جدول 1 استراتژی ناکارامد و استراتژی کارامد مشابه
2.2توسعه فرمول عملیاتی برای مقدار ناکارآمد
3. اجرای PDPM به وسیله شبیه سازی 
3.فرومل بندی مدل 
4. برآورد ماکسیمم درست نمایی از پارامترهای مربوطه
4.سه استزاتژی سرمایه گذاری 
5.1 . استراتژی متوقف کردن ضرر
5.2 . استراتژی قفل کردن
5.3 استراتژی زمان بندی بازار تصادفی
6 . نتایج و طرح شبیه سازی 
نتیجه گیری
کلمات کلیدی
استراتژی های سرمایه گذاری - میزان ناکارآمدی - افق سرمایه گذاری - مدل نرخ بهره - شبیه سازی مونت کارلو
ترجمه چکیده
مدل قیمت گذاری توزیع بازدهی (PDPM) دایبویگ ابزار قدرتمندی برای اندازه گیری ناکارآمدی هر استراتژی سرمایه گذاری در محیط چند دوره ای است. در این مطالعه، PDPM را به سه روش عمده تعمیم می دهیم. در مرحله اول، فرمول عملیاتی را برای محاسبه میزان ناکارآمدی استراتژی ایجاد می کنیم. در مرحله دوم، از شش افق سرمایه گذاری مختلف استفاده می کنیم که به منظور فراهم کردن تسهیلات برای سرمایه گذاران کوتاه مدت و بلند مدت از یک ماه تا پنج سال در نظر گرفته شده است. ثالثا و از همه مهمتر، خاصیت تصادفی نرخ بهره را در PDPM با استفاده از دو مدل نرخ بهره معروف ادغام می کنیم. تحت چنین فرمولی، ناکارآمدی سه استراتژی سرمایه گذاری محبوب را بررسی می کنیم. نتایج شبیه سازی ما نشان می دهد که مقادیر ناکارآمدی آنها به طور قابل ملاحظه ای زمانی که افق سرمایه گذاری بلند می شود و / یا زمانی که نرخ بهره کوتاه تصادفی است، افزایش می یابد. به طور کلی، استراتژی متوقف کردن ضرر بهتر از دو استراتژی دیگر از نظر میزان ناکارآمدی به اجرا در می آید.
ترجمه مقدمه
در مقاله اصلی، دایبویگ مدل قیمت گذاری توزیع بازدهی (PDPM) را ایجاد کرد و از آن به عنوان معیار عملکردی برای اندازه گیری ناکارآمدی استراتژی های سرمایه گذاری استفاده کرد که بازدهی نهایی آن برعکس چگالی قیمت دولتی نهایی نبود (به سادگی می توان اظهار داشت: چگالی قیمت دولتی، قیمت دولتی تقسیم شده با احتمال عینی است). به طور خلاصه، با در نظر گرفتن خطر و برگشت به یکدیگر، بازدهی PDPM تفاوت های (از این پش به عنوان مقدار ناکارآمدی بیان می شود) را بین هزینه استراتژی که توزیع معینی از بازدهی نهایی را تولید می کند و استراتژی کارآمد مشابه که توزیع مشابه را ایجاد می کند، اندازگیری می کند. کارایی PDPM متفاوت از کارایی CAPM است. در زمینه CAPM، مجموعه اوراق بهادار کارآمد دسته ای از اوراق بهادار مرزی با عایدی های مورد انتظار است که بسیار بالاتر از موجودی اوراق بهادر واریانس حداقلی می باشد. در زمینه PDPM، مشروط به اینکه بازدهی نهایی اوراق بهادر برعکس چگالی قیمت دولتی است، مجموعه اوراق بهادر موثر و کارامد می شود. در حالی که CAPM به بهینه سازی در دوره تک اهمیت می دهد، PDPM به بهینه سازی چند دوره ای اهمیت می دهد. PDPM به طور کامل با تئوری منفعت مورد انتظار پذیرفته شده فون نویمان و مورگنسترن سازگار است. با این وجود، ماهیت PDPM در تماس با برخی از توضیحات قرار می گیرد، در صورتی که بازدهی نهایی استراتژی بر عکس چگالی قیمت دولتی نهایی نباشد که در اینصورت ناکارآمدی را به دنبال خواهد داشت. فرض کنید حالت m در زمان نهایی T وجود دارد. اجازه دهید ایلات m در جهت نتیجه نهایی دسته بندی شود که در آن حالت 1 کمترین بازده و حالت m بالاترین بازده را در بر می گیرد. از آنجا که سرمایه گذاران در بازار به صورت کلی ریسک گریز فرض می شوند، بازده دلاری در حالت پایین تر نسبت به حالت بالاتر با ارزش تر است. از این رو، این افراد بیشتر تمایل دارند که اوراق بهادار ارو- دیبرو یا اوراق بهادار مطلق را در حالت پایین تر به جای حالت بالاتر پرداخت کنند. بر این اساس، اگر همه ایلات به همان اندازه محتمل باشند، قیمت های دولتی و یا چگالی قیمت دولتی در حالت پایین تر بزرگتر از حالت بالاتر است. از این رو، استراتژی که بازده نهایی آن برعکس تراکم قیمت دولتی نهایی نیست منجر به مقدار مشخصی از ناکارامدی خواهد شد. PDPM تکنولوژی قدرتمندی برای اندازه گیری ناکارآمدی از هر گونه استراتژی سرمایه گذاری در محیط های چند دوره ای محسوب می شود. با توجه به PDPM، بسیاری از استراتژی سرمایه گذاری محبوب (به عنوان مثال، جلوگیری از ضرر، مانع شدن و زمان بندی بازار به صورت تصادفی)، طراحی فرضی برای دست یافتن به اهداف سرمایه گذاری خاص، ناکارآمد هستند. در واقع، دایبویگ متوجه شد که مقادیر ناکارامد این استراتژی کاملا قابل توجه است. با این حال، دایبویگ PDPM خود را در فرمول ساده ای که تنها استراتژی های کوتاه مدت را با پول نقد و سهام در بر می گیرد، جای داد. به طور خاص، برای محاسبه مقادیر ناکارآمد این استراتژی ها با افق سرمایه گذاری یک ساله، از طرح براونی هندسی برای قیمت سهام و درصد هشت ثابت برای نرخ بهره کوتاه استفاده کرده است. مثل همیشه، نرخ بهره کوتاه مدت (و یا به سادگی بهره کوتاه مدت) دائما و به صورت غیر قابل پیش بینی تغییر می کند. از این رو، فرمول ساده او- با مجموعه نرخ بهره کوتاه مدت در هشت درصد در کل افق سرمایه گذاری- این تصور را فراهم می کند که کاربرد عملی از PDPM محدود است. در این مطالعه، PDPM را به سه روش عمده بیان کردیم. در مرحله اول، فرمول عملیاتی را برای محاسبه مقدار ناکارامدی هر استراتژی ایجاد کردیم. در مرحله دوم، بر خلاف دایبویگ که تنها از افق سرمایه گذاری یک ساله استفاده کرده بود، از شش افق سرمایه گذاری مختلف استفاده می کنیم که به منظور فراهم کردن تسهیلات برای سرمایه گذاران کوتاه مدت و بلند مدت از یک ماه تا پنج سال در نظر گرفته شده است، زیرا میزان ناکارآمدی به تناسب طول افق سرمایه گذاری تغییر پیدا نمی کند. ثالثا و از همه مهمتر، PDPM را در چارچوب کلی تر و واقع بینانه تر فرمول بندی کردیم. به طور خاص، از دو مدل نرخ بهره برای توصیف ماهیت تصادفی نرخ بهره کوتاه مدت استفاده کردیم. یکی از این مدل ها، مدل کاس-اینگرسول-راس (CIR) است و دیگر مدل، مدل واسیسک است. دلیل مهم برای استفاده با هم این مدل ها در این مطالعه این است که دو مدل شامل پارامترهای یکسان هستند (معادلات (6) و (7) رادر بخش 3 ملاحظه کنید). به این ترتیب، مقادیر ناکارآمد تحت دو مدل بدست می آید که به آسانی قابل مقایسه است. برای پیاده سازی، سه مورد متفاوت را برای ارزیابی نرخ کوتاه مدت در طول شش افق سرمایه گذاری تنظیم کردیم: اولین مورد بدین صورت است که نرخ کوتاه مدت ثابت را فرض کنیم (همانطور که توسط دایبویگ استفاده شد)، دوم این که مدل CIR را برای نرخ کوتاه مدت فرض کنیم و سوم این که مدل واسیسک را برای نرخ بهره کوتاه مدت فرض کنیم. این مطالعه برای بررسی ناکارآمدی تحت سه مورد از این سه استراتژی سرمایه گذاری محبوب به وجود آمده است: جلوگیری از ضرر، ایجاد مانع و زمان بندی بازار تصادفی. مابقی مقاله به شرح زیر است. در بخش 2، در ابتدا مثال ساده ای از PDPM ارائه میکنیم و سپس فرمول عملی را برای محاسبه میزان ناکارآمدی استراتژی بیان می کنیم. در بخش 3، فرمولی را برای چگالی قیمت دولتی نهایی در استراتژی مبتنی بر طرح براونی هندسی برای قیمت سهام و یا مدل CIR و یا مدل واسیسک برای نرخ کوتاه مدت مشتق می گیریم. در بخش 4 پارامترهای مربوطه را با استفاده از روش حداکثر درست نمایی می سنجیم. در بخش 5 شرح مفصلی از سه استراتژی ارائه می شود. در بخش 6، طرح شبیه سازی مان را بر اساس مقادیر پارامتر برآورد شده مطرح میم سازیم، واز طریق شبیه سازی مونت کارلو مقادیر ناکارآمد سه استراتژی را محاسبه می کنیم؛ و بخش 7 نتیجه گیری در مورد این تحقیق ارائه می کنیم.
پیش نمایش مقاله
پیش نمایش مقاله ارزیابی برخی استراتژی های سرمایه گذاری معروف تحت نرخ بهره تصادفی

چکیده انگلیسی

The payoff distribution pricing model (PDPM) of Dybvig [13] is a powerful tool for measuring the inefficiency of any investment strategy in a multiperiod setting. In this study, we extend the PDPM in three major ways. Firstly, we develop an operational formula for computing the inefficiency amount of a strategy. Secondly, we use six different investment horizons spanning from one month to five years to cater to short-term and long-term investors. Thirdly, and most importantly, we incorporate the stochastic nature of the short interest rate into the PDPM using two well-known interest rate models. Under such formulation, we investigate the inefficiency of three popular investment strategies. Our simulation results show that their inefficiency amounts increase considerably when the investment horizon lengthens and/or when the short interest rate is stochastic. In general, the stop-loss strategy performs better than the other two strategies in terms of inefficiency amount.

مقدمه انگلیسی

In his seminal paper, Dybvig [13] developed the payoff distribution pricing model (PDPM) and used it as a performance yardstick to measure the inefficiency of investment strategies whose terminal payoffs are NOT in reverse order of the terminal state price densities (simply stated, the state price density is the state price divided by the objective probability). In a nutshell, taking risk and return together, the PDPM efficiency measures the difference (hereafter referred to as inefficiency amount) between the cost of a strategy producing a given distribution of terminal payoff and that of the corresponding efficient strategy producing the same distribution. The PDPM efficiency is different from the CAPM efficiency [22] and [28]. In the CAPM context, efficient portfolios are those frontier portfolios with expected returns strictly higher than that of the minimum variance portfolio. In the PDPM context, a portfolio is efficient provided its terminal payoffs are in reverse order of the terminal state price densities. Whereas the CAPM concerns optimization over a single period, the PDPM concerns optimization over multiple periods. The PDPM is fully consistent with the generally accepted expected utility theory of Von Neumann and Morgenstern [34]. Nevertheless, the essence of the PDPM that inefficiency will result if terminal payoffs of a strategy are not in reverse order of the terminal state price densities calls for some explanations. Suppose there are m states at terminal time T. Let the m states be ranked in order of payoff, where state 1 has the lowest payoff and state m has the highest payoff. Since investors in the market as a whole are assumed risk-averse, dollar payoffs are more valuable in lower states than in higher states. Hence, they are willing to pay more for Arrow–Debreu securities [3] and [11] or pure securities in lower states than in higher states. Accordingly, if all the states are equally probable, state prices or state price densities are larger in lower states than in higher states. Hence, a strategy whose terminal payoffs are not in reverse order of the terminal state price densities will result in certain amount of inefficiency. The PDPM is a powerful technology for measuring the inefficiency of any investment strategy in a multiperiod setting. According to the PDPM, many popular strategies (e.g., stop-loss, lock-in, and random market timing), designed supposedly to achieve certain investment objectives, are inefficient. In fact, Dybvig [13] found that the inefficiency amounts of these strategies are quite substantial. However, Dybvig embodied his PDPM in a simple formulation involving only short-term strategies with cash and stock. Specifically, to compute the inefficiency amounts of these strategies with a one-year investment horizon, he used the geometric Brownian motion for the stock price and a constant eight percent for the short interest rate. As always, the short interest rate (or simply the short rate) changes constantly and unpredictably. Hence, his simple formulation – with the short rate set at eight percent over the entire investment horizon – gives the impression that the practical applicability of the PDPM is limited. In this study, we extend the PDPM in three major ways. Firstly, we develop an operational formula for computing the inefficiency amount of any strategy. Secondly, unlike Dybvig who used merely a one-year investment horizon, we use six different investment horizons spanning from one month to five years to cater to short-term and long-term investors because inefficiency amount does not vary proportionally with the length of the investment horizon. Thirdly, and most importantly, we formulate our PDPM in a more general and realistic framework. Specifically, we employ two commonly used interest rate models to characterize the stochastic nature of the short rate. One is the Cox–Ingersoll–Ross (CIR) model [8], [9] and [10] and the other is the Vasicek model [33]. An important reason for using them together in this study is that the two models involve the same parameters (see Eqs. (6) and (7) in Section 3). As such, the inefficiency amounts obtained under the two models are readily comparable. For implementation, we arrange three different cases for the evolution of the short rate over the six investment horizons: the first is that we assume constant short rate (as used by Dybvig), the second is that we assume the CIR model for the short rate, and the third is that we assume the Vasicek model for the short rate. That said, this study sets out to investigate the inefficiency under the three cases of the following three popular investment strategies: stop-loss, lock-in, and random market timing. The rest of the paper proceeds as follows. In Section 2, we first give a simple PDPM example and then develop an operational formula for computing the amount of inefficiency of a strategy. In Section 3, we derive a formula for the terminal state price density for a strategy based on the geometric Brownian motion for the stock price and either the CIR model or the Vasicek model for the short rate. Section 4 estimates the relevant parameters using the maximum likelihood method. Section 5 gives a detailed description of the three strategies. In Section 6, we lay out our simulation design and, based the estimated parameter values, compute through Monte Carlo simulation the inefficiency amounts of the three strategies. Section 7 concludes this research.

نتیجه گیری انگلیسی

In this study, we extend the PDPM of Dybvig in three main ways. First, we develop an operational formula for computing the inefficiency amount of a strategy. Second, we use six different investment horizons spanning from one month to five years to cater to short-term as well as long-term investors. Third, we incorporate the stochastic nature of the short rate into the PDPM using the CIR model and the Vasicek model. Under such formulation, we investigate the inefficiency of three popular strategies. Our simulation results show that the inefficiency amounts for the three strategies increase considerably when the investment horizon lengthens and/or when the short rate evolves stochastically through time. As a whole, the stop-loss strategy performs better than the other two strategies in terms of inefficiency amount. According to the PDPM, given a set of strategies with the same initial cost, the one with the smallest inefficiency amount is most efficient. Within the realm of this study, given the three strategies, a rational investor, not knowing at time 0 what the market – be it Dybvig's, CIR's, or Vasicek's case – is in store for him over his investment horizon, would be better off by choosing ex ante the stop-loss strategy – particularly the one with a limit value of 0.80 if the short rate is not too volatile.

خرید مقاله
پس از پرداخت، فوراً می توانید مقاله را دانلود فرمایید.